دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۹۷

فیض کاشانی
حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری داند پری افسونگری اما تو چیزی دیگری
مهر ار چه شد گرم وفا ماه ار چو شد محو صفا حور ار چه شد غرق حیا اما تو چیزی دیگری
بس در چمن گلها دمید بس سرو بستان قد کشید بس چشم گردون حسن دید اما تو چیزی دیگری
بس مهوش گل پیرهن شکر لب سیمین ذقن شد فتنه هر مرد و زن اما تو چیزی دیگری
بس زلف مشکین دیده ام بس سیب سیمین دیده ام بس شور و شیرین دیده ام اما تو چیزی دیگری
خورشید رویان دیده ایم زنجیر مویان دیده ام رشک نکویان دیده ام اما تو چیزی دیگری
بس روی زیبا دیده ام بس قد و بالا دیده ام بس مهر سیما دیده ام اما تو چیزی دیگری
بس دلبر دمساز هست افسونگر غماز هست عشوه ده طناز هست اما تو چیزی دیگری
بس روی گلگون دیده ام بس قد موزون دیده ام بس صنع بیچون دیده ام اما تو چیزی دیگری
شیرین شورانگیز هست بر ماه عنبر بین هست وز لعل شکر ریز هست اما تو چیز دیگری
فیض ار چه درها سفته اند اشعار نیکو گفته اند صاحبدلان پذرفته اند اما تو چیزی دیگری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، ستایش‌نامه‌ای است در تجلیل از بی‌همتاییِ معشوق که در آن شاعر با توسل به تصاویرِ آشنا و کلیشه‌های رایج در ادبیاتِ غنایی، می‌کوشد جایگاهِ منحصر‌به‌فردِ مخاطبِ خویش را برتر از تمامیِ جلوه‌های زیباییِ هستی بنمایاند. لحنِ اثر، سرشار از شیفتگی و اعتراف به درماندگی در وصفِ زیباییِ محبوب است که در تقابل با زیبایی‌های دیگر، درخشان‌تر جلوه می‌کند.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، «یگانگیِ مطلق» است. شاعر تمامیِ مظاهرِ زیبایی، از موجوداتِ اساطیری گرفته تا پدیده‌های طبیعی و شخصیت‌های تاریخی را یک‌به‌یک برمی‌شمارد و همگی را در برابرِ حضورِ نافذِ معشوق، ناکافی یا تکراری می‌پندارد. پیامِ نهایی، اثباتِ این حقیقت است که زیبایی‌های دیگر، تنها انعکاسی از زیباییِ معشوق هستند، اما ذاتِ او، چیزی فراتر و متفاوت از همه‌ی آن‌هاست.

معنای روان

حور ار چه دارد دلبری اما تو چیزی دیگری داند پری افسونگری اما تو چیزی دیگری

اگرچه حوریانِ بهشتی دلربایی می‌کنند، اما تو ویژگیِ خاص و بی‌مانندی داری؛ و اگرچه پریان می‌توانند با افسونگری دلبری کنند، باز هم تو تافته‌ای جدابافته‌ای که هیچ‌کدام به پای تو نمی‌رسند.

نکته ادبی: حور نمادِ زیباییِ آرمانی و آسمانی است. شاعر با حرف شرط «اگرچه» امتیازاتِ رقیبان را می‌پذیرد تا در نهایت، برتریِ معشوق را برجسته‌تر کند.

مهر ار چه شد گرم وفا ماه ار چو شد محو صفا حور ار چه شد غرق حیا اما تو چیزی دیگری

اگرچه خورشید نمادِ گرمی و وفاداری است و ماه نمادِ پاکی و روشنایی، و اگرچه حوریانِ بهشتی غرق در حیا هستند، اما تو با وجودِ همه‌ی این‌ها، موجودی متفاوت و برتر هستی.

نکته ادبی: مهر در اینجا به معنای خورشید است. تضاد میان ویژگی‌های طبیعی (گرمی و روشنایی) با حضورِ شخصیتِ معشوق برقرار شده است.

بس در چمن گلها دمید بس سرو بستان قد کشید بس چشم گردون حسن دید اما تو چیزی دیگری

در باغ و بوستان گل‌های بسیاری شکفته‌اند و سروهای بلندی قد کشیده‌اند و چشمِ فلک زیبایی‌های بی‌شماری را دیده است، اما تو همچنان چیزی متفاوت و برتر از همه‌ی این‌ها هستی.

نکته ادبی: چشمِ گردون به معنای آسمان یا روزگار است. شاعر با استفاده از کثرتِ زیبایی‌های طبیعی، زمینه را برای اثباتِ یگانگیِ معشوق فراهم می‌کند.

بس مهوش گل پیرهن شکر لب سیمین ذقن شد فتنه هر مرد و زن اما تو چیزی دیگری

چه بسیار زیبا‌رویانِ گل‌پوش و شیرین‌سخنی که چانه‌شان به سپیدیِ سیم است و باعثِ فتنه‌گری و آشوب در میانِ مرد و زن شده‌اند، اما تو همچنان چیزی متمایز و ویژه هستی.

نکته ادبی: فتنه در متونِ ادبی، اغلب به معنای زیباییِ دلربایی است که آرامشِ عاشق را به هم می‌زند.

بس زلف مشکین دیده ام بس سیب سیمین دیده ام بس شور و شیرین دیده ام اما تو چیزی دیگری

من زلف‌های سیاه و سیب‌های سیمین (تشبیهی برای گونه یا اندامِ زیبا) و شور و شیرینی‌های بسیاری در زندگی دیده‌ام، اما تو هنوز چیزی متفاوت و خاص نسبت به تمامِ این‌ها هستی.

نکته ادبی: سیبِ سیمین کنایه از زیبایی و لطافتِ اندام است. شاعر به تجربیاتِ دیداریِ خود برای تأکید بر برتریِ معشوق استناد می‌کند.

خورشید رویان دیده ایم زنجیر مویان دیده ام رشک نکویان دیده ام اما تو چیزی دیگری

ما چهره‌های درخشان مانند خورشید و گیسوانِ زنجیر‌وارِ بسیاری دیده‌ایم و کسانی که رشکِ خوبانِ عالم هستند را مشاهده کرده‌ایم، اما تو همچنان چیزی متمایز و برتر هستی.

نکته ادبی: زنجیر مویان اشاره به گیسوانِ مجعد و پرپیچ‌و‌تاب دارد که در ادبیاتِ کلاسیک بسیار محبوب است.

بس روی زیبا دیده ام بس قد و بالا دیده ام بس مهر سیما دیده ام اما تو چیزی دیگری

من صورت‌های زیبا و قد و قامت‌های موزونِ بسیاری دیده‌ام و کسانی که چهره‌شان مثلِ خورشید است مشاهده کرده‌ام، اما تو باز هم چیزی متفاوت و برتر هستی.

نکته ادبی: مهر سیما به معنای کسی است که چهره‌ای خورشید‌گون و درخشان دارد.

بس دلبر دمساز هست افسونگر غماز هست عشوه ده طناز هست اما تو چیزی دیگری

دلبرانِ هم‌دم، افسون‌گرانِ عشوه‎‌گر و طنازانِ ناز‌دارِ بسیاری وجود دارند، اما تو با همه‌ی این‌ها، باز هم چیزی متفاوت و منحصر‌به‌فرد هستی.

نکته ادبی: غماز به معنای کسی است که با چشم و ابرو اشاره می‌کند و طناز به معنای کسی است که با کرشمه و ناز دلبری می‌کند.

بس روی گلگون دیده ام بس قد موزون دیده ام بس صنع بیچون دیده ام اما تو چیزی دیگری

من صورت‌های گلگون و قد و قامت‌های موزون و متناسب و جلوه‌هایی از آفرینشِ بی‌مانندِ خداوند را دیده‌ام، اما تو همچنان چیزی متفاوت و ویژه هستی.

نکته ادبی: صنعِ بی‌چون اشاره به قدرتِ آفرینشِ خداوند دارد که هیچ‌گونه همانندی در عالمِ خلقت ندارد.

شیرین شورانگیز هست بر ماه عنبر بین هست وز لعل شکر ریز هست اما تو چیز دیگری

شیرینِ شورانگیز (اشاره به داستانِ خسرو و شیرین) و زیبارویانی که بوی خوشِ عنبر می‌دهند و لب‌هایی شکر‌ریز دارند وجود دارند، اما تو همچنان چیزی متفاوت و خاص هستی.

نکته ادبی: شیرین نمادِ زیبایی و عاشقی در ادبیاتِ فارسی است. عنبر‌بین به معنای دارای بوی خوشِ عنبر است.

فیض ار چه درها سفته اند اشعار نیکو گفته اند صاحبدلان پذرفته اند اما تو چیزی دیگری

اگرچه شاعران و فیض (تخلص شاعر) شعرهای نغز و زیبایی سروده‌اند و صاحبدلان آن را پذیرفته‌اند، اما تو همچنان چیزی متفاوت و فراتر از تمامِ این توصیفات هستی.

نکته ادبی: سفتنِ در کنایه از سخن گفتن و بیانِ کلامِ گهربار است. شاعر در بیتِ آخر به خود و سنتِ شاعری اشاره می‌کند.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) اما تو چیزی دیگری

تکرارِ این عبارت در پایانِ تمام ابیات، تأکیدِ اصلیِ شعر بر تفاوت و برتریِ مطلقِ معشوق نسبت به تمامیِ دیگران است.

تلمیح شیرین

اشاره به داستانِ مشهورِ عاشقانه خسرو و شیرین برای یادآوریِ زیباییِ الگویکِ تاریخی.

تشبیه خورشید رویان، سیب سیمین، ماه

استفاده از عناصرِ طبیعت و اسطوره برای ترسیمِ زیباییِ معشوق در ذهنِ مخاطب.

تضاد و مقابله تمام ابیات

شاعر با ذکرِ اوصافِ زیبا در مصراع‌های اول و نفیِ برتریِ آن‌ها نسبت به معشوق در مصراع‌های دوم، تضادی معنایی برای اثباتِ یگانگیِ محبوب ایجاد کرده است.