دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۸۳

فیض کاشانی
بنشین سرو روانم بنشین بنشین راحت جانم بنشین
بنشین مونس دیرینه من بنشین تازه جوانم بنشین
بنشین مایهٔ آشفتگیم بنشین امن و امانم بنشین
بنشین کفر من و ایمانم بنشین نار و جنانم بنشین
بنشین مکسب و سودا گریم بنشین سود و زیانم بنشین
بنشین حاصل و محصول دلم بنشین جان و جهانم بنشین
دل ز من بردی و جان میخواهی ای بقربان تو جانم بنشین
ای تو در جان و دلم جا کرده وی تو عمر گذرانم بنشین
بنشین تا بخود آید دل فیض تا که جان بر تو فشانم بنشین