دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۳۹

فیض کاشانی
شهید علینا من رجونا شهوده رقیب علینا من نعبنا وفوده
علینا له عهد وثیق موکد علی رفض شرک مخلصین سجوده
نسینا عهودا قد عهدنا بمشهد شهود عدول ذاکرون شهوده
تعاهدها حیی غیور مطالب فواهالنا ادارام منا عهوده
تعالوا الی بعض مافاتنا نفضها و نسعی لیرضی من ضمنا عقوده
تحاذربه یوما عبوسا لقاوه نمهد لات قد علمنا ردوده
له نحونا نظرهٔ بعد اخری بها ینعم قوما ناظرین شهوده
و اوقد نارا فی الجحیم اعرها لمن کان منا ناکثین عهوده
تعالوا تحاذر ناره بسجودنا ولهفی لهیبا مسرعین خموده
تعالوا یحاسب نفوسا و لما اتی علینا حساب ما قدرنا جحوده
تعالوا نزن انفا قبل ان توزنا علی الموت نقدم با درین و روده
تعالوا الی فیض فیض سنا برقه تخطف به الابصار نمنع هموده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار دعوت‌نامه‌ای عرفانی و اخلاقی برای بازگشت به سوی خداوند و تجدید عهد بندگی است. شاعر با لحنی هشداردهنده و در عین حال امیدوارانه، مخاطب را به یادآوری پیمان‌های فراموش‌شده با پروردگار فرا می‌خواند و بر اهمیت محاسبه نفس پیش از روز حساب تاکید می‌ورزد.

محور اصلی کلام، مراقبه در برابر ناظر بودنِ مطلق خداوند و آمادگی برای عبور از گذرگاه مرگ است. در این اثر، شاعر تاکید می‌کند که پیش از آنکه حسابرس حقیقی به سراغ اعمال انسان بیاید، فرد باید خود را در محضر او بیابد و با سلاح سجده و توبه، از عذاب دوری و غفلت برهد.

معنای روان

شهید علینا من رجونا شهوده رقیب علینا من نعبنا وفوده

ما تحت نظارت آن کسی هستیم که امید داریم او را دیدار کنیم، در حالی که رقیب ما (شیطان) از فرستادن وسوسه‌ها و لشکریانش نزد ما خسته و ناامید شده است.

نکته ادبی: شهود به معنای حضور و مشاهده‌گری الهی است.

علینا له عهد وثیق موکد علی رفض شرک مخلصین سجوده

ما با او پیمانی محکم و استوار بسته‌ایم که شرک را کنار بگذاریم و در سجده‌هایمان برای او مخلص باشیم.

نکته ادبی: رفض شرک به معنای ترک و دوری جستن از همتا قرار دادن برای خداست.

نسینا عهودا قد عهدنا بمشهد شهود عدول ذاکرون شهوده

ما عهدها و پیمان‌هایی را که در حضور شاهدان عادل بسته بودیم و آن‌ها این پیمان‌ها را به یاد داشتند، فراموش کردیم.

نکته ادبی: اشاره به عهد فطرت و شاهدان الهی بر اعمال انسان.

تعاهدها حیی غیور مطالب فواهالنا ادارام منا عهوده

خداوندِ زنده و غیور که پیگیر حقوق است، عهدها و پیمان‌های ما را از ما طلب می‌کند.

نکته ادبی: صفت حیی (زنده) و غیور در اینجا نشان‌دهنده ابهت الهی و جدیت در حفظ پیمان است.

تعالوا الی بعض مافاتنا نفضها و نسعی لیرضی من ضمنا عقوده

بیایید آنچه را از دست داده‌ایم جبران کنیم و تلاش کنیم تا رضایت کسی که ضامن عقود و پیمان‌های ماست، جلب شود.

نکته ادبی: استفاده از امر جمع برای دعوت عمومی به توبه.

تحاذربه یوما عبوسا لقاوه نمهد لات قد علمنا ردوده

از آن روزی که چهره‌اش عبوس و درهم است و دیدارش حتمی است، بر حذر باشید؛ ما که عاقبت آن را می‌دانیم باید آماده باشیم.

نکته ادبی: توصیف روز قیامت به روزی عبوس، استعاره‌ای از شدت سختی آن روز است.

له نحونا نظرهٔ بعد اخری بها ینعم قوما ناظرین شهوده

او پیوسته نگاهی به ما دارد و با این نگاهِ عنایت، به قومی که شاهد حضور او هستند، نعمت می‌بخشد.

نکته ادبی: ناظرین شهوده به معنای کسانی است که به مقام مشاهده و حضور الهی رسیده‌اند.

و اوقد نارا فی الجحیم اعرها لمن کان منا ناکثین عهوده

و او در جهنم آتشی برافروخت برای کسانی از ما که پیمان‌های خود را شکستند.

نکته ادبی: اشاره به عذاب برای ناکثین عهد (عهدشکنان).

تعالوا تحاذر ناره بسجودنا ولهفی لهیبا مسرعین خموده

بیایید با سجده‌هایمان از آتش او حذر کنیم و با آه و ناله‌هایی که از سوز ندامت برخاسته، شعله‌های آن را فرو بنشانیم.

نکته ادبی: تضاد زیبایی میان آتش دوزخ و سجده و آه بنده برای خاموش کردن آن وجود دارد.

تعالوا یحاسب نفوسا و لما اتی علینا حساب ما قدرنا جحوده

بیایید پیش از آنکه او به حساب ما برسد، خودمان آماده باشیم؛ چرا که وقتی حسابرسی فرا رسد، جایی برای انکار اعمالمان باقی نمی‌ماند.

نکته ادبی: اشاره به آیه کفا بنفسک الیوم علیک حسیبا.

تعالوا نزن انفا قبل ان توزنا علی الموت نقدم با درین و روده

بیایید پیش از آنکه ما را بسنجند، خودمان خویشتن را وزن کنیم و با شتاب به سوی مرگ و دیدار پروردگار بشتابیم.

نکته ادبی: اشاره به حدیث حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا.

تعالوا الی فیض فیض سنا برقه تخطف به الابصار نمنع هموده

بیایید به سوی آن تجلیِ نورِ صاعقه‌وارش که چشم‌ها را خیره می‌کند، برویم و نگذاریم که از فیض و آرامش آن محروم شویم.

نکته ادبی: سنا برقه استعاره از تجلیات انوار الهی است که عقل و هوش را می‌رباید.

آرایه‌های ادبی

استعاره یوم عبوس

روز قیامت به انسانی عبوس و خشمگین تشبیه شده است تا شدت هولناکی آن را نشان دهد.

تناقض‌آرایی (پارادوکس) خموده (خاموش کردن آتش با ناله)

شاعر ناله و آه برخاسته از توبه را آبی برای خاموش کردن آتش دوزخ می‌داند.

تکرار تعالوا

تکرار فعل امر (بیایید) برای ایجاد ضرب‌آهنگِ فراخوان و دعوت به سوی حق و ایجاد فوریت.