دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۵

فیض کاشانی
دانی ز چه عشق گلرخان مطلوبست با بهر چه سار و سوزشان مطلوبست
از دوزخ مرهوب و بهشت مرغوب آگاه شدن درین جهان مطلوبست

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در پی واکاویِ چراییِ خواسته‌های بشری است؛ هم در ساحتِ عشقِ زمینی و توجه به زیبایی‌های ظاهری، و هم در افق‌های متعالی که آدمی را به اندیشیدن در بابِ سرانجامِ اخروی و شناختِ حقیقتِ دوزخ و بهشت فرامی‌خواند.

شاعر با پرسشگری، مخاطب را به تأمل وامی‌دارد تا دریابد که ریشه‌ی تمامِ این گرایش‌ها، میلِ باطنی انسان به کشف و آگاهی است؛ چه در سوز و گدازِ عشقِ زیبارویان باشد و چه در خوف و رجایِ دنیایِ دیگر.

معنای روان

دانی ز چه عشق گلرخان مطلوبست با بهر چه سار و سوزشان مطلوبست

آیا می‌دانی چرا عشق ورزیدن به زیبارویان این‌چنین دلخواه و مطلوب است؟ و به چه دلیل، هم‌نوایی و سوز و گدازی که از عشق آنان برمی‌خیزد، این‌قدر برای عاشق خواستنی است؟

نکته ادبی: «گلرخان» استعاره از معشوقانِ زیباروست. «سار» در اینجا احتمالاً تصحیفی از «ساز» به معنای هم‌نوایی و توافق است که در کنار «سوز» (گدازِ عاشقانه) جفت شده است.

از دوزخ مرهوب و بهشت مرغوب آگاه شدن درین جهان مطلوبست

مقصود و هدفِ نهایی در این جهان، رسیدن به معرفت و آگاهیِ عمیق نسبت به دو جایگاه است: دوزخ که جایگاهِ ترس و بیم است و بهشت که جایگاهِ رغبت و میل است.

نکته ادبی: استفاده از آرایه تضاد در واژگانِ «مرهوب» (موردِ ترس) و «مرغوب» (موردِ میل) در کنارِ «دوزخ» و «بهشت»، تقابلِ معناییِ دقیقی را برای تبیینِ جایگاهِ خوف و رجا در اندیشه‌ی انسان ایجاد کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) دوزخ / بهشت، مرهوب / مرغوب

شاعر با کنار هم قرار دادنِ اضداد، به تعادل و تقابلِ بنیادینِ میانِ بیم و امید در نگرشِ انسان اشاره می‌کند.

استعاره گلرخان

تشبیه زیبارویان به گل برای تأکید بر لطافت و زیباییِ چهره آنان.