دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۳۴

فیض کاشانی
یکچند بگرد خویشتن گردیدم یکچند ز این و آن خبر پرسیدم
آخر بدر خویش بدیدم مقصود دیدم دیدم که آخرین در دیدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات، روایتگر سفر درونی انسانی است که پس از جست‌وجوی بسیار در جهان بیرون و پرس‌وجو از دیگران برای یافتن حقیقت، سرانجام درمی‌یابد که گمشده‌اش در اعماق وجود خویش نهفته است.

شاعر با زبانی ساده، به این نکته عمیق عرفانی اشاره دارد که حقیقت و مقصد نهایی، نه در بیرون بلکه در درون خودِ انسان است و غفلت از خویشتن، دلیل اصلی سرگردانی آدمی در مسیر کمال است.

معنای روان

یکچند بگرد خویشتن گردیدم یکچند ز این و آن خبر پرسیدم

مدتی را در جست‌وجوی حقیقت، در بیرون از خود سپری کردم و از افراد بسیاری سراغ مقصود را گرفتم.

نکته ادبی: عبارت «بگرد خویشتن» در اینجا به معنای جست‌وجو در اطراف خویش و به عبارتی جست‌وجوی بیرونی است که با ساختار «خبر پرسیدن از این و آن» هم‌خوانی دارد.

آخر بدر خویش بدیدم مقصود دیدم دیدم که آخرین در دیدم

سرانجام دریافتم که مقصد درست در آستانه وجود خودم قرار دارد؛ به یقین رسیدم که آخرین پله و آخرین درِ دسترسی به حقیقت، خودِ من هستم.

نکته ادبی: تکرار فعل «دیدم» در مصراع دوم نشان‌دهنده رسیدن به شهود و یقین قلبی و تأکید بر کشف حقیقت است.

آرایه‌های ادبی

استعاره در

استعاره از راه، مسیر و یا وسیله رسیدن به حقیقت که در آستانه وجود شخص قرار دارد.

تضاد (طباق) این و آن / خویش

تقابل میان جست‌وجوی بیرونی (دیگران) و یافتن درونی (خویشتن) که محور اصلی معنایی اثر است.

تکرار (واج‌آرایی/تکرار واژه) دیدم دیدم

تکرار برای تأکید بر لحظه کشف و شهود و قطعیت یافتن حقیقتی که قبلاً پنهان بوده است.