دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۳۸

فیض کاشانی
خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده ضمیر خویش ز وسواس دیو پالوده
خوش آنکه جان گرامی بحق فدا کرده تنش به بندگی مخلصانه فرسوده
ز حق چه بهره برد آنکه روش با غیرست خدا قل الله و ذرهم ببنده فرموده
دمی چگونه تواند بیاد حق پرداخت که نیست یکنفس از فکر غیر آسوده
دلا بیا که ز غیر خدا بپردازیم کنیم سر خود از یاد غیر پالوده
دل از جهان بکنیم و بحق دهیم، جهان وفا ندارد و تا بوده بیوفا بوده
اگر نه قابل درگاه حق تعالائیم که گشته ایم ز سر تا بپای آلوده
زنیم دست ارادت بدامن آنکو بخاک پای عزیزان جبین خود سوده
مگر نسیم صبا را ز صبح در یابیم که هست بکر وز انفاس خلق پالوده
بیا که از یمن جان کشیم بوی خدا بنیمشب که همه دیدهاست بغنوده
فریب کاسهٔ دنیا مخور که دارد زهر خوش آنکسیکه بدین کاسه لب نیاسوده
مباش یکنفس ایمن بروی توده خاک که صد هزار اسیرند زیر این توده
برای توشه بعلم و عمل قیام نمای که عنقریب قیامت نقاب بگشوده
هزار شکر که فیض از هدای آل نبی غبار شرک و ضلالت ز سینه بزدوده
به یمن دوست اهل بیت پیغمبر بسوی خلد ره مستقیم پیموده

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات با زبانی پندآموز و عرفانی، بر محوریت توحید و اهمیتِ رهایی از تعلقات دنیوی سروده شده است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به ناپایداری دنیا، مخاطب را به دوری از وسوسه‌های شیطانی و روی آوردن به بندگی خالصانه پروردگار فرامی‌خواند و بر این باور است که دل باید از یاد غیر خدا خالی شود تا پذیرای حق گردد.

در بخش پایانی، شاعر با توسل به آموزه‌های اهل‌بیت، آنان را چراغ راهِ هدایت می‌داند. او دنیا را سرابی فریبنده می‌خواند و تأکید می‌کند که تنها راه نجات از غبار شرک و گمراهی، دوستی با اولیای الهی و آمادگی برای قیامت از طریق علم و عمل صالح است.

معنای روان

خوشا دلی که ز غیر خداست آسوده ضمیر خویش ز وسواس دیو پالوده

خوشا به حال دلی که از غیر خدا رها باشد و درونِ خود را از وسوسه‌های شیطان پاک و تصفیه کرده باشد.

نکته ادبی: پالوده در اینجا به معنای پاک‌سازی شده و خالص است.

خوش آنکه جان گرامی بحق فدا کرده تنش به بندگی مخلصانه فرسوده

خوشا به حال کسی که جان عزیز خود را در راه حق فدا کرده و جسم خود را در مسیر بندگی خالصانه فرسوده و ضعیف ساخته است.

نکته ادبی: فرسودن در اینجا استعاره از تلاش و رنج کشیدن در راه عبادت است.

ز حق چه بهره برد آنکه روش با غیرست خدا قل الله و ذرهم ببنده فرموده

کسی که همواره با غیرخدا همراه است، چگونه می‌تواند بهره‌ای از حق ببرد؟ خداوند در قرآن به بندگان فرمان داده که بگویند «خدا» (همه چیز خداست) و سپس آنان را در همان حال رها کن.

نکته ادبی: اشاره به آیه ۹۱ سوره انعام که بر توحید محض تأکید دارد.

دمی چگونه تواند بیاد حق پرداخت که نیست یکنفس از فکر غیر آسوده

کسی که حتی یک لحظه از افکار غیرخدایی آسوده نیست، چگونه می‌تواند لحظه‌ای را به یاد خدا سپری کند؟

نکته ادبی: تقابل میان یاد حق و فکر غیر، محور اصلی بیت است.

دلا بیا که ز غیر خدا بپردازیم کنیم سر خود از یاد غیر پالوده

ای دل، بیا که خود را از تعلقات غیرخدا رها کنیم و ذهن و باطن خود را از یاد بیگانگان پاک سازیم.

نکته ادبی: پرداختن در اینجا به معنای فارغ شدن و کنار گذاشتن است.

دل از جهان بکنیم و بحق دهیم، جهان وفا ندارد و تا بوده بیوفا بوده

بیایید دل از این دنیا ببریم و به حق بسپاریم؛ چرا که دنیا وفا ندارد و از آغازِ خلقت تا به امروز، همواره بی‌وفا بوده است.

نکته ادبی: بی‌وفایی دنیا از بن‌مایه‌های کلاسیک و کهن در شعر اخلاقی فارسی است.

اگر نه قابل درگاه حق تعالائیم که گشته ایم ز سر تا بپای آلوده

اگر ما لایق درگاه خداوند نیستیم، به خاطر آن است که سراپای وجودمان به گناه و غفلت آلوده شده است.

نکته ادبی: سر تا پا آلوده کنایه از غرق شدن در گناهان است.

زنیم دست ارادت بدامن آنکو بخاک پای عزیزان جبین خود سوده

دستِ دوستی و ارادت به دامن کسی بزنیم که پیشانی خود را بر خاک پای بندگان عزیز و مقرب خدا ساییده است (اشاره به تواضع و فروتنی).

نکته ادبی: سودن به معنای مالیدن و بر خاک نهادن است که نشانه نهایت تواضع است.

مگر نسیم صبا را ز صبح در یابیم که هست بکر وز انفاس خلق پالوده

شاید بتوانیم نسیم صبحگاهی را درک کنیم که پاک است و از نفس‌های آلوده مردم به دور مانده است.

نکته ادبی: صبا در ادبیات عرفانی نماد نسیم هدایت و صبحگاهان زمانِ مناجات است.

بیا که از یمن جان کشیم بوی خدا بنیمشب که همه دیدهاست بغنوده

بیا که در دل شب که چشمان همه در خواب است، با برکت جان خود، رایحه حضور خدا را استشمام کنیم.

نکته ادبی: بغنوده از ریشه غنودن به معنای به خواب رفتن است.

فریب کاسهٔ دنیا مخور که دارد زهر خوش آنکسیکه بدین کاسه لب نیاسوده

گول ظاهر فریبنده دنیا را نخور که در باطن زهرآلود است؛ خوشا به حال کسی که لب به این کاسه (دنیا) نزده و به آن دل نبسته است.

نکته ادبی: کاسه دنیا استعاره از بهره‌مندی و لذات فانی است.

مباش یکنفس ایمن بروی توده خاک که صد هزار اسیرند زیر این توده

حتی یک لحظه به این زمین خاکی دل خوش نکن، چرا که صدها هزار نفر در زیر این خاک (به عنوان اسیرانِ مرگ) آرمیده‌اند.

نکته ادبی: توده خاک به صورت ایهام، هم به معنای زمین و هم به معنای گورستان به کار رفته است.

برای توشه بعلم و عمل قیام نمای که عنقریب قیامت نقاب بگشوده

برای توشه آخرت با علم و عمل آماده شو، چرا که قیامت به زودی پرده از رخ برخواهد داشت و واقعیت آشکار می‌شود.

نکته ادبی: نقاب بگشودن استعاره از وقوع حتمی قیامت است.

هزار شکر که فیض از هدای آل نبی غبار شرک و ضلالت ز سینه بزدوده

هزاران شکر که برکتِ هدایتِ خاندان پیامبر، غبار شرک و گمراهی را از سینه پاک کرده است.

نکته ادبی: آل نبی به عنوان واسطه‌های فیض الهی و هدایت‌گر معرفی شده‌اند.

به یمن دوست اهل بیت پیغمبر بسوی خلد ره مستقیم پیموده

به برکت دوستی با خاندان پیامبر، مسیر مستقیم به سوی بهشت را طی کرده‌ام.

نکته ادبی: خلد به معنای بهشت و ره مستقیم به صراط مستقیم اشاره دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره کاسه دنیا

دنیا به کاسه‌ای تشبیه شده که اگرچه ظاهری دارد، اما درونش زهرآلود است.

تلمیح قل الله و ذرهم

اشاره مستقیم به آیه ۹۱ سوره انعام برای تأکید بر توحید.

ایهام توده خاک

اشاره به زمین دنیا و در عین حال اشاره به توده خاکِ قبر که مأوای اسیران است.

کنایه جبین سوده

کنایه از نهایتِ تواضع، فروتنی و عبادت کردن.