دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۲۹

فیض کاشانی
از غیب رسد، بدل سروشی هر دم دلراست بدان سروش گوشی هردم
گه نغمهٔ حزن میرسد گاه طرب نیشی است بهر دمی و نوشی هر دم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به جریان پیوسته‌ی الهامات غیبی و پیام‌های درونی اشاره دارد که لحظه‌به‌لحظه بر قلب آدمی وارد می‌شود. قلب در این نگاه، جایگاه پذیرش حقیقت است و با گوشِ جان، ندای عالم غیب را دریافت می‌کند.

همچنین زندگی انسانی را عرصه‌ی تقابل و آمیزش غم و شادی، یا رنج و لذت می‌داند. شاعر معتقد است که هر لحظه از زندگی، ترکیبی از سختی‌ها و شیرینی‌هاست که گویی از منبعی واحد و بر اساس حکمتی پنهان به سوی انسان جاری می‌شود.

معنای روان

از غیب رسد، بدل سروشی هر دم دلراست بدان سروش گوشی هردم

در هر لحظه، پیامی از عالم غیب و الهام‌های معنوی به دل انسان می‌رسد و قلب ما، گوشِ شنوا و ظرفیت لازم را برای درک و دریافت این پیام‌های آسمانی داراست.

نکته ادبی: واژه سروش در ادب فارسی به معنای فرشته‌ی پیام‌آور یا الهام غیبی است. گوش داشتن در اینجا استعاره از آمادگی برای دریافت معانی و حقایق درونی است.

گه نغمهٔ حزن میرسد گاه طرب نیشی است بهر دمی و نوشی هر دم

این الهامات و رویدادهای درونی، گاهی با خود نغمه‌های اندوه می‌آورند و گاهی نوای شادی؛ به گونه‌ای که هر لحظه از زندگی انسان، هم رنج و سختی (نیش) در خود دارد و هم خوشی و حلاوت (نوش) را به همراه می‌آورد.

نکته ادبی: استفاده از واژگان متضاد نیش و نوش (آرایه تضاد) برای نشان دادن دوقطبی بودنِ تجربیات انسانی و پیوند ناگسستنی رنج و لذت در مسیر زندگی به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره سروش

اشاره به الهام و پیام‌های عالم غیب که بر دل انسان نازل می‌شود.

تضاد (طباق) نیش و نوش

قرار گرفتن دو مفهوم متضاد در کنار هم برای بیان دوگانگی و هم‌بستگی رنج و شادی در زندگی.

مجاز گوش داشتن دل

دل به جای شنونده قرار گرفته که بیانگر دریافتِ شهودیِ حقایق است.