دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۴۱

فیض کاشانی
سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله نتیجهٔ دو جهان لا اله الا الله
زبان حال و مقال همه جهان گوید بآشکار و نهان لا اله الا الله
بگوش جان رسدم اینسخن بهر لحظه ز جزو جزو جهان لا اله الا الله
ز شوق دوست ببانگ بلند میگوید همه زمین و زمان لا اله الا الله
تو گوش باش که تا بشنوی زهر ذره چو آفتاب عیان لا اله الا الله
همین نه مومن توحید میکند بشنو ز سومنات مغان لا اله الا الله
نوشتهٔ اند بگرد عذار مغبچکان بخط سبز عیان لا اله الا الله
جمال و زیب بتان غمزه های معشوقان برمز کرد بیان لا اله الا الله
بگلستان گذری کن ببرگ گل بنگر ز رنگ و بوی بخوان لا اله الا الله
بباغ بنگر و آثار را تماشا کن شنو ز سرو روان لا اله الا الله
گذر بکوه بکن یا برو بدریا بار شنو ز گوهر و کان لا اله الا الله
ببر و بحر گذر کن بخشک و تر بنگر شنو ز این و ز آن لا اله الا الله
بگوش و هوش تو آید بهر طرف که روی اگر چنین و چنان لا اله الا الله
بکن تو پنبهٔ غفلت ز گوش و پس بشنو ز نطق خرد و کلان لا اله الا الله
ببحر وحدت در رو بنالهٔ بم و زیر بر آر از ته جان لا اله الا الله
همین نه ورد زبان کن ز جان و دل میگوی بناله و بفغان لا اله الا الله
سرود اهل معاصیست نغمهٔ دف و چنگ سرود متقیان لا اله الا الله
سحر ز هاتف غیبم ندا بگوش آمد که ایها الثقلان لا اله الا الله
میان صوفی و پیرمغان سخن میرفت چه گفت پیر مغان لا اله الا الله
ز پیر میکده کردم سوالی از توحید بباده گفت بدان لا اله الا الله
بگفتن دل و جان فیض اقتصار مکن بگو بنطق و زبان لا اله الا الله

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی عرفانی و عمیق، بر اصل وحدت وجود تأکید دارد و جهان هستی را آیینه‌ای تمام‌نما از صفات و ذات خداوند می‌داند. از نگاه شاعر، تمام ذرات عالم، از جمادات و نباتات گرفته تا پدیده‌های طبیعی، در حال تسبیح و ذکر خداوند و گواهی بر یگانگی او هستند.

شاعر خواننده را به بیداری و کنار نهادن حجاب‌های غفلت دعوت می‌کند تا با گوش جان، صدای ذکرِ

لا اله الا الله

را از متن هستی بشنود. فضای کلی اثر سرشار از شور و شوقِ توحیدی است و مرزهای میان موجودات مختلف را در سایه‌ی یک حقیقت واحد، یعنی خالق هستی، کمرنگ می‌کند.

معنای روان

سکینهٔ دل و جان لا اله الا الله نتیجهٔ دو جهان لا اله الا الله

شهادت به یگانگی خداوند، مایه آرامش دل و جان انسان و نتیجه و غایت نهاییِ زندگی در هر دو جهان است.

نکته ادبی: سکینه به معنای آرامش و وقار است. این بیت در مقام تخلص و محور اصلی تمام ابیات بعدی است.

زبان حال و مقال همه جهان گوید بآشکار و نهان لا اله الا الله

همه جهان، چه در آشکار و چه در نهان، با زبان حال و مقال، گواهی بر یگانگی خداوند می‌دهد.

نکته ادبی: زبان حال و مقال، تقابل میان بیان کلامی و گواهیِ ماهویِ موجودات است.

بگوش جان رسدم اینسخن بهر لحظه ز جزو جزو جهان لا اله الا الله

این حقیقت (توحید) هر لحظه از تک‌تک اجزای جهان به گوش جان من می‌رسد.

نکته ادبی: گوش جان استعاره از ادراک باطنی و شهودی است.

ز شوق دوست ببانگ بلند میگوید همه زمین و زمان لا اله الا الله

به خاطر اشتیاق به سوی دوست، تمام زمین و زمان با صدایی رسا گواهی بر یکتایی او می‌دهند.

نکته ادبی: زمین و زمان کنایه از تمام گستره هستی و تاریخ است.

تو گوش باش که تا بشنوی زهر ذره چو آفتاب عیان لا اله الا الله

تو باید اهل شنیدن باشی تا بتوانی از هر ذره وجود، مانند خورشید که آشکار است، ذکر یگانگی خداوند را بشنوی.

نکته ادبی: تشبیه ذره به خورشید نشان از آشکار بودن حقیقت الهی در کوچک‌ترین جزء عالم دارد.

همین نه مومن توحید میکند بشنو ز سومنات مغان لا اله الا الله

این تنها مومنان نیستند که توحید می‌گویند؛ بلکه اگر خوب بشنوی، حتی در بتکده‌ها نیز ندای یگانگی خداوند طنین‌انداز است.

نکته ادبی: سومنات استعاره از بتکده و نماد کفر است که شاعر آن را نیز آیینه‌ی توحید می‌بیند.

نوشتهٔ اند بگرد عذار مغبچکان بخط سبز عیان لا اله الا الله

بر چهره‌ی جوانان زیباروی، گویی با خطی سبز (موهای نو رسته بر صورت)، حقیقتِ یگانگی خداوند نگاشته شده است.

نکته ادبی: خط سبز در ادبیات فارسی به موهای نرم و نو‌رسته بر صورت معشوق گفته می‌شود.

جمال و زیب بتان غمزه های معشوقان برمز کرد بیان لا اله الا الله

زیبایی و کرشمه‌های معشوقان، در واقع رمز و رازی است که به زبان بی‌زبانی، خبر از یگانگی خداوند می‌دهد.

نکته ادبی: غمزه به معنای اشاره چشم و ابرو و از ابزارهای فریبندگی معشوق است.

بگلستان گذری کن ببرگ گل بنگر ز رنگ و بوی بخوان لا اله الا الله

به گلستان برو و به برگ گل نگاه کن؛ از رنگ و بوی آن، ذکر یگانگی خداوند را بخوان.

نکته ادبی: شاعر به تماشای آثار خلقت به عنوان نشانه‌های خدا دعوت می‌کند.

بباغ بنگر و آثار را تماشا کن شنو ز سرو روان لا اله الا الله

به باغ نگاه کن و آثار آفرینش را تماشا کن؛ از قامتِ موزون سروِ روان، ندای توحید را بشنو.

نکته ادبی: سرو روان نماد زیبایی، کشیدگی و اعتدال در قامت است.

گذر بکوه بکن یا برو بدریا بار شنو ز گوهر و کان لا اله الا الله

به کوه یا دریا سفر کن؛ از صدای گوهرها و معادن، ذکر یگانگی خداوند را بشنو.

نکته ادبی: کان (معدن) نماد سرچشمه و محل یافتن جواهر و اسرار است.

ببر و بحر گذر کن بخشک و تر بنگر شنو ز این و ز آن لا اله الا الله

به بیابان و دریا سفر کن و به خشکی و تری بنگر؛ از همه این‌ها و آن‌ها، ذکر یگانگی خداوند را بشنو.

نکته ادبی: بحر و بر تقابل‌های دوگانه برای شمولیت بخشیدن به کل هستی است.

بگوش و هوش تو آید بهر طرف که روی اگر چنین و چنان لا اله الا الله

به هر طرف که روی کنی، اگر هوش و گوشِ شنوا داشته باشی، ندای توحید را می‌شنوی.

نکته ادبی: چنین و چنان اشاره به همه حالات و مکان‌های ممکن دارد.

بکن تو پنبهٔ غفلت ز گوش و پس بشنو ز نطق خرد و کلان لا اله الا الله

پنبه‌ی غفلت را از گوشِ جان خود بیرون بیاور تا بتوانی ندای توحید را از زبان هر موجود کوچک و بزرگی بشنوی.

نکته ادبی: پنبه‌ی غفلت کنایه از نادانی و بی‌خبری است که مانع شنیدن حقایق می‌شود.

ببحر وحدت در رو بنالهٔ بم و زیر بر آر از ته جان لا اله الا الله

در دریای یگانگی خداوند غرق شو و با ناله‌های عاشقانه، از اعماق جانت ذکر توحید را سر بده.

نکته ادبی: بم و زیر اصطلاحات موسیقی هستند که استعاره از تمام ابعاد ناله و نیایش عاشقانه است.

همین نه ورد زبان کن ز جان و دل میگوی بناله و بفغان لا اله الا الله

این ذکر را تنها به عادتِ زبان تبدیل نکن، بلکه با جان و دل و با ناله و فغان، آن را از عمق وجود بگو.

نکته ادبی: تأکید بر تفاوت میان ذکرِ لقلقه زبان و ذکرِ قلبی و عارفانه.

سرود اهل معاصیست نغمهٔ دف و چنگ سرود متقیان لا اله الا الله

نغمه‌های دف و چنگ، سرودِ اهل گناه و دنیاست، اما سرودِ اهل تقوا، همان ذکر یگانگی خداوند است.

نکته ادبی: تقابل میان لهو و لعب (موسیقی دنیوی) و عبادت عارفانه.

سحر ز هاتف غیبم ندا بگوش آمد که ایها الثقلان لا اله الا الله

سحرگاهان از جانب خداوند ندایی به گوشم رسید که خطاب به جن و انس بود: ذکر یگانگی خداوند را بگویید.

نکته ادبی: هاتف غیب صدای الهی یا ندای وجدان بیدار عارف است. ثقلین به معنای انس و جن است.

میان صوفی و پیرمغان سخن میرفت چه گفت پیر مغان لا اله الا الله

میان صوفی و پیر مغان گفتگویی درباره توحید جریان داشت؛ پیر مغان چه گفت؟ همان ذکر یگانگی خداوند را گفت.

نکته ادبی: پیر مغان در عرفان نماد مرشد کامل و راهبر معنوی است.

ز پیر میکده کردم سوالی از توحید بباده گفت بدان لا اله الا الله

از پیر میکده درباره توحید پرسیدم؛ او با اشاره به باده، به من فهماند که حقیقت توحید همین است.

نکته ادبی: میکده استعاره از فضای عرفانی است که در آن حقیقتِ هستی نوشیده می‌شود.

بگفتن دل و جان فیض اقتصار مکن بگو بنطق و زبان لا اله الا الله

ای فیض! به گفتنِ زبانی بسنده نکن؛ با تمام وجود و نطقِ جان، ذکر یگانگی خداوند را بگو.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است که در بیت آخر خود را مورد خطاب قرار داده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) لا اله الا الله

تکرار عبارتِ توحیدی به عنوان ردیف که ساختار موسیقیایی و معنایی شعر را حول محور یگانگی خداوند استوار کرده است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) بشنو ز سرو روان / شنو ز گوهر و کان

شاعر به موجودات بی‌جان مانند سرو، دریا، کوه و معادن جان بخشیده و آن‌ها را در حال تسبیح و گفتنِ ذکر خداوند تصور کرده است.

کنایه پنبه غفلت

اشاره به بی‌خبری و نادانی که مانند پنبه مانع شنیدن صدای حقیقت می‌شود.

تناقض (پارادوکس عرفانی) سومنات مغان / باده

استفاده از نمادهایی که در ظاهر منفی یا نامرتبط با دین هستند (بتکده و شراب) برای بیان حقایق بلند توحیدی که نشان‌دهنده نگاه عارفانه شاعر است.

مراعات نظیر بحر و بر / خشکی و تر / کوه و دریا

به کارگیری واژگانی که در یک حوزه معنایی (طبیعت) هستند برای ایجاد انسجام و وسعت بخشیدن به گستره‌ی عالم.