دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۴۴

فیض کاشانی
مستانه برا گوشهٔ چشمی سوی ما کن دردی بسر درد نه و نام دوا کن
از پرده برون آبگذر بر صف رندان پنهان ز نظرها نظری جانب ما کن
گر لطف نداری و سر لطف نداری از قهر بکش تیغ جفا روی بما کن
گفتی که وفا میکنم و هیچ نکردی ما چشم وفا از تو نداریم جفا کن
مرغ دل ما از قفس غصه برون آر برگرد سر خویش بگردان و رها کن
ترسم که غباری بدل یار نشیند بگذر ز عتاب و گله ای فیض دعا کن
در دفتر جان حرف بتان چند نویسی زین قصه بگردان ورق و رو بخدا کن