دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۷۱

فیض کاشانی
بر در تو من رو بخاک عجز ناله میکنم کای اله من جرم کرده ام ظلم کرده ام پرده بپوش بر گناه من
سربر آستان روبراستان کای مقربان روزبازخواست یارئی کنید در شفاعتم نزد حضرت قبله گاه من
گریه میکنم شسته تا شود ز آب دیده ام نامه گنه آه میکشم تا کند سیه هرچه کرده ام دود آه من
صبح تا بشام میکنم گنه توبه گر بود سال یا بمه جرم بیحدم محو کی کند توبه کم گاه گاه من
آمدم بتو از ره نیاز عاجزانه من شاید از کرم رحم آوری بر من و کشی خط مغفرت بر گناه من
پای تا بسر گشته ام امید تا شنیده ام آنکه گفتهٔ کی گذارمش تا شود هلاک آنکه آید او در پناه من
روبراه تو کرده ام کنون جای ده مرا تو بخویشتن گفتهٔ که جانزد خود دهم هر که او کند روبراه من
کی توان بخود آمدن برت یارئی بکن دست من بگیر باش هادیم گام گام ره نور خویش کن شمع راه من
عمر شد تبه نامه شدسیه شدبدی زحد معترف شدم غیر اعتراف نیست شافعی تا شود برت عذرخواه من
دشمن ار کند قصدجان من سوی درگهت آورم پناه گر تو رانیم از درت کجاست مأمنی شود تا پناه من
از جوار تو من کجاروم یا ز قید تو من چسان رهم کو در دگر کو ره گذر ای پناه من ای اله من
با زبان حال وز ره مقال میکنم سوال از درت نوال من نیازمند تو نیاز جو من گدا و تو پادشاه من
مال من توئی جاه من توئی دنییم توئی عقبیم توئی ای فدای تو هر دو کون من وز برای تو مال و جاه من
فیض اگربود غرقه درگنه دست گیردش مهر این دوشه مصطفی نبی مرتضی علی مهر این دو بس زاد راه من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده نمایانگر تضرع و نیاز خالصانه بنده‌ای است که پس از آگاهی از لغزش‌های خویش، با تمام وجود به درگاه الهی پناه می‌برد. فضای حاکم بر این اشعار، آمیزه‌ای از بیم و امید است؛ بیم از سنگینیِ گناه و امید به رحمت بی‌کران خداوند.

شاعر در این ابیات، راهکار رهایی از بن‌بست‌های روحی و گناهان را در دو عامل جست‌وجو می‌کند: نخست توبه واقعی و اعتراف به عجز و ناتوانی در پیشگاه پروردگار، و دوم توسل به مقام بلند پیامبر اکرم (ص) و حضرت علی (ع) که به عنوان واسطه‌های فیض و چراغ‌های هدایت معرفی شده‌اند.

معنای روان

بر در تو من رو بخاک عجز ناله میکنم کای اله من جرم کرده ام ظلم کرده ام پرده بپوش بر گناه من

ای خدای من، با تمام ناتوانی و دردمندی در آستانه درگاهت به ناله و زاری ایستاده‌ام؛ اقرار می‌کنم که مرتکب خطا و ظلم شده‌ام، پس از تو می‌خواهم که بر گناهان من پرده‌پوشی کنی و آن‌ها را آشکار نسازی.

نکته ادبی: عجز در اینجا به معنای شکستگی دل و اقرار به ناتوانی است که شرط آغاز توبه محسوب می‌شود.

سربر آستان روبراستان کای مقربان روزبازخواست یارئی کنید در شفاعتم نزد حضرت قبله گاه من

ای مقربان درگاه الهی، که در روز حساب و بازخواست جایگاه ویژه‌ای دارید، شما را سوگند می‌دهم که در پیشگاه خداوند، واسطه من شوید و برای بخشش گناهانم شفاعت کنید.

نکته ادبی: قبله‌گاه استعاره‌ای از خداوند است که همه نیایش‌ها به سمت اوست.

گریه میکنم شسته تا شود ز آب دیده ام نامه گنه آه میکشم تا کند سیه هرچه کرده ام دود آه من

از شدت پشیمانی آنقدر گریه می‌کنم تا نامه اعمالم از آلودگی گناه پاک شود و با آهِ درونم چنان می‌سوزم که سیاهیِ گناهان گذشته‌ام به خاکستر بدل گردد.

نکته ادبی: دودِ آه استعاره از سوز و گداز درونی است که سیاهی گناه را محو می‌کند.

صبح تا بشام میکنم گنه توبه گر بود سال یا بمه جرم بیحدم محو کی کند توبه کم گاه گاه من

از صبح تا شام در حال گناهم و توبه‌های من نیز مقطعی و کوتاه است؛ با این همه گناهِ بی‌اندازه، چگونه توبه‌های اندک و گه‌گاهِ من می‌تواند باعث پاکی‌ام شود؟

نکته ادبی: سال یا به مه (ماه) کنایه از تداوم زمان و گذشت روزگار است.

آمدم بتو از ره نیاز عاجزانه من شاید از کرم رحم آوری بر من و کشی خط مغفرت بر گناه من

با حالتی از نیاز و درماندگی به سوی تو آمدم، شاید از سرِ کرم و بزرگواری‌ات، بر من رحم کنی و با قلم عفو، بر تمام گناهانم خطِ بخشش بکشی.

نکته ادبی: کشیدن خط مغفرت استعاره از پاک کردن و نادیده گرفتن گناهان است.

پای تا بسر گشته ام امید تا شنیده ام آنکه گفتهٔ کی گذارمش تا شود هلاک آنکه آید او در پناه من

از وقتی شنیده‌ام که گفته‌ای: هرکس به پناهگاه من بیاید او را هلاک نمی‌کنم، تمام وجودم سرشار از امید به رحمت تو شده است.

نکته ادبی: اشاره به وعده‌های الهی مبنی بر پذیرش توبه بندگان است.

روبراه تو کرده ام کنون جای ده مرا تو بخویشتن گفتهٔ که جانزد خود دهم هر که او کند روبراه من

اکنون که به سوی راه تو بازگشته‌ام، مرا در جوار خود جای ده؛ چرا که وعده داده‌ای هر کس رو به سوی تو آورد، او را به خود نزدیک می‌کنی.

نکته ادبی: روبه‌راه کردن کنایه از توبه و هدایت یافتن است.

کی توان بخود آمدن برت یارئی بکن دست من بگیر باش هادیم گام گام ره نور خویش کن شمع راه من

بدون یاری تو نمی‌توانم راه کمال را بپیمایم، پس دستم را بگیر و راهنمایم باش؛ هر گام که برمی‌دارم، با نور هدایتت، مسیرم را روشن کن.

نکته ادبی: شمع راه نماد هدایت و نورِ معرفت الهی است.

عمر شد تبه نامه شدسیه شدبدی زحد معترف شدم غیر اعتراف نیست شافعی تا شود برت عذرخواه من

عمرم هدر رفت، نامه اعمالم سیاه شد و من به تمام بدکرداری‌هایم اعتراف می‌کنم؛ چرا که جز اعتراف به گناه، واسطه‌ای ندارم تا نزد تو عذرخواهی کند.

نکته ادبی: شافع به معنای میانجی و واسطه است.

دشمن ار کند قصدجان من سوی درگهت آورم پناه گر تو رانیم از درت کجاست مأمنی شود تا پناه من

اگر دشمن قصد جانم کند، به درگاه تو پناه می‌آورم؛ اما اگر تو نیز مرا از درگاهت برانی، دیگر کجا مأمن و پناهگاهی برای من وجود دارد؟

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده توکل مطلق به خداوند است.

از جوار تو من کجاروم یا ز قید تو من چسان رهم کو در دگر کو ره گذر ای پناه من ای اله من

از جوار لطف تو کجا می‌توانم بروم و چگونه می‌توانم از قید عشق تو رها شوم؟ در دیگری وجود ندارد، ای خدای من که تنها پناهگاه منی.

نکته ادبی: استفهام انکاری برای تأکید بر انحصار پناهگاه در خداوند است.

با زبان حال وز ره مقال میکنم سوال از درت نوال من نیازمند تو نیاز جو من گدا و تو پادشاه من

هم با زبان حال و هم با سخن گفتن، از درگاهت طلبِ رحمت می‌کنم؛ من سراسر نیازمند تو هستم، من گدای درگاه تو و تو پادشاهِ بی‌نیازِ منی.

نکته ادبی: زبان حال به معنای حالتی است که بدون کلام، نیاز را ابراز می‌کند.

مال من توئی جاه من توئی دنییم توئی عقبیم توئی ای فدای تو هر دو کون من وز برای تو مال و جاه من

تو تمام دارایی، جایگاه، دنیا و آخرت منی؛ جان و مال و آبرویم فدای تو باد که هدف اصلی من در زندگی هستی.

نکته ادبی: کونین در ادبیات فارسی به معنای دنیا و آخرت است.

فیض اگربود غرقه درگنه دست گیردش مهر این دوشه مصطفی نبی مرتضی علی مهر این دو بس زاد راه من

اگر 'فیض' در دریای گناه غرق شده باشد، محبت پیامبر (مصطفی) و علی مرتضی، دست او را می‌گیرد و توشه راه آخرت او خواهد بود.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است که در بیت آخر آمده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد گدا و پادشاه

اشاره به فقر ذاتی انسان در برابر غنای مطلق الهی.

استعاره نامه گنه

نامه اعمال به کتیبه‌ای تشبیه شده که گناهان در آن ثبت می‌شود.

کنایه کشیدن خط مغفرت

کنایه از بخشیده شدن و نادیده گرفتن گناهان.

مراعات نظیر آب دیده، نامه، سیاه، دود

واژگانی که فضای نگارش و پاک کردن نامه اعمال را تداعی می‌کنند.

تمثیل غرق شدن در گناه

تشبیه گناه به دریایی عمیق که انسان در آن فرو می‌رود.