دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۴۹

فیض کاشانی
از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن ترک باطل کن و جانرا بحق افزایش کن
سر و تن را بزر و سیم چه می آرائی دل و جانرا بکمال و هنر آرایش کن
بار دنیا که بصد رنج گرفتی بر دوش بیکی عزم بیفکن ز خود آسایش کن
نان گندم بجوین جامهٔ نو ده بکهن از قناعت بستان زیور و پیرایش کن
بس کن از حرف به و سیب و انار و انگور ترک مداحی میوالی و آرایش کن
قوت ابدان چه رفیع و چه دنی هر دو یکیست قوت ارواح بدست آور و آسایش کن
از خدا گوی و ز پیغمبر و قرآن و حدیث طاعت حضرت حق پاک ز آلایش کن
مایهٔ غم نبود جز سخن بیهوده لب به بند از سخن بیهده آسایش کن
ماتم روز پسین گیر به پیشین یکچند خون دلرا بدو چشم آور و پالایش کن
فیض تا چند دهی پند و نگیری در گوش بگذر از گفتن و در معرفت افزایش کن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات که در سبک پندنامه‌نویسی و اخلاقی سروده شده‌اند، بر بی‌اعتباری دنیا و لزوم دوری از تعلقات مادی تأکید می‌ورزند. شاعر در فضایی زاهدانه، مخاطب را به تزکیه نفس، قناعت و توجه به امور اخروی دعوت می‌کند.

درونمایه اصلی این اثر، دعوت به خودسازی و پرهیز از تظاهر و پرگویی است. شاعر معتقد است آرامش حقیقی نه در رفاه دنیوی، بلکه در کسب کمالات معنوی و معرفت الهی نهفته است و آدمی باید با نقد خویشتن و پشیمانی از کوتاهی‌های گذشته، به سوی حق گام بردارد.

معنای روان

از هوس بگذر و دل پاک از آلایش کن ترک باطل کن و جانرا بحق افزایش کن

از تمایلات نفسانی و هوس‌ها دوری کن و دلت را از آلودگی‌های دنیوی پاک گردان. باطل و دروغ را رها کن و جان خود را با حقیقت و یاد خدا تعالی ببخش.

نکته ادبی: استفاده از تضاد هوس و حق در فضای عرفانی برای نشان دادن مسیر سلوک.

سر و تن را بزر و سیم چه می آرائی دل و جانرا بکمال و هنر آرایش کن

چرا ظاهرت را با طلا و نقره می‌آرایی؟ در حالی که جسم، فانی است؛ بهتر است دل و جانت را با رسیدن به کمالات انسانی و هنرهای معنوی زینت دهی.

نکته ادبی: زر و سیم در اینجا کنایه از تجملات و ثروت دنیاست که در مقابل کمال و هنر قرار گرفته.

بار دنیا که بصد رنج گرفتی بر دوش بیکی عزم بیفکن ز خود آسایش کن

این بار سنگینِ تعلقات دنیوی را که با رنج و سختی بسیار بر دوش گرفته‌ای، با یک تصمیم قاطع از خود دور کن و به آرامش برس.

نکته ادبی: استعاره بار دنیا برای دلبستگی‌های مادی که عامل رنج انسان است.

نان گندم بجوین جامهٔ نو ده بکهن از قناعت بستان زیور و پیرایش کن

به خوراک ساده (مانند نان جو) بسنده کن و لباس‌های کهنه را به جای نو بپوش؛ زیور حقیقی انسان در صفت قناعت نهفته است، نه در تجملات ظاهری.

نکته ادبی: تضاد نان گندم و جو برای تاکید بر زهد و ساده‌زیستی به جای تفاخر.

بس کن از حرف به و سیب و انار و انگور ترک مداحی میوالی و آرایش کن

از گفتگو درباره خوردنی‌ها و لذت‌های دنیوی دست بردار و مداحی و ستایش بزرگان را برای کسب مقام رها کن تا جانت تصفیه شود.

نکته ادبی: اشاره به نهی از غیبت یا گفتگوی بیهوده و ستایشگریِ متملقانه.

قوت ابدان چه رفیع و چه دنی هر دو یکیست قوت ارواح بدست آور و آسایش کن

فرقی نمی‌کند خوراک جسمت فاخر باشد یا ساده؛ در هر دو صورت نیاز جسم برطرف می‌شود. پس به فکر تغذیه روح باش تا به آرامش برسی.

نکته ادبی: تمایز میان قوت ابدان (غذا) و قوت ارواح (معنویت).

از خدا گوی و ز پیغمبر و قرآن و حدیث طاعت حضرت حق پاک ز آلایش کن

فقط از خدا، پیامبر، قرآن و احادیث سخن بگو و طاعت و بندگی خود را از هرگونه آلودگی به ریا و شرک پاک ساز.

نکته ادبی: تأکید بر خلوص نیت در عبادت.

مایهٔ غم نبود جز سخن بیهوده لب به بند از سخن بیهده آسایش کن

ریشه اصلی غم و اندوه چیزی جز پرگویی و سخنان بی‌فایده نیست؛ دهانت را بر این سخنان ببند تا به آسایش دست یابی.

نکته ادبی: سخن بیهوده عامل غم و لب بستن راه رهایی از آن است.

ماتم روز پسین گیر به پیشین یکچند خون دلرا بدو چشم آور و پالایش کن

پیش از آنکه مرگ فرا رسد، برای آن روز عزاداری و آمادگی داشته باش؛ با گریستن و پشیمانی از گناهان، دل خود را شستشو ده و پاک کن.

نکته ادبی: ماتم روز پسین کنایه از آمادگی برای مرگ و قیامت است.

فیض تا چند دهی پند و نگیری در گوش بگذر از گفتن و در معرفت افزایش کن

ای فیض، تا کی می‌خواهی دیگران را نصیحت کنی در حالی که خودت آن پندها را نمی‌شنوی؟ از گفتنِ صرف دست بردار و در مسیر شناختِ حقیقت بکوش.

نکته ادبی: تخلص شاعر (فیض) و نهی از واعظ بی‌عمل بودن.

آرایه‌های ادبی

تضاد زر و سیم با کمال و هنر

مقابل هم قرار دادن ارزش‌های ظاهری و ارزش‌های درونی برای برجسته کردن برتری کمالات معنوی.

استعاره بار دنیا

دنیا به باری سنگین تشبیه شده که بر دوش انسان قرار دارد و مایه رنج اوست.

تلمیح نان گندم بجوین

اشاره به سبک زندگی زاهدانه و ساده‌زیستی بزرگان دین و عرفا.

تکرار آسایش کن

تکرار این عبارت در پایان ابیات مختلف برای تاکید بر نتیجه حاصل از اعمال توصیه شده.