دیوان اشعار - رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴
فیض کاشانیدرک و برداشت
هوش مصنوعیدرونمایه و پیام
این ابیات بازتابدهنده نگاهی عارفانه به ناپایداری دنیا و بیوفایی تعلقات زمینی است. شاعر با زبانی صریح و منتقدانه، از تغییر ماهیت دنیا سخن میگوید که چگونه از جلوهای دلانگیز به کوره آتشین اندوه بدل میشود.
درونمایه اصلی اثر، توصیه به دلبریدن از غیرِ حق و پناه بردن به عشق الهی است؛ چرا که هرچه جز او در دل کاشته شود، جز رنج و حسرت درو نخواهد کرد.
معنای روان
این دنیای زیبا که همچون باغی دلانگیز بود، سرانجام به کورهای آتشین و جایگاه رنج بدل شد و هر دوستی که به جز خدا در کنار من بود، چهرهی دشمنی از خود نشان داد.
نکته ادبی: تضاد میان «گلشن» (باغ پرگل) و «گلخن» (آتشدان حمام) نشاندهنده تغییر ناگهانی حالِ دنیا از زیبایی به تباهی است.
هرچه در دلم بذر محبت کاشتم، اگر جز عشق خدا بود، نتیجهاش تنها اندوه و حسرت شد که همچون خرمنی بزرگ، سراسر وجودم را فرا گرفت.
نکته ادبی: استفاده از استعاره «کاشتن» برای دلبستگیها و «خرمن» برای انبوهیِ اندوه، تصویری ملموس از نتیجهیِ تعلقاتِ دنیوی ارائه میدهد.
آرایههای ادبی
تضاد میان فضایِ پرطراوتِ آغازین و محیطِ عذابآورِ پایانی که نشاندهنده تغییر ماهیت دنیاست.
بهکارگیریِ واژه «کاشتن» برای بیانِ علاقه و وابستگی که در دل جای گرفته است.
اشاره به بذرِ کوچکِ اعمال یا عواطف که در نهایت به محصولی عظیم از اندوه بدل شده است.