دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۲۴

فیض کاشانی
خود را بمحیط خطر انداز و مترس سر در ره آن نگار در باز و مترس
بر سوختگان دست ندارد دوزخ با آتش عشق دوست در ساز و مترس

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی جسورانه و عرفانی، سالک راه حق را به نترسیدن و گذشتن از جان و مال در راه معشوق فرا می‌خواند. شاعر بر این باور است که کسی که در مسیر عشق گام برمی‌دارد و طعم سوختن در آتش شوق الهی را چشیده است، دیگر از عذاب و دشواری‌های دنیوی و اخروی، که از جنس آتش دوزخ‌اند، بیمی نخواهد داشت.

در حقیقت، این اثر دعوت‌نامه‌ای است برای رها کردن عافیت‌طلبی و غرق شدن در دریای خطرها برای رسیدن به وصال؛ چرا که در منطق عاشقان، آتش عشق، خود حفاظی است که سوزندگی آتش دوزخ را بر جان آنان بی‌اثر می‌کند.

معنای روان

خود را بمحیط خطر انداز و مترس سر در ره آن نگار در باز و مترس

خودت را به دریای پرتلاطم خطرات بینداز و ترسی به دل راه مده. در مسیر رسیدن به آن معشوق زیبا و بی‌همتا، جانت را فدا کن و باز هم مترس.

نکته ادبی: واژه محیط در متون کهن علاوه بر معنای فضای پیرامونی، به معنای اقیانوس یا دریای بزرگ نیز به کار می‌رفته است. نگار استعاره از معشوق حقیقی است.

بر سوختگان دست ندارد دوزخ با آتش عشق دوست در ساز و مترس

آتش جهنم بر کسانی که پیش از آن، در آتش عشق سوخته و فانی شده‌اند، هیچ تسلط و تأثیری ندارد. پس با آتش عشق دوست همراه شو و بساز و از هیچ‌چیز نترس.

نکته ادبی: سوختگان کنایه از عارفانی است که تعلقات دنیوی را در وجود خود سوزانده‌اند. عبارت دست ندارد به معنای عدم نفوذ یا قدرت داشتن است.

آرایه‌های ادبی

استعاره محیط خطر

مسیر دشوار سلوک و دشواری‌های راه عشق به دریای پرخطر تشبیه شده است.

تضاد سوختگان و آتش دوزخ

در اینجا میان آتش عشق و آتش دوزخ پیوندی استعاری ایجاد شده؛ سوختگانِ عشق از آتش دوزخ مصون‌اند که نوعی تضاد در معنای آتش است.

کنایه سر در ره آن نگار در باختن

کنایه از ایثار جان و گذشتن از هستی در راه معشوق.