دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۸۲۲

فیض کاشانی
ای ز کویت ره گذر بسته غیرتت بر نظاره در بسته
دسته دسته ز گلشن آمده گل پیش رخسار تو کمر بسته
نشود خسته تا به تیر نظر بر جمالت حیا سپر بسته
بر جبینت ز شرم نظاره قطره قطره گهر عرق بسته
همه شب آسمان بچندین چشم بر سراپای تو نظر بسته
میگشاید دلت ز نالهٔ ما بر دعا زان در اثر بسته
جذبهٔ عشق در دل حسنت عاشقانرا ره سفر بسته
غم تو دل گشاست ز آنرو دل در اندیشهٔ دگر بسته
تا بکوی توفیض یافته راه خدمتت را بجان کمر بسته

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، منظومه‌ای تغزلی است که در آن شاعر با زبانی فاخر و سرشار از تصاویر بدیع، از اوج زیبایی و منش دلبرانه معشوق سخن می‌گوید. فضای حاکم بر شعر، آمیزه‌ای از حیرتِ عاشق در برابر زیباییِ دست‌نیافتنی و تمنایِ او برای وصال است که با بهره‌گیری از نمادهای طبیعت همچون گل و آسمان، به زیبایی به تصویر کشیده شده است.

درونمایه اصلی شعر، بیانِ قدرتِ نفوذِ زیباییِ معشوق است که همگان را مسحور خود کرده و حتی عناصر طبیعت نیز در برابرش کرنش می‌کنند. در این میان، شاعر با بیانی مشتاقانه، تسلیمِ خویش در برابرِ فرمانِ عشق و التزامِ خود به خدمتِ معشوق را با تکیه بر مفاهیمِ عاشقانه روایت می‌کند.

معنای روان

ای ز کویت ره گذر بسته غیرتت بر نظاره در بسته

ای معشوق، تو راهِ رسیدن به کوی خود را بر همگان بسته‌ای و گویی حسادت و غیرتِ تو باعث شده است که حتی اجازه ندهی کسی بتواند به تماشایِ چهره‌ات بنشیند.

نکته ادبی: ترکیبِ «ره گذر بسته» کنایه از ممانعت از وصال است. «غیرت» در متون کهن به معنای تعصب و حمیتِ عاشقانه برای حفظِ معشوق است.

دسته دسته ز گلشن آمده گل پیش رخسار تو کمر بسته

گل‌ها دسته دسته از باغ آمده‌اند تا در برابر زیباییِ چهره‌ی تو خضوع کنند و مانند بنده‌ای کمرِ خدمت ببندند.

نکته ادبی: «کمر بسته» کنایه‌ای کهن است به معنای آماده شدن برای خدمت و یا سرسپردگی و ادب در برابر کسی.

نشود خسته تا به تیر نظر بر جمالت حیا سپر بسته

جمالِ تو آن‌قدر زیبا و در عین حال پوشیده است که حیا و شرم مانند سپری در برابر آن قرار گرفته است تا تیرِ نگاهِ ناپاکان به آن اصابت نکند و آسیب نبیند.

نکته ادبی: «تیر نظر» استعاره از نگاه‌هایِ نافذ و گاه خیره‌سرانه است. «سپر بسته» کنایه از دفاع و حفاظت است.

بر جبینت ز شرم نظاره قطره قطره گهر عرق بسته

بر پیشانی‌ات، از شدتِ شرم و حیایِ درونی، دانه‌هایِ عرق نشسته‌اند که همچون مرواریدهایِ گران‌بها می‌درخشند.

نکته ادبی: «گهر» استعاره از قطراتِ عرق است که به دلیلِ زلالی و درخشش به مروارید تشبیه شده است.

همه شب آسمان بچندین چشم بر سراپای تو نظر بسته

آسمان با تمامِ ستاره‌هایش که مانند چشم‌هایی پُرشمار هستند، تمامِ شب را خیره به سراپایِ وجودِ تو است.

نکته ادبی: «چشم» نمادِ ستاره‌هایِ آسمان است که نظاره‌گرِ معشوق هستند.

میگشاید دلت ز نالهٔ ما بر دعا زان در اثر بسته

دلِ تو با شنیدنِ ناله‌هایِ ما نرم می‌شود و همین لطافتِ طبعِ تو باعث شده است که درِ اجابتِ دعا را بر رویِ ما باز بگذاری.

نکته ادبی: عبارتِ «در اثر بسته» در اینجا به معنایِ باز بودنِ دریچه و مجرایِ رسیدنِ دعا به هدف و اجابت است.

جذبهٔ عشق در دل حسنت عاشقانرا ره سفر بسته

کشش و جذبه‌یِ عشق در قلبِ تو به قدری قدرتمند است که تمامِ عاشقان را متوقف کرده و راهِ حرکت و سفر را بر آنان بسته است تا در کنارِ تو بمانند.

نکته ادبی: «ره سفر بسته» کنایه از اسارتِ عاشق در دامِ عشق و بازداشتنِ او از حرکت و اراده است.

غم تو دل گشاست ز آنرو دل در اندیشهٔ دگر بسته

غمِ تو، دل را وسعت می‌بخشد و آن را باز می‌کند؛ به همین دلیل است که دلم راهِ ورودِ هر فکر و خیالِ دیگری را بسته و فقط به تو می‌اندیشد.

نکته ادبی: «دل گشا» به معنایِ فراخ‌کننده و آرام‌بخشِ دل است. پارادوکسِ زیبایی میانِ «غم» و «گشایش» وجود دارد.

تا بکوی توفیض یافته راه خدمتت را بجان کمر بسته

از وقتی «فیض» توانست راهِ کویِ تو را پیدا کند، با تمامِ وجود کمرِ همت بسته است تا صادقانه تو را خدمت کند.

نکته ادبی: «فیض» تخلصِ شاعر است. «کمر بسته» در اینجا تأکید بر استواری در عهد و خدمت‌گزاری دارد.

آرایه‌های ادبی

کنایه کمر بسته

به معنای آماده‌باش، سرسپردگی و پذیرشِ خدمت است.

تشبیه قطره قطره گهر عرق

تشبیه عرق بر جبین به مروارید به دلیل شفافیت و زیبایی.

استعاره چشم آسمان

استعاره از ستاره‌ها که آسمان را مانند موجودی بینا جلوه می‌دهد.

مراعات نظیر گل، گلشن، باغ

تناسب میان واژگان حوزه گل و گیاه.