دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۷۶

فیض کاشانی
میزنم بر صف اغیار جنونست جنون میدرم پردهٔ پندار جنونست جنون
دل من تنگ شد از دیدن و پنهان کردن میدرم پردهٔ اسرار جنونست جنون
هر حدیثی که بدل عشق نهان میگوید همه را میکنم اظهار جنونست جنون
قدح باده ز میخانه برون می آرم میکشم بر سر بازار جنونست جنون
چون شدم عاشق و دیوانه چسان صبر کنم میدرم جامه بیکبار جنونست جنون
چند جان محنت دوری کشد و دل سوزد میروم تا بر دلدار جنونست جنون
فیض انواع جنان داری و پنهان داری سحر کردی تو در این کار جنونست جنون

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، فریادِ آشکارِ عاشقی است که از بندِ عقلِ مصلحت‌اندیش و قید و بندهای عرفی رها شده است. شاعر با تکرارِ مصرانۀ عبارت «جنونست جنون»، رفتارهایِ ساختارشکنانۀ خود را نه نشانۀ دیوانگی، بلکه بالاترین مرتبۀ شهود و حقیقت‌جویی می‌داند.

فضا و اتمسفر کلیِ این ابیات، لبریز از شورِ حماسیِ عاشقانه و بی‌تابی است. شاعر در پیِ آن است که از حصارِ پنهان‌کاری و خویشتن‌داریِ تحمیلی بیرون آید و حقیقتِ عشقِ خود را بدونِ واهمه، در پهنۀ اجتماع و در پیشِ چشمِ همگان فریاد بزند.

معنای روان

میزنم بر صف اغیار جنونست جنون میدرم پردهٔ پندار جنونست جنون

در برابر کسانی که بیگانه با عالم عشق هستند ایستادگی می‌کنم و این عینِ دیوانگی است؛ پرده‌های خیال و وهمی که مانع دیدن حقیقت‌اند را پاره می‌کنم و این کار هم چیزی جز دیوانگی نیست.

نکته ادبی: اغیار جمع غیر، به معنای بیگانگان و کسانی است که از عالم عشق دور هستند. استفاده از کلمه جنون به عنوان ردیف، تأکید بر جنون‌آمیز بودنِ این مسیر است.

دل من تنگ شد از دیدن و پنهان کردن میدرم پردهٔ اسرار جنونست جنون

دلم از اینکه پیوسته عاشق بودنم را از دیگران پنهان کنم به تنگ آمده است؛ بنابراین پرده‌های راز را می‌درم و عشق خود را آشکار می‌کنم که این کار نیز دیوانگی است.

نکته ادبی: تنگ‌شدن دل در اینجا کنایه از بی‌تابی و ناتوانی در تحملِ کتمان عشق است.

هر حدیثی که بدل عشق نهان میگوید همه را میکنم اظهار جنونست جنون

هر سخن و نجوا که دلم در خلوتِ عشق با من می‌گوید، همگی را در جمعِ مردم فریاد می‌زنم و این رفتارِ من نشانۀ دیوانگی است.

نکته ادبی: اظهار در تقابل با نهان قرار دارد؛ تضادی که در این بیت، نشان‌دهندۀ گذار از خلوت به جلوت است.

قدح باده ز میخانه برون می آرم میکشم بر سر بازار جنونست جنون

جامِ باده (عشقِ ناب) را از خلوتِ میخانه به میانِ مردم می‌آورم و در وسطِ بازار و در دیدرسِ همگان آن را می‌نوشم که این عمل، سرشار از دیوانگی است.

نکته ادبی: بازار نمادِ حوزۀ عمومی و هنجارهای اجتماعی است؛ کشیدنِ باده به بازار کنایه از دهن‌کجی به قضاوت‌های عمومی است.

چون شدم عاشق و دیوانه چسان صبر کنم میدرم جامه بیکبار جنونست جنون

وقتی که به مرتبۀ عاشقی رسیده‌ام و دیوانه شده‌ام، چگونه می‌توانم آرام بمانم؟ لباسِ خویشتن‌داری را یکباره می‌درم که این عمل، غایتِ دیوانگی است.

نکته ادبی: جامه دریدن در ادبیات کلاسیک نمادِ بی‌قراریِ شدید و شکستنِ حرمت‌های ظاهری برای ابرازِ دردِ عشق است.

چند جان محنت دوری کشد و دل سوزد میروم تا بر دلدار جنونست جنون

جانِ من تا کِی باید رنجِ دوری را تحمل کند و دلم در آتشِ هجران بسوزد؟ دیگر طاقت ندارم و با همین حالتِ جنون‌آمیز به سوی دلدار حرکت می‌کنم.

نکته ادبی: محنتِ دوری به معنای رنجِ کشندۀ فراق است که شاعر را از سکون به حرکت وامی‌دارد.

فیض انواع جنان داری و پنهان داری سحر کردی تو در این کار جنونست جنون

ای معشوق، تو سرشار از موهبت‌ها و زیبایی‌های بهشت‌گونه هستی، اما آن‌ها را از دیدگان پنهان می‌کنی؛ تو با این پنهان‌کاری، گویی در کارِ من سحری کرده‌ای و من اینگونه دیوانه‌وار به دنبال توام.

نکته ادبی: جنان جمع جنت به معنای باغ‌ها و بهشت‌ها است و اشاره به کمالاتِ معشوق دارد که برای عاشق، بهشت است.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردیف) جنونست جنون

این عبارت در پایان تمامی ابیات تکرار شده تا بر تکرار و استمرار حالتِ بی‌خویشتنیِ شاعر تأکید کند.

تضاد نهان / اظهار

تقابلِ میانِ نهان‌داشتن و آشکارکردنِ عشق که محورِ اصلیِ معناییِ شعر است.

کنایه دریدن جامه

نمادی از بی‌تابیِ شدید، از دست دادنِ کنترل و گذشتن از تمامِ قید و بندهای ظاهری و آبروداری.

نماد میخانه / بازار

میخانه نمادِ خلوتِ عاشقان و بازار نمادِ اجتماع و هنجارهای عمومی است.