دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۸۸

فیض کاشانی
یا من هو اقرب بی من حبل و ریدی فی حبک فارقت قریبی و بعیدی
کندم دل از اغیار و بدادم بتو ای یار زانروی که قفل دل ما را تو کلیدی
من سافر لاید له زاد بلاغ الا سفری عندک زادی و مزیدی
انعامک قدتم و احسانک قدغم عصیانک یا رب بنا غیر سدیدی
ان نحن عصینا فیه معترفو نا غفرانک یا رب لنا غیر بعیدی
تو دوختی آن را که بیهوده بریدیم هم دوختهٔ بیهدهٔ ما تو دریدی
چون خواهش تو خواهش ما را نگذارد خواهی بتو دادیم کن آنرا که مزیدی
زیر قدم تو شد خاک سر فیض تا بشنود از تو شهدائی و عبیدی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، مناجاتی است عرفانی و عمیق که در آن سالکِ طریقِ عشق، با زبانی ترکیبی از عربی و فارسی، عهدِ مودت و بندگی خود را با حضرت حق تجدید می‌کند. مضامین اصلی شعر بر پایه قرب الهی، ترک ماسوی‌الله، اعتراف به تقصیر و امید به رحمت بی‌کران خداوند بنا شده است.

شاعر در این ابیات، خداوند را نزدیک‌تر از رگ گردن به خود می‌یابد و با بیانی استعاری، سرگشتگیِ نفسِ خویش را در برابر عظمتِ لایزال الهی به تصویر می‌کشد و تمامِ تلاشِ خود را برای رسیدن به معشوق، وام‌دارِ عنایتِ خودِ او می‌داند.

معنای روان

یا من هو اقرب بی من حبل و ریدی فی حبک فارقت قریبی و بعیدی

ای خدایی که از رگ گردن به من نزدیک‌تری، به خاطر عشق تو، از همه نزدیکان و بیگانگان دوری گزیدم.

نکته ادبی: اشاره به آیه شانزدهم سوره ق (نحن اقرب الیه من حبل الورید) که نمادی از قرب ذاتی خداوند به انسان است.

کندم دل از اغیار و بدادم بتو ای یار زانروی که قفل دل ما را تو کلیدی

دلم را از محبت غیر تو جدا کردم و به تو سپردم، ای یار، چرا که تنها تویی که می‌توانی قفلِ بستهِ قلبِ مرا بگشایی.

نکته ادبی: استعاره از دل به عنوان گنجینه‌ای که با کلید عنایت الهی گشوده می‌شود.

من سافر لاید له زاد بلاغ الا سفری عندک زادی و مزیدی

هر کس که بدون توشه راهی سفر شود به مقصد نمی‌رسد؛ اما سفر من به سوی تو متفاوت است، چرا که خودِ تو زاد و توشه و فزونیِ من در این راه هستی.

نکته ادبی: استفاده از اصطلاح عرفانی سفر الی الله؛ خداوند در اینجا هم مقصد است و هم وسیله رسیدن (توشه).

انعامک قدتم و احسانک قدغم عصیانک یا رب بنا غیر سدیدی

نعمت‌های تو کامل و احسان تو فراگیر است؛ پروردگارا، نافرمانی ما در برابر تو، کاری نادرست و بیهوده بوده است.

نکته ادبی: تضاد میان انعام و احسان خداوند با عصیان بنده که نشان‌دهنده شرمندگی سالک است.

ان نحن عصینا فیه معترفو نا غفرانک یا رب لنا غیر بعیدی

اگر ما گناه کردیم، نزد تو به آن اعتراف می‌کنیم؛ ای پروردگار، بخشش و آمرزش تو از ما دور نیست.

نکته ادبی: اعتراف به گناه به عنوان گام نخست توبه و رجوع به درگاه الهی.

تو دوختی آن را که بیهوده بریدیم هم دوختهٔ بیهدهٔ ما تو دریدی

آنچه را که ما از سرِ نادانی گسستیم، تو دوباره پیوند دادی و آنچه را که ما بیهوده به هم دوختیم و بافته بودیم، تو به عدل خود دریدی و از بین بردی.

نکته ادبی: آرایه تضاد بین دوختن و دریدن که نشان‌دهنده تصرف الهی در امور بنده است.

چون خواهش تو خواهش ما را نگذارد خواهی بتو دادیم کن آنرا که مزیدی

از آنجا که اراده‌ی تو بر خواهش‌های ما غالب است، ما اختیارِ خود را به دستِ تو سپردیم؛ هر چه می‌خواهی با آن انجام ده که هرچه تو کنی، عینِ خیر و فزونی است.

نکته ادبی: بیان مقام تسلیم و رضا که بالاترین مرتبه عرفانی است.

زیر قدم تو شد خاک سر فیض تا بشنود از تو شهدائی و عبیدی

خاکِ زیر پای تو، چشمه‌سارِ فیض و بخشش شد تا بندگانِ خاص و شاهدانِ جمالت، پیامِ هدایت را از تو بشنوند.

نکته ادبی: اشاره به مقام فناء که در آن بنده چنان در برابر حق خاضع می‌شود که گویی بر خاک افتاده و تنها صدای الهی را می‌شنود.

آرایه‌های ادبی

تلمیح حبل و ریدی

اشاره مستقیم به آیه ۱۶ سوره ق که خداوند را نزدیک‌تر از رگ گردن به انسان معرفی می‌کند.

استعاره قفل دل ما

دل به ظرفی دربسته تشبیه شده که تنها با کلیدِ لطف الهی باز می‌شود.

تضاد و مراعات نظیر دوختی / دریدی

آرایه تضاد که برای نشان دادن اصلاح امور بنده توسط خداوند به کار رفته است.