دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۱۰

فیض کاشانی
ای فیض بسی موعظه گفتی بعبث در گوش نکردی درو سفتی بعبث
نوری بدل کسی نمی بینم من بس خانهٔ تاریک که رفتی بعبث

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده روحیه‌ای پرسش‌گر و سرزنش‌گر نسبت به خویشتن است؛ شاعری که دریافته تلاش‌های او برای آگاهی‌بخشی و نصیحت کردن دیگران، به دلیل ناآمادگی و تیرگیِ قلبِ مخاطبان، بی‌ثمر بوده است.

درونمایه اصلی شعر، بیان ناامیدی از تأثیرگذاری کلام و وعظ در جهانی است که گوش شنوا و دلی روشن برای پذیرش حقیقت در آن یافت نمی‌شود. شاعر خود را به خاطر صرفِ انرژی در راهی که به مقصد نرسیده، سرزنش می‌کند.

معنای روان

ای فیض بسی موعظه گفتی بعبث در گوش نکردی درو سفتی بعبث

ای فیض، تو موعظه‌های بسیاری را بیهوده بر زبان آوردی؛ چرا که خودت به آن‌ها گوش جان نسپردی و آن پندها را همچون مرواریدی که سوراخ می‌شود، در وجود خود نپروردی و به ثمر ننشاندی.

نکته ادبی: واژه 'در' در اینجا ایهام دارد؛ نخست به معنای مروارید و دوم به معنای درون یا حرف اضافه. 'سفتن' نیز به معنای سوراخ کردن مروارید است که در اینجا کنایه از درک و جذبِ عمیقِ معناست.

نوری بدل کسی نمی بینم من بس خانهٔ تاریک که رفتی بعبث

من در قلب و ضمیر هیچ‌کس اثری از نور هدایت و حقیقت نمی‌بینم؛ از این‌رو، تو بیهوده به خانه‌های تاریک، یعنی قلب‌های خالی از معرفت، وارد شدی و عمر خود را تلف کردی.

نکته ادبی: استعاره 'خانه تاریک' برای توصیف قلبی که فاقد شعور و معرفت الهی است، به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

ایهام در

معنای اول مروارید و معنای دوم حرف اضافه (درون) است.

کنایه سفتن در

کنایه از به بار نشستن پند و اندرز و بهره‌مندی از آن.

استعاره خانه تاریک

توصیفِ قلب‌های ناآگاه و تهی از معرفت که نور حقیقت در آن راه نیافته است.