دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۷۷

فیض کاشانی
رفتیم ازین دیار رفتیم زین منزل پر غبار رفتیم
کس جارهٔ ما نکرد این جا بیچاره بدان دیار رفتیم
غم بر سر غم بسی نهادیم دلخسته و سوگوار رفتیم
در باغ جهان خوشی ندیدیم غمها خوردیم و زار رفتیم
دلدار بما نکرد لطفی دل سوخته و فکار رفتیم
دلبر بر ما قرار نگرفت بی دلبر و بی قرار رفتیم
از گلشن او گلی نچیدیم بیهوده بروی خار رفتیم
ما را بر خویش ره ندادند مهجور و حزین و خوار رفتیم
ایفیض مکن شکایت از بخت کز یار بسوی یار رفتیم
از آمدن ار خبر نداریم صد شکر که هوشیار رفتیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بازتابی از احوال یک سالک یا عاشق دل‌شکسته است که با نگاهی بدبینانه و در عین حال واقع‌گرایانه، گذران عمر و ناکامی‌های خود را در این جهان مادی ترسیم می‌کند. شاعر در این قطعه، زندگی را منزلگاهی غبارآلود و پر از غم می‌بیند که در آن نه تنها به وصال محبوب نرسیده، بلکه جز اندوه و رنج بهره‌ای نبرده است.

در نهایت، شاعر با تغییر رویکردی معرفت‌شناسانه، تلخی‌ها و شکست‌های زندگی را در آستانه مرگ می‌پذیرد و به این باور عرفانی می‌رسد که مرگ، پایانِ یک زندگی پر از غم نیست، بلکه بازگشتی است از جانب حضرت دوست به سوی خود او؛ از این رو با آگاهی و هوشیاری به این سفر ابدی تن می‌دهد.

معنای روان

رفتیم ازین دیار رفتیم زین منزل پر غبار رفتیم

ما از این دنیا رخت بربستیم و رفتیم؛ از این خانه که سرشار از تیرگی‌ها و سرگردانی‌هاست، کوچ کردیم.

نکته ادبی: واژه دیار در معنای خانه و جهان به کار رفته و منزل پر غبار استعاره از دنیای فانی و پر از ابهام است.

کس جارهٔ ما نکرد این جا بیچاره بدان دیار رفتیم

در این دنیا هیچ‌کس به فریاد ما نرسید و راه چاره‌ای پیش پای ما نگذاشت؛ بنابراین به ناچار و درمانده، راهی آن دیار (عالم باقی) شدیم.

نکته ادبی: جاره به معنای چاره و درمان است که در اینجا با فعل منفی به کار رفته است.

غم بر سر غم بسی نهادیم دلخسته و سوگوار رفتیم

غم‌ها را یکی پس از دیگری بر روی هم انباشتیم و در حالی که دل‌شکسته و سوگوار بودیم، این جهان را ترک کردیم.

نکته ادبی: سوگوار به معنای عزادار و ماتم‌زده است که حال شاعر را در لحظه وداع نشان می‌دهد.

در باغ جهان خوشی ندیدیم غمها خوردیم و زار رفتیم

در گلستان دنیا، طعم خوشبختی و شادی را نچشیدیم؛ همواره غم خوردیم و با حالی نزار و اندوهگین از اینجا رفتیم.

نکته ادبی: زار در اینجا به معنای ضعیف، ناتوان و اندوهگین است.

دلدار بما نکرد لطفی دل سوخته و فکار رفتیم

محبوب به ما توجهی نکرد و لطف و مهربانی‌اش را از ما دریغ داشت؛ در نتیجه با دلی سوخته و روحی زخمی و رنجور رفتیم.

نکته ادبی: فکار در ادبیات کهن به معنای مجروح، زخمی و خسته است.

دلبر بر ما قرار نگرفت بی دلبر و بی قرار رفتیم

دلبر با ما الفت و ثبات نداشت و پیش ما نماند؛ ما نیز بدون حضور یار و در حالی که آرامش نداشتیم، رخت از جهان بربستیم.

نکته ادبی: قرار نگرفتن دلبر کنایه از بی‌وفایی یا عدم وصال است.

از گلشن او گلی نچیدیم بیهوده بروی خار رفتیم

از بوستانِ وصل او گلی نصیب ما نشد؛ ما در این راه بیهوده قدم برداشته و در مسیر، با خار و خاشاک مواجه شدیم.

نکته ادبی: گل و گلشن نماد زیبایی و وصال و خار نماد رنج و سختی‌های مسیر عشق است.

ما را بر خویش ره ندادند مهجور و حزین و خوار رفتیم

به ما اجازه ورود به حریم خود را ندادند؛ پس در حالی که رانده‌شده، اندوهگین و خوار بودیم، این دنیا را ترک کردیم.

نکته ادبی: مهجور به معنای کسی است که از یار دور افتاده و حزین به معنای غمگین است.

ایفیض مکن شکایت از بخت کز یار بسوی یار رفتیم

ای فیض! از سرنوشت گله و شکایت نکن؛ چرا که سفر ما از جانب یار (خداوند) آغاز شده و به سوی همان یار باز می‌گردد.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است و در این بیت نگاه عرفانیِ بازگشت به اصل (بازگشت به سوی خداوند) مطرح شده است.

از آمدن ار خبر نداریم صد شکر که هوشیار رفتیم

اگر از نحوه آمدنمان به این دنیا بی‌خبر بودیم، جای شکر دارد که دست‌کم با آگاهی و هوشیاری، این جهان را ترک می‌کنیم.

نکته ادبی: هوشیار در اینجا به معنای آگاهی و بصیرت در لحظه مرگ است که تضاد زیبایی با بی‌خبری از تولد دارد.

آرایه‌های ادبی

تکرار (ردالقافیه) رفتیم

تکرار کلمه رفتیم در انتهای هر بیت، موسیقی سوگوارانه و حزن‌آلودی به شعر بخشیده و بر حسِ رفتن و ناپایداری تأکید دارد.

استعاره باغ جهان / گلشن

دنیا به باغ و گلشنی تشبیه شده که در آن به جای گل (خوشی)، خار (غم و رنج) نصیب شاعر شده است.

تضاد (طباق) آمدن / رفتیم

تضاد میان بی‌خبری از تولد (آمدن) و هوشیاری در هنگام مرگ (رفتن) برای نشان دادن تکامل روحی شاعر.

تلمیح از یار بسوی یار

اشاره به اندیشه عرفانی بازگشتِ وجود به سوی خالق (اصل خویش).