دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۹۰

فیض کاشانی
چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری در هیچ بومی و بری چون تو نبوده دلبری
چشمی ندیده گوهری مانند تو در هر دو کون مانند تو در هر کون چشمی ندیده گوهری
هر جامه نیک اختری از مهر رویت مستنیز از مهر رویت مستنیز هر جا مهی نیک اختری
هر سروری هر مهتری رام و اسیر و بنده ات رام و اسیر و بنده ات هر سروری هر مهتری
سوزیده هر بال و پری در آتش سودای تو در آتش سودای تو سوزیده هر بال و پری
گم گشته هر جا رهبری در راه بی پایان تو در راه بی پایان تو گم گشته هرجا رهبری
از باغ وصل تو بری کی فیض را روزی شود کی فیض را روزی شود از باغ وصل تو بری

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی ستایش‌گرانه به توصیف زیبایی بی‌همتای معشوق می‌پردازد که در پهنه هستی نظیر ندارد. شاعر در فضایی آکنده از حیرت و شیدایی، معشوق را کانون مرکزی تمام زیبایی‌ها و قدرت‌ها معرفی می‌کند و عجز و ناتوانیِ بزرگان و راهنمایان را در برابر شکوه او به تصویر می‌کشد.

در لایه‌های عمیق‌تر، این شعر بازتاب‌دهنده تجلیِ مطلقِ زیبایی در جهان است که همگان را به کرنش وامی‌دارد و در عین حال، مسیر عشق را برای رهروان، دشوار، پرخطر و بی‌پایان نشان می‌دهد که تنها با دست یافتن به میوه‌ی وصال به سرانجام می‌رسد.

معنای روان

چون تو نبوده دلبری در هیچ بومی و بری در هیچ بومی و بری چون تو نبوده دلبری

در هیچ سرزمینی در تمام دنیا، زیبارویی مانند تو یافت نمی‌شود و تو در تمامی اقلیم‌ها بی‌همتا هستی.

نکته ادبی: ترکیب بوم و بر به معنای سرزمین و دیار است و در متون کلاسیک برای اشاره به گستره جهان به کار می‌رود.

چشمی ندیده گوهری مانند تو در هر دو کون مانند تو در هر کون چشمی ندیده گوهری

در هر دو عالم (دنیا و آخرت)، هیچ چشمی گوهری گران‌بها و درخشان‌تر از تو ندیده است.

نکته ادبی: کون به معنای هستی و عالم است و هر دو کون اشاره به عالم مادی و معنوی دارد.

هر جامه نیک اختری از مهر رویت مستنیز از مهر رویت مستنیز هر جا مهی نیک اختری

هر ستاره خوش‌اقبال و درخشانی، در برابر نور چهره تو، چنان مبهوت و بی‌اختیار شده است که گویی مستی بر او چیره گشته و جلوه خود را از دست داده است.

نکته ادبی: مستنیز ترکیبی است که به معنای خیرگی و زوال درخشش در برابر پرتوِ والاتر به کار رفته است.

هر سروری هر مهتری رام و اسیر و بنده ات رام و اسیر و بنده ات هر سروری هر مهتری

تمام بزرگان، حاکمان و سرآمدان جامعه، در برابر تو سر تسلیم فرود آورده و اسیر و بنده کوی تو هستند.

نکته ادبی: مهتری به معنای بزرگی و سروری است و تقابل آن با اسیر، نشان‌دهنده نفوذ زیبایی معشوق است.

سوزیده هر بال و پری در آتش سودای تو در آتش سودای تو سوزیده هر بال و پری

هر عاشقِ صاحب‌دلی، در آتشِ عشق و تمنای تو، تمام هستی و وجودش را باخته و سوخته است.

نکته ادبی: بال و پر کنایه از وجود عاشق است که در مسیر پرواز به سوی معشوق در آتش عشق می‌سوزد.

گم گشته هر جا رهبری در راه بی پایان تو در راه بی پایان تو گم گشته هرجا رهبری

در مسیرِ بی‌انتها و دشوارِ رسیدن به تو، تمام راهنمایان و رهبران راه را گم کرده و حیران مانده‌اند.

نکته ادبی: اشاره به ناتوانی عقل و تدبیر در راه عشق که راهی عرفانی و فراتر از آموزه‌های ظاهری است.

از باغ وصل تو بری کی فیض را روزی شود کی فیض را روزی شود از باغ وصل تو بری

چه زمانی نوبتِ فیض (شاعر) می‌رسد که بهره‌ای از باغِ وصالِ تو نصیبش شود؟

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است و باغِ وصل استعاره از بهره‌مندی از دیدار و قرب معشوق است.

آرایه‌های ادبی

مبالغه در هیچ بومی و بری / در هر دو کون

تاکید بر منحصر به فرد بودن معشوق در تمام هستی.

استعاره آتش سودا / باغ وصل

توصیفِ سختیِ راهِ عشق و لذتِ دیدارِ معشوق.

تکرار ساختار ابیات

استفاده از الگوی بازگشت برای تاکید بر مفاهیم اصلی هر بیت.