دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۷۱۲

فیض کاشانی
ز نهار مکن ای جان این درد مرا درمان این درد مرا درمان زنهار مکن ای جان
لطف ار کنی و احسان کن درد مرا افزون کن درد مرا درمان لطف ار کنی و احسان
یکذره غم جانان خوشتر بود از صد جان خوشتر بود از صد جان یکذره غم جانان
دردم ده و جان بستان ای منبع هر احسان ای منبع هر احسان دردم ده و جان بستان
جان میکندت قربان آنکس که دلش بردی آنکس که دلش بردی جان میکندت قربان
میسر کن و بی سامان دیوانهٔ عشقت را دیوانهٔ عشقت را بی سر کن و بی سامان
بر همزن و ویران کن اقلیم وجود فیض اقلیم وجود فیض بر همزن و کن ویران