دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۳۱

فیض کاشانی
از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم وز دمها چون آینه در زنگ شدم
بس نام نکوی بی مسمی دیدم از نام نکوی خویش در ننگ شدم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده سرخوردگی عمیق شاعر از جامعه و تعاملات اجتماعی است. شاعر از ریاکاری و تظاهری که در میان مردم می‌بیند، به تنگ آمده و این وضعیت را عاملی برای آلودگیِ جانِ پاکِ خود می‌داند. او جامعه را فضایی می‌بیند که در آن حقیقتِ آدمیان در پسِ نقاب‌های خوش‌نامی پنهان مانده است.

درونمایه اصلی، تقابل میان ظاهر و باطن است. شاعر در این فضای پر از تزویر، حتی از نامِ نیکِ خود نیز احساس شرم می‌کند، چرا که بیم آن دارد که این شهرت نیز همچون دیگران، تهی از معنا و حقیقت باشد. این نگرش، حاکی از یک منشِ جست‌وجوگر برای دستیابی به خلوص و حقیقتِ دور از آلودگی‌های دنیوی است.

معنای روان

از صحبت خلق سخت دلتنگ شدم وز دمها چون آینه در زنگ شدم

از معاشرت و گفت‌وگو با مردم به شدت خسته و دل‌زده شده‌ام؛ چرا که اثر منفیِ رفتار و کلامِ آنان، جانِ شفاف مرا همچون آینه‌ای که زنگار گرفته، کدر و تیره کرده است.

نکته ادبی: صحبت به معنای مصاحبت و همنشینی است و دم در اینجا به معنای نَفَس و کلامِ تأثیرگذارِ اطرافیان است که استعاره از آلودگیِ روحی‌ست.

بس نام نکوی بی مسمی دیدم از نام نکوی خویش در ننگ شدم

با افراد بسیاری برخورد کردم که تنها نامی نیک و عنوان‌های بزرگ دارند اما در عمل هیچ بویی از فضیلت نبرده‌اند؛ این حقیقتِ تلخ مرا به جایی رساند که از شهرت و نامِ نیکِ خود نیز احساس شرم و سرافکندگی می‌کنم.

نکته ادبی: بی‌مسمّی یعنی اسمی که حقیقت و واقعیت ندارد و ننگ به معنای عار و رسوایی است که از عدمِ تطابقِ ظاهر با باطن سرچشمه می‌گیرد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون آینه در زنگ شدم

تمثیلِ جانِ شفاف به آینه و آلودگیِ روحی به زنگارِ آن.

کنایه نام نکوی بی‌مسمی

اشاره به ریاکاری و عدمِ انطباقِ ظاهر و باطن.

تضاد نام نکو در برابر ننگ

نشان‌دهنده تغییرِ رویکردِ شاعر نسبت به مقوله شهرت و اعتبارِ دنیوی است.