دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۲۵

فیض کاشانی
گذر کن ای صبا در کوی جانان ببر از من پیامی سوی جانان
دلم را تازه کن یعنی بیاور نسیمی جانفزا از کوی جانان
سر شوریدهٔ دارم چو مجنون دل آشفتهٔ چون موی جانان
پریشان خاطرم خواهم نسیمی از آن زلفین عنبر بوی جانان
دلم گردید مالا مال عشقش سرم پر شد زهای و هوی جانان
بهر سوئی بهر کوئی بهر دم دوم از بهر جستجوی جانان
وزد بادی مگر بر من ز کویش کشم آبی مگر از جوی جانان
نمردم از غم هجران وزین ننگ بسی شرمنده ام از روی جانان
سخن کوته کن و دم در کش ای فیض گرانی بر نتابد خوی جانان

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، تجسمی از شور و اشتیاق عاشقانه و عرفانی است که در آن سراینده با بهره‌گیری از نمادهای کلاسیک ادبیات فارسی همچون صبا، کوی یار و زلف پریشان، به تصویرسازی حالات درونی خود پرداخته است. شاعر در این قطعه، بی‌قراری و سرگشتگی جانِ خویش را در فراق محبوب به تصویر می‌کشد و تمام هستی خود را در گروِ یک نسیم یا نشانی از یار می‌بیند.

در نهایت، شاعر به این نکته ظریف اشاره می‌کند که در محضرِ محبوب، جایگاه سخن‌پردازی و گلایه نیست؛ چرا که ذاتِ لطیف و بلندمرتبه‌ی جانان، تابِ سخنانِ سنگین و شکایت‌های طولانی را ندارد و سکوت و تسلیم، والاترین راهِ رسیدن به اوست.

معنای روان

گذر کن ای صبا در کوی جانان ببر از من پیامی سوی جانان

ای نسیمِ سحرگاه، به محله‌ی محبوب گذر کن و از جانب من پیامی برای او ببر.

نکته ادبی: صبا در ادبیات فارسی نماد پیام‌رسان میان عاشق و معشوق است.

دلم را تازه کن یعنی بیاور نسیمی جانفزا از کوی جانان

با آوردن نسیمی حیات‌بخش از دیارِ یار، روحی تازه به دلِ بی‌قرار من ببخش.

نکته ادبی: جان‌فزا به معنای چیزی است که به جان و روح می‌افزاید و حیاتِ دوباره می‌بخشد.

سر شوریدهٔ دارم چو مجنون دل آشفتهٔ چون موی جانان

ذهن و سرِ من همچون مجنون، شوریده و آشفته است و دلم به اندازه موهای یار درهم‌تنیده و پریشان است.

نکته ادبی: مجنون استعاره از آشفتگیِ مطلق و دیوانگیِ در راه عشق است.

پریشان خاطرم خواهم نسیمی از آن زلفین عنبر بوی جانان

ذهنم در پریشانی غرق شده و تنها آرزویم وزیدنِ نسیمی از سمت گیسوانِ خوش‌بوی یار است.

نکته ادبی: عنبربوی کنایه از عطرِ دل‌انگیز و خوشبو بودنِ گیسوی معشوق است.

دلم گردید مالا مال عشقش سرم پر شد زهای و هوی جانان

دلم سرشار از عشق او شده و سرم مملو از هیاهو و آوازه‌ی او گشته است.

نکته ادبی: های و هوی در اینجا به معنای غوغای درونی و تکرار نام و یادِ محبوب در ذهن است.

بهر سوئی بهر کوئی بهر دم دوم از بهر جستجوی جانان

در هر سو و در هر کوی و برزنی و در هر لحظه، تنها به دنبال یافتنِ یار می‌دوم.

نکته ادبی: تکرارِ کلمات برای تاکید بر بی‌قراری و استمرارِ جستجو در مسیرِ عشق است.

وزد بادی مگر بر من ز کویش کشم آبی مگر از جوی جانان

آرزو دارم نسیمی از جانب او به سوی من بوزد یا قطره‌ای از آبِ حیاتِ کوی او نصیبم شود تا شاید آرام گیرم.

نکته ادبی: آبِ جوی جانان استعاره‌ای از بهره‌مندی از فیضِ حضور یا نگاهِ لطفِ یار است.

نمردم از غم هجران وزین ننگ بسی شرمنده ام از روی جانان

از اینکه در فراقِ یار زنده‌ام و جان نداده‌ام، احساس شرمساری می‌کنم، چرا که این زنده بودن نشانه بی‌وفایی در عشق است.

نکته ادبی: ننگ در اینجا به معنای عار و شرمی است که عاشق از زنده ماندنِ بی‌حاصل در دوریِ یار احساس می‌کند.

سخن کوته کن و دم در کش ای فیض گرانی بر نتابد خوی جانان

ای فیض، سخن را کوتاه کن و خاموش باش، چرا که طبع لطیفِ یار تحمل سخنان سنگین و گلایه‌های طولانی را ندارد.

نکته ادبی: گرانی در اینجا به معنای سخنانِ ثقیل و گلایه‌آمیز است که با لطافتِ جانان سازگار نیست.

آرایه‌های ادبی

تشبیه سر شوریدهٔ دارم چو مجنون

شاعر ذهن آشفته خود را به دیوانگی مجنون تشبیه کرده است.

کنایه دم در کش

کنایه از سکوت کردن و دم فروبستن.

مراعات نظیر کوی، نسیم، جوی

تناسب میان عناصر مرتبط با طبیعت و محله یار که فضایی رمانتیک ساخته است.

تکرار بهر سوئی، بهر کوئی، بهر دم

استفاده از واژگان تکراری برای نمایشِ بی‌قراری و تکاپوی عاشق.