دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۴۸

فیض کاشانی
بغم خویش دل ما خوش کن خستگانرا بمدارا خوش کن
از فلک هر چه بما می آید تو گوارا کن و بر ما خوش کن
دل ما را بقضا کن راضی خاطر ما به بلاها خوش کن
من اگر قابلم ار ناقابل تو قبولم کن و بدرا خوش کن
گر تقاضای قبولت باید اولم پس بتمنا خوش کن
پایم ار نیست بسویت آیم بسرم آی و سراپا خوش کن
خوش و ناخوش بخوشی دار مرا ناخوشیها بخوشیها خوش کن
فیض را نیست بغیر از تو کسی بدیش را بکرمها خوش کن