دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۸۳

فیض کاشانی
دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم بس راه بریدیم و بمنزل نرسیدیم
قومی که ره راست گزیدند و رسیدند ما در غم تحصیل ره راست خمیدیم
آنقوم گر آرام گذشتند گذشتند ما در پی آرام همه عمر طپیدیم
گفتند که این راه بمقصد دو سه گامست طی شد همهٔ عمر بمقصد نرسیدیم
گفتند ز خود تازهی ره نشود طی جان رفت برون از تن و از خود برمیدیم
بشکافت غبار از سر خار ره و بنمود بودیم خود آن خار که در پای خلیدیم
هر تخم که در مزرعه عمر فشاندیم حیرت درویدیم و بحسرت نگریدیم
زابر کرمش فیض مگر رحمتی آید تا پاک شویم از دنس خود که پلیدیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر نمایانگر اندوه عمیق و پرسش‌های وجودی انسانی است که در مسیر کمال یا حقیقت، عمر خود را به پایان برده اما از رسیدن به مقصود بازمانده است. فضا آکنده از حسرت، سرخوردگی و اعتراف به شکست است که به تدریج از سطح شکوه و شکایت به سمت درک عمیق‌تر از موانع درونی سوق پیدا می‌کند.

در نگاه شاعر، بزرگ‌ترین مانع راه نه دوری مقصد و نه سختی‌های بیرونی، بلکه وجود «خود» یا همان «نفس» است که همچون خاری در پای مسافر خلیده است. سرانجام، شعر با رویکردی توبه‌آمیز به سمت امید به رحمت الهی می‌رود تا این آلودگی‌های ذاتی با فیض ایزدی پاک شود.

معنای روان

دردا که درین راه بسی رنج کشیدیم بس راه بریدیم و بمنزل نرسیدیم

افسوس که در این مسیر دشوار، رنج‌های بسیاری را متحمل شدیم؛ راه طولانی و سختی را پیمودیم اما هرگز به منزلگاه مقصود نرسیدیم.

نکته ادبی: استفاده از عبارت «دردا» برای بیان تأثر و «راه بریدن» کنایه از طی کردن مسافت زیاد است.

قومی که ره راست گزیدند و رسیدند ما در غم تحصیل ره راست خمیدیم

کسانی که راه درست را انتخاب کردند و به مقصد رسیدند، کامیاب شدند؛ اما ما در مسیر تلاش برای یافتنِ راهِ درست، چنان خسته و فرسوده شدیم که قامت‌مان خم گشت.

نکته ادبی: «خمیدن» در اینجا کنایه از شکست و ناتوانی در پیمودن طریق است.

آنقوم گر آرام گذشتند گذشتند ما در پی آرام همه عمر طپیدیم

اگر آن گروهِ دیگر به آسانی از این مسیر عبور کردند، بگذار گذشتند؛ اما ما تمام عمر خود را با بی‌قراری و اضطراب در جستجوی آرامش سپری کردیم.

نکته ادبی: «طپیدن» در اینجا به معنای اضطراب و تلاطمِ مداومِ جان در جستجوی حقیقت است.

گفتند که این راه بمقصد دو سه گامست طی شد همهٔ عمر بمقصد نرسیدیم

به ما گفته بودند که فاصله این راه تا مقصد تنها چند قدم است؛ اما عمرمان به پایان رسید و همچنان به آن مقصد دست نیافتیم.

نکته ادبی: ایهام در «دو سه گام» که هم می‌تواند مسافت کم باشد و هم کنایه از سادگیِ ظاهریِ راهی که در عمل بسیار دشوار است.

گفتند ز خود تازهی ره نشود طی جان رفت برون از تن و از خود برمیدیم

گفته بودند که بدون رها کردنِ «خود» (نفس)، این راه طی نمی‌شود؛ عمر ما به سر آمد و جان از تن بیرون رفت، اما ما نتوانستیم از خود رها شویم و به خودشناسی برسیم.

نکته ادبی: اشاره به اصطلاح عرفانیِ «فنای فی الله» یا رها شدن از منیت که لازمه سلوک است.

بشکافت غبار از سر خار ره و بنمود بودیم خود آن خار که در پای خلیدیم

وقتی غبار از چهره خارِ راه کنار رفت، حقیقت آشکار شد؛ ما خودمان همان خاری بودیم که در پایمان خلیده بود و مانع راهمان می‌شد.

نکته ادبی: این بیت شاه‌بیت شعر است که نشان می‌دهد مانع اصلی، در درونِ خودِ انسان است.

هر تخم که در مزرعه عمر فشاندیم حیرت درویدیم و بحسرت نگریدیم

هر بذر و عملی که در مزرعه عمرمان کاشتیم، حاصلی جز حیرت و سرگشتگی نداشت و در نهایت جز حسرت خوردن چیزی نصیبمان نشد.

نکته ادبی: استعاره از مزرعه عمر برای بیانِ اعمالِ انجام شده.

زابر کرمش فیض مگر رحمتی آید تا پاک شویم از دنس خود که پلیدیم

امید است که از ابرِ کرم و بخششِ خداوند، رحمتی ببارد تا ما را از آلودگیِ وجود خودمان که پلید است، پاک گرداند.

نکته ادبی: «دنس» به معنای چرک و آلودگی است و استعاره از گناه یا وابستگی‌های دنیوی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره راه و منزل

نماد مسیر زندگی و سلوک معنوی و مقصد کمال.

کنایه خار در پای خلیدیم

کنایه از موانعی که ناشی از خودخواهی و منیتِ درونی است.

استعاره ابر کرم

تشبیه بخشش خداوند به ابری باران‌زا که حیات‌بخش و پاک‌کننده است.

تضاد آرام گذشتند / طپیدیم

مقایسه میان کسانی که به سهولت به کمال رسیدند با کسانی که در تلاطم و اضطراب باقی ماندند.