دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۴۳

فیض کاشانی
در جهان افکندهٔ غوغای حسن عاشقانرا کردهٔ شیدای حسن
حسن روی تست دریای محیط ماه رویان شبم دریای حسن
ملک استغنا مسلم مر تراست جان استغناست استغنای حسن
عرش بر خاک مذلت رو نهد پیش آن کرسی که باشد جای حسن
در هوا سرگشته دلها ذره سان پیش خورشید جهان آرای حسن
کوه صبر پردلان را بر کند گردش چشم خوش شهلای حسن
جان اهل دل ز تن بیرون کشد قوت بازوی استیلای حسن
خون عشاق ار بریزد گو بریز لشکر سلطان بی پروای حسن
آتش افروزی و عاشق سوزیست مقتضای خوی مادرزای حسن
عشق خوبان در دلت جا دادهٔ زان خیالت فیضفیض شد ماوای حسن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش زیباییِ بی‌حد و حصر و اقتدارِ آن بر هستی سروده شده است. شاعر با زبانی فاخر و استعاری، زیبایی را نه به عنوان یک ویژگی ظاهری، بلکه به عنوان یک نیروی غالب و مقتدر ترسیم می‌کند که تمام عالم و آدم را به تسخیر خود درآورده و حتی والاترین مراتب هستی را در برابر عظمت آن به خاک‌ساری وامی‌دارد.

در این فضا، عاشق موجودی سرگردان و بی‌اختیار است که در برابر قدرت مطلق زیبایی، چاره‌ای جز تسلیم و فدا کردن جان ندارد. شاعر با نگاهی عرفانی، زیبایی را دارای ذاتی بی‌نیاز و بی‌پروا می‌بیند که عاشق‌سوزی و بی‌اعتنایی، از ملزومات طبیعی آن است و این سیرِ عشق، تقدیری محتوم برای اهل دل محسوب می‌شود.

معنای روان

در جهان افکندهٔ غوغای حسن عاشقانرا کردهٔ شیدای حسن

تو با جلوه‌گری خود، شور و هیاهوی زیبایی را در جهان پراکنده‌ای و دل عاشقان را به آن شیدا و سرگشته کرده‌ای.

نکته ادبی: افکنده و کرده در اینجا فعل مضارع التزامی یا ماضی نقلی با رویکرد تأکیدی بر استمرار حال است که نشان از فاعلیت معشوق دارد.

حسن روی تست دریای محیط ماه رویان شبم دریای حسن

زیبایی چهره‌ات دریایی بی‌کران است و تمام زیبارویان عالم در برابر این شکوه، مانند قطره‌ای در برابر دریا هستند.

نکته ادبی: ترکیب 'دریای محیط' استعاره از احاطه کامل زیبایی معشوق بر عالم است.

ملک استغنا مسلم مر تراست جان استغناست استغنای حسن

پادشاهی بی‌نیازی و استغنا تنها شایسته توست و حقیقتِ بی‌نیازی، همان زیباییِ مطلق توست که چنین بی‌پرواست.

نکته ادبی: استغنا در متون عرفانی به معنای بی‌نیازیِ مطلق است که صفتِ حق تعالی شمرده می‌شود.

عرش بر خاک مذلت رو نهد پیش آن کرسی که باشد جای حسن

در برابر جایگاه والای زیبایی تو، حتی عرش الهی نیز با فروتنی بر خاک می‌افتد و تواضع می‌کند.

نکته ادبی: اشاره به عرش و کرسی، اغراقِ شاعرانه برای نشان دادن عظمت بی‌کران زیبایی است.

در هوا سرگشته دلها ذره سان پیش خورشید جهان آرای حسن

دل‌های عاشقان در برابر خورشید عالم‌تابِ زیبایی تو، همچون ذرات غبار در هوا سرگردان و بی‌قرارند.

نکته ادبی: تشبیه دل‌ها به ذرات (ذره‌سان) نماد کوچکی و حقارت عاشق در برابر خورشیدِ زیبایی معشوق است.

کوه صبر پردلان را بر کند گردش چشم خوش شهلای حسن

نگاه فریبنده و چشمانِ سیاه و درشت تو چنان قدرتی دارد که می‌تواند کوه صبر و استقامت دلاوران را از جای برکند.

نکته ادبی: چشم شهلا به معنای چشم سیاه و درشتی است که با اندکی سرخی آمیخته و بسیار زیباست.

جان اهل دل ز تن بیرون کشد قوت بازوی استیلای حسن

نیروی حاکم بر زیبایی تو چنان قدرتمند است که می‌تواند جان را از کالبدِ اهل دل برباید و آنان را از پای درآورد.

نکته ادبی: استیلا به معنای غلبه و چیرگی است که در اینجا به بازوی معشوق نسبت داده شده است.

خون عشاق ار بریزد گو بریز لشکر سلطان بی پروای حسن

سپاهِ زیباییِ تو که بی‌پروا و بی‌اعتناست، اگر خون عاشقان را هم بریزد، رواست و باید این بی‌اعتنایی را پذیرفت.

نکته ادبی: تشبیه زیبایی به سلطان و سپاه، استعاره‌ای برای نشان دادن تهاجمی بودنِ مواجهه با جمال معشوق است.

آتش افروزی و عاشق سوزیست مقتضای خوی مادرزای حسن

شعله‌ور کردن آتش عشق و سوزاندن جان عاشقان، از ویژگی‌های ذاتی و طبیعیِ خویِ زیبایی توست.

نکته ادبی: مقتضا به معنای طلب و نیاز است که در اینجا به معنای ذاتِ کار است.

عشق خوبان در دلت جا دادهٔ زان خیالت فیضفیض شد ماوای حسن

تو عشق خوبان را در دلت جای داده‌ای و به همین دلیل، خیالِ تو منبعِ فیض و جایگاهِ ظهور زیبایی گشته است.

نکته ادبی: فیض در اینجا به معنای تراوش و بازتاب زیبایی از سوی معشوق به سوی عاشق است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه ذره سان

تشبیه دل‌ها به ذرات غبار برای نشان دادن ناچیزیِ عاشق در برابر زیبایی خورشیدگونه معشوق.

اغراق عرش بر خاک مذلت رو نهد

بزرگ‌نماییِ قدرت زیبایی برای نشان دادن فروتنی والاترین مراتب هستی در برابر آن.

استعاره دریای محیط

تشبیه زیباییِ معشوق به دریایی که عالم را در بر گرفته است.

تضاد و تناقض آتش افروزی و عاشق سوزی

توصیف زیبایی به عنصری که هم می‌آفریند (عشق) و هم نابود می‌کند (سوزاندن عاشق).