دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۹۱

فیض کاشانی
ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری چشمی ندیده مثل تو مه طلعتی سیمین بری
مه طلعتی سیمین بری شکر لبی سنگین دلی شکر لبی سنگین دلی عیاره افسونگری
چشمت بخون مردمان تیری نهاده در کمان تیری نهاده بر گمان پر فتنه و جادوگری
پر فتنهٔ جادوگری خونخوارهٔ خونبارهٔ مست خرابی ظالمی ویران کنی غارتگری
بهر شکار خاص و عام بنموده دانه زیر دام نامش نهاده خال و زلف از مشک تر با عنبری
آن نقطهای خال و خط گرد لب شیرین تو موریست پنداری هجوم آورده گردشگری
هر نرگسی هر عبهری بیمار چشم مست تو بیمار چشم مست تو هر نرگسی هر عبهری
هر شکری هر گوهری محو لب و دندان تو محو لب و دندان تو هر شکری هر گوهری
تا کی توان این دست را دیدن از آن کردن جدا یا رب بلطفت فیض را ده ز آن صراحی ساغری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در فضای غزل‌های عاشقانه کلاسیک سروده شده و به توصیف ویژگی‌های ظاهری و درونی محبوب می‌پردازد. شاعر در این قطعه، محبوب را موجودی بی‌مانند، قدرتمند و در عین حال بی‌رحم ترسیم می‌کند که با ابزارهای زیبایی خود، چون دام و صیاد، دل عاشقان را به تسخیر درمی‌آورد. محور اصلی متن، کشمکش میان زیبایی دل‌انگیز محبوب و آسیب‌هایی است که این زیبایی بر جان عاشق وارد می‌کند.

درونمایه کلی شعر، ستایشِ توأم با شکایت است؛ شاعر در حالی که شیفته و مسحورِ سیمایِ دلبر است، از قساوت و بی‌اعتنایی او نیز گلایه دارد. استفاده از استعاره‌های حماسی و شکارچی‌گونه برای توصیف اجزای صورت محبوب، نشان‌دهنده تسلط کامل معشوق بر سرنوشت عاشق و ناتوانی عاشق در برابر این جاذبه است.

معنای روان

ای آنکه هرگز در دو کون چون تو نبودی دلبری چشمی ندیده مثل تو مه طلعتی سیمین بری

ای کسی که در هر دو جهان، هیچ دلربایی به اندازه تو وجود نداشته است؛ هیچ چشمی در دنیا هرگز فردی با چهره‌ای چون ماه و اندامی نقره‌فام مانند تو ندیده است.

نکته ادبی: «دو کون» استعاره از دنیا و آخرت است. «سیمین‌بر» کنایه از زیبایی و لطافت تن است.

مه طلعتی سیمین بری شکر لبی سنگین دلی شکر لبی سنگین دلی عیاره افسونگری

محبوب من، کسی است با چهره‌ای همچون ماه، تن نقره‌فام، لبان شیرین، اما قلبی سخت و سنگین؛ او افسونگری است که با حیله و نیرنگ دل می‌برد.

نکته ادبی: تکرار مصراع اول برای تأکید بر صفات متناقض معشوق (شیرینی لب در مقابل سنگدلی) است.

چشمت بخون مردمان تیری نهاده در کمان تیری نهاده بر گمان پر فتنه و جادوگری

چشمان تو همچون تیراندازی ماهر، تیری در کمان نهاده تا به خونِ جان مردم تشنه باشد؛ تیری که سرشار از فتنه، آشوب و جادوگری است.

نکته ادبی: چشم به کمان و نگاه به تیر تشبیه شده است که آرایه‌ای کلاسیک در ادبیات عاشقانه برای بیان قدرت ویرانگرِ نگاه معشوق است.

پر فتنهٔ جادوگری خونخوارهٔ خونبارهٔ مست خرابی ظالمی ویران کنی غارتگری

تو سرشار از فتنه‌گری و جادویی، خونخواری که به خون عاشقان تشنه‌ای؛ تو مستِ خرابی هستی و ظالمی که دنیا را ویران کرده و به غارت می‌بری.

نکته ادبی: «مست خرابی» اشاره به مستیِ ناشی از قدرتِ معشوق در ویران کردنِ دلِ عاشق دارد.

بهر شکار خاص و عام بنموده دانه زیر دام نامش نهاده خال و زلف از مشک تر با عنبری

برای شکارِ خاص و عام، دامی پهن کرده‌ای و در زیر آن دانه‌ای نهاده‌ای؛ نام این دام و دانه را خال و زلفِ خوش‌بوی خود گذاشته‌ای که از مشک و عنبر ساخته شده است.

نکته ادبی: خال و زلف به دام و دانه تشبیه شده است که نشان‌دهنده زیرکیِ معشوق در به دام انداختن عاشقان است.

آن نقطهای خال و خط گرد لب شیرین تو موریست پنداری هجوم آورده گردشگری

آن خال سیاه و خطی که پیرامون لب‌های شیرین توست، گویی مورچه‌ای است که به دورِ منبعِ شیرینی هجوم آورده و در حال گردش است.

نکته ادبی: تشبیه خال به مورچه و لب به شیرینی، تصویری بسیار رایج و دلنشین در شعر فارسی است.

هر نرگسی هر عبهری بیمار چشم مست تو بیمار چشم مست تو هر نرگسی هر عبهری

هر گل نرگس و هر گل عبهر (نوعی گل سفید)، در برابر چشمان مست تو بیمار و زار شده‌اند؛ زیرا زیبایی تو جلوه آن‌ها را از بین برده است.

نکته ادبی: نرگس به دلیل شباهت به چشم، نماد چشم معشوق است. در اینجا چشم معشوق برتر از گل‌های طبیعی دانسته شده است.

هر شکری هر گوهری محو لب و دندان تو محو لب و دندان تو هر شکری هر گوهری

هر قند و شکری و هر گوهر گران‌بهایی، در برابر لب و دندان تو محو و بی‌ارزش شده‌اند؛ گویی زیبایی آن‌ها در مقابل تو ناچیز است.

نکته ادبی: مبالغه در زیباییِ دندان (به سفیدی گوهر) و لب (به شیرینی شکر) از آرایه‌های اغراق‌آمیز برای ستایش محبوب است.

تا کی توان این دست را دیدن از آن کردن جدا یا رب بلطفت فیض را ده ز آن صراحی ساغری

تا کی باید این دست‌های نیاز را از وصال تو دور دید؟ پروردگارا، به لطف خود از آن شرابِ وصلِ معشوق، ساغری به عاشقِ دل‌خسته عنایت کن.

نکته ادبی: صراحی و ساغر نمادهای عرفانی از فیض و رحمتِ الهی یا وصال به محبوب هستند.

آرایه‌های ادبی

استعاره تیری نهاده در کمان

تشبیه نگاه و چشمان محبوب به تیر و کمان برای نشان دادن قدرت نفوذ و آسیب‌رسانی آن.

تشبیه خال و خط گرد لب ... موریست

خال سیاه پیرامون لب به مورچه‌ای تشبیه شده که گردِ شیرینی جمع شده است.

تضاد شکر لبی سنگین دلی

جمع شدن شیرینیِ لب و سختیِ دل در یک نفر برای نشان دادن پارادوکس‌های وجودی محبوب.

مبالغه ویران کنی غارتگری

اغراق در توانایی محبوب برای ویران کردن زندگی و دل عاشق.

نمادگرایی نرگس

استفاده از گل نرگس به عنوان نماد چشم که در این شعر برای نشان دادن زیبایی چشم محبوب به کار رفته است.