دیوان اشعار - رباعیات

فیض کاشانی

رباعی شمارهٔ ۲

فیض کاشانی
در عهد صبی کرد جهالت پستت ایام شباب کرد غفلت پستت
چون پیر شدی رفت نشاط از دستت کی صید کند مرغ سعادت شصتت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات تصویری عبرت‌آمیز از گذر عمر و فرصت‌های از دست‌رفته ترسیم می‌کنند. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه، مراحل مختلف زندگی انسان از کودکی تا پیری را واکاوی کرده و نشان می‌دهد که چگونه انسان در هر دوره‌ای از عمر، به دلایل مختلف از رسیدن به سعادت حقیقی باز می‌ماند.

پیام اصلی این قطعه، هشدار نسبت به غفلت در دوران توانمندی و جوانی است. نویسنده تأکید می‌کند که با سپری شدن عمر و رسیدن به دوران پیری، نشاط و توانایی‌های انسان کاهش می‌یابد و دیگر فرصتی برای شکار مرغ سعادت باقی نمی‌ماند؛ چرا که ابزارهای توفیق، که همان قدرت و اراده جوانی است، از دست رفته‌اند.

معنای روان

در عهد صبی کرد جهالت پستت ایام شباب کرد غفلت پستت

در دوران کودکی نادانی تو را به پستی کشاند و در روزگار جوانی نیز بی‌خبری و غفلت باعث حقارت و عقب ماندن تو از مسیر کمال شد.

نکته ادبی: واژه صبی به معنای کودکی است. ترکیب فعل پست کردن در اینجا کنایه از از دست دادن مقام، عزت و فرصت‌های طلایی است.

چون پیر شدی رفت نشاط از دستت کی صید کند مرغ سعادت شصتت

هنگامی که پیر شدی و نیروی نشاط و شادابی از دست تو رفت، چگونه می‌توانی در این دوران ناتوانی، مرغ خوشبختی و سعادت را با دست خود صید کنی؟

نکته ادبی: شصت در اینجا به معنای انگشت شست و یا ابزار تیراندازی است که نماد قدرت و مهارت در گرفتن شکار است.

آرایه‌های ادبی

کنایه پستت

به معنای خوار شدن، بی‌اعتباری و از دست دادن جایگاه و فرصت‌های طلایی زندگی است.

استعاره مرغ سعادت

خوشبختی و موفقیت به پرنده‌ای تشبیه شده که صید کردنش نیازمند مهارت و قدرت جوانی است که در پیری از میان رفته است.

تکرار پستت

تکرار این واژه در پایان مصراع‌های بیت اول برای تأکید بر استمرار و همیشگی بودن ناکامی انسان در دوران مختلف زندگی است.