دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۴۲

فیض کاشانی
باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی بوسه خواهم که زنم مست بر آن لب هله هی
بادهٔ لعل از آن دست بلورین دو سه جام پرپر خواهم و سرشار و لبالب هله هی
تنگ خواهم که در آغوش کشم آن بر دوش چه شود در بزم آئی تو یک امشب هله هی
داردم چشم تو در آرزوی بیماری نظری کن که بتاب آیم و در تب هله هی
سوخت جانم ز فراقت صنما رحمی کن تا بکی در دل شب یارب و یارب هله هی
مطلبم نیست بجز آنکه فدای تو شوم چه شود گر برسم از تو بمطلب هله هی
جان خدا دوست بود فیض ندارد سر تن برهانم ز صنم خانه قالب هله هی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده در وهله نخست، تصویری از اشتیاقِ ملموس و شورِ انسانی برای وصالِ یار و بهره‌مندی از لذایذِ تنانه را به تصویر می‌کشد. شاعر با بیانی عریان و پراحساس، تمنای بوسه، در آغوش گرفتن و نوشیدنِ شرابِ وصل را در مجلسی خیالی زمزمه می‌کند.

در بخش پایانی، لحنِ اثر از ساحتِ مادی به سوی نوعی تجریدِ عرفانی تغییر جهت می‌دهد. این گذار از طلبِ وصالِ معشوقِ مجازی به رهاییِ جان از قفسِ تن، نشان‌دهنده آن است که این تمناهای زمینی، در نهایت تمهیدی برای ابرازِ عطشِ روح به رهایی و بازگشت به اصلِ خویش است.

معنای روان

باده خواهم که کشم ز آن لب و غبغب هله هی بوسه خواهم که زنم مست بر آن لب هله هی

آرزو دارم که از لب‌ها و چهره‌ی زیبای تو باده‌ای بنوشم و در حال مستی، بوسه‌ای بر آن لب‌ها بزنم.

نکته ادبی: هله هی در این متن به عنوان یک ترجیع‌بندِ آوایی و برای ایجاد موسیقی و ریتمِ شورانگیز به کار رفته است.

بادهٔ لعل از آن دست بلورین دو سه جام پرپر خواهم و سرشار و لبالب هله هی

از دستانِ لطیف و سفیدِ تو، چندین جام شرابِ سرخ می‌خواهم که کاملاً پر و لبریز باشد.

نکته ادبی: لعل استعاره از شرابِ قرمز است و دست بلورین کنایه از سفیدی و لطافتِ پوستِ دست است.

تنگ خواهم که در آغوش کشم آن بر دوش چه شود در بزم آئی تو یک امشب هله هی

تمنا دارم که تو را در آغوش بکشم؛ چه می‌شود اگر امشب به مجلسِ من بیایی و این آرزو برآورده شود؟

نکته ادبی: تنگ در اینجا قیدِ حالت است به معنای در آغوشِ محکم و نزدیک.

داردم چشم تو در آرزوی بیماری نظری کن که بتاب آیم و در تب هله هی

چشمانِ تو مرا دچارِ بیماریِ اشتیاق کرده است؛ نگاهی به من کن تا از این تبِ دوری و بی‌قراری نجات یابم.

نکته ادبی: بیماری در اینجا استعاره از رنجِ دوری و عشقی است که عاشق را ناتوان و تب‌دار می‌کند.

سوخت جانم ز فراقت صنما رحمی کن تا بکی در دل شب یارب و یارب هله هی

از دوریِ تو جانم آتش گرفته است، ای محبوبِ زیبا، رحمی کن؛ تا کی باید در سیاهیِ شب، با ناله و فریاد، خدا را صدا بزنم؟

نکته ادبی: صنما استعاره از معشوقی است که به دلیل زیبایی، به بت تشبیه شده است.

مطلبم نیست بجز آنکه فدای تو شوم چه شود گر برسم از تو بمطلب هله هی

هدف و خواسته‌ی من در این دنیا چیزی جز فدایی‌شدن برای تو نیست؛ چه می‌شود اگر با رسیدن به تو به این خواسته‌ام برسم؟

نکته ادبی: مطلب در این بیت به معنای هدف و آرزوی نهایی است.

جان خدا دوست بود فیض ندارد سر تن برهانم ز صنم خانه قالب هله هی

جانِ من خداخواه است و به تنِ مادی تعلق ندارد؛ مرا از این تنِ مادی که همچون بت‌خانه‌ای جان را اسیر کرده، رها کن.

نکته ادبی: صنم خانه قالب کنایه از بدنِ مادی است که روح را در خود حبس کرده و مانعِ پروازِ معنوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره صنم خانه قالب

تشبیه بدن به بت‌خانه برای نمایشِ اسارتِ روح در بندِ مادیات.

کنایه دست بلورین

کنایه از لطافت و درخششِ پوستِ دستِ معشوق.

مراعات نظیر باده، جام، لب، مست

شبکه‌ای از واژگان مرتبط با فضای بزم و میخوارگی که تصویرسازی را تقویت کرده است.

تکرار هله هی

استفاده از واژگان تکرار‌شونده برای القای حسِ شور، رقص و موسیقی در متن.