دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۶۸

فیض کاشانی
یاد یاران که کنند از دل و جان یاری هم پا ز سر کرده روند از پی غمخواری هم
غم زدایند ز دلهای هم از خوشخوئی بهره گیرند ز دانش بمدد کاری هم
کم کنند از خود و افزونی یاران طلبند رنج راحت شمرند از پی دلداری هم
رنج بر جان خود از بهر تن آسائی یار حامل بار گران بهر سبکباری هم
همه چون غنچه بتنهائی و با هم چون گل تنگدل از خود و خندان بهواداری هم
رنجه کردند که راحت برسانند بهم زخمی تیغ جفا بهر سپر داری هم
از ره لطف و محبت همه هم را دلجوی وز سر مهر و وفا در صدد یاری هم
نور بخشند بهم چونکه بصحبت آیند روز خورشید هم و شمع شب تاری هم
این می و ساقی آن و طرب و مستی این جام سرشار هم و منبع سرشاری هم
سرشان ز آتش سودای محبت پر شور پای پر آبله در راه طلبکاری هم
خواب غفلت نگذارند که غالب گردد همه هم را بصرند و همه بیداری هم
راحت جان و طبیبان دل یکدیگرند یار تیمار هم و صحت بیماری هم
همه همدرد هم و مایهٔ درمان دهند همه پشت هم و آسان کن دشواری هم
فیض تا چند کنی وصف و نکوشی که شوی خود ار آنقوم که باشند بغمخواری هم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی ستایش‌گرانه به تبیینِ گوهرِ دوستیِ راستین و پیوندهای همدلانه میان یاران می‌پردازد. شاعر در این قطعه، الگویی آرمانی از رفاقت را ترسیم می‌کند که در آن، خودخواهی رنگ می‌بازد و ایثار و همدلی به عنوان ستون‌های اصلی رابطه برگزیده می‌شوند. فضای کلی حاکم بر شعر، فضایی سرشار از گرمی، اشتیاق و مسئولیت‌پذیری اخلاقی است.

پیام محوری اثر، دعوت به عملی کردنِ فضایل اخلاقی در روابط انسانی است؛ شاعر تأکید دارد که دوستی تنها در کلام نیست، بلکه باید در سختی‌ها، گشایش‌ها، آگاهی‌بخشی و التیامِ دردهای یکدیگر، خود را نشان دهد. در واقع، این شعر تصویرگرِ پیوندی است که در آن، «من» به «ما» تبدیل می‌شود و یاران، آینه‌دار و پشتیبان یکدیگر در مسیر زندگی هستند.

معنای روان

یاد یاران که کنند از دل و جان یاری هم پا ز سر کرده روند از پی غمخواری هم

یاد باد آن یارانِ همدلی که با تمام وجود و صادقانه به یکدیگر خدمت می‌کنند و برای حمایت از هم، چنان شتابان و مشتاق‌اند که گویی سر و پای خود را برای رسیدن به مقصد یکی کرده‌اند (کنایه از تلاش بی‌وقفه).

نکته ادبی: پا ز سر کردن کنایه از شتاب و بی‌تابی در انجام کاری است و در اینجا نمادِ فداکاریِ تام و تمام است.

غم زدایند ز دلهای هم از خوشخوئی بهره گیرند ز دانش بمدد کاری هم

آن‌ها به واسطه اخلاق نیکو، اندوه را از دل یکدیگر می‌زدایند و با همکاری و هم‌فکری، از دانش و توانایی‌های یکدیگر بهره‌مند می‌شوند.

نکته ادبی: غم‌زدایی و بهره‌مندی متقابل، نشان‌دهنده تعامل سازنده در دوستی است.

کم کنند از خود و افزونی یاران طلبند رنج راحت شمرند از پی دلداری هم

از منافع شخصی خویش می‌کاهند تا نیاز یارانشان برآورده شود و برای دلداریِ یکدیگر، رنج‌ها را به چشم راحتی و آسایش می‌بینند.

نکته ادبی: تضاد میان رنج و راحت در این بیت، نشان‌دهنده پارادوکسِ ایثار است؛ جایی که درد کشیدن برای دوست، لذت‌بخش می‌شود.

رنج بر جان خود از بهر تن آسائی یار حامل بار گران بهر سبکباری هم

آن‌ها رنج را بر جان خود می‌خرند تا دوستشان در آسایش باشد و بارهای سنگینِ زندگیِ یکدیگر را به دوش می‌کشند تا راه برای هموار شدنِ مسیرِ هم، سبک شود.

نکته ادبی: حامل بار گران استعاره از تحمل مشکلاتِ زندگیِ دوست برای سبک کردن دوش اوست.

همه چون غنچه بتنهائی و با هم چون گل تنگدل از خود و خندان بهواداری هم

آن‌ها در خلوت و درون خود، همچون غنچه‌ای بسته‌اند و پر از دغدغه و فروتنی‌اند، اما در هنگامِ همراهی و حمایت از یکدیگر، همچون گلی شکوفا و خندان ظاهر می‌شوند.

نکته ادبی: تمثیل غنچه و گل برای نمایش تفاوت احوالِ درونی (خلوت) و بیرونی (جمع) به کار رفته است.

رنجه کردند که راحت برسانند بهم زخمی تیغ جفا بهر سپر داری هم

خود را به زحمت می‌اندازند تا برای یکدیگر آسایش فراهم کنند؛ آن‌ها در برابرِ جفای روزگار، همچون سپری برای یکدیگر ظاهر می‌شوند و ضرباتِ سختی را به جان می‌خرند.

نکته ادبی: زخمیِ تیغ جفا شدن در مقامِ سپرداری، اشاره به فداکاری و سپر بلا شدن دارد.

از ره لطف و محبت همه هم را دلجوی وز سر مهر و وفا در صدد یاری هم

همگی بر پایه لطف و محبت، دل‌جوی یکدیگرند و با خلوص نیت و وفاداری، در مسیر یاری رساندن به هم قدم برمی‌دارند.

نکته ادبی: ترکیب لطف، محبت، مهر و وفا، ارکانِ اصلیِ پایداریِ این دوستی را تشکیل می‌دهد.

نور بخشند بهم چونکه بصحبت آیند روز خورشید هم و شمع شب تاری هم

هنگامی که به دیدار یکدیگر می‌رسند، به هم نور و روشنایی می‌بخشند؛ در روز، همچون خورشید برای یکدیگرند و در شب‌های تاریکِ زندگی، چون شمعی روشن راه را می‌نمایند.

نکته ادبی: خورشید و شمع استعاره از آگاهی‌بخشی و امیدآفرینی در حالات مختلفِ زندگی (روز و شب) است.

این می و ساقی آن و طرب و مستی این جام سرشار هم و منبع سرشاری هم

در این پیوند، یکی ساقی و دیگری می است، یکی طرب و دیگری مستی؛ آن‌ها هم‌پیاله و سرشار از شورِ وجود یکدیگرند.

نکته ادبی: استعاره‌های می و ساقی در عرفان و ادب فارسی نمادِ عشق و شورِ وجودی است.

سرشان ز آتش سودای محبت پر شور پای پر آبله در راه طلبکاری هم

سر و جانشان از آتشِ سودای عشق و محبت، پرشور است و در مسیرِ جست‌وجوی کمال و یاری به یکدیگر، پاهایشان پر از آبله (نشانه سختی و تلاش) است.

نکته ادبی: پا در راهِ طلبکاری، اشاره به سلوک و پایداری در مسیر دوستی دارد.

خواب غفلت نگذارند که غالب گردد همه هم را بصرند و همه بیداری هم

آن‌ها اجازه نمی‌دهند که خوابِ غفلت بر یکدیگر چیره شود؛ همه برای هم دیدگانِ بینا هستند و بیداری و هوشیاری را به یکدیگر هدیه می‌دهند.

نکته ادبی: خواب غفلت، استعاره از بی‌خبری و دوری از حقیقت است.

راحت جان و طبیبان دل یکدیگرند یار تیمار هم و صحت بیماری هم

آن‌ها مایه آرامش جان و طبیبانِ دلِ یکدیگرند؛ در بیماریِ تن و روح، پرستارِ هم و مایه سلامت و بهبودی یکدیگر هستند.

نکته ادبی: طبیبِ دل و تیمارِ هم، نشان‌دهنده رابطه درمانی و شفابخش در دوستیِ حقیقی است.

همه همدرد هم و مایهٔ درمان دهند همه پشت هم و آسان کن دشواری هم

همه در غم‌ها شریکِ هم‌اند و وسیله‌ای برای درمانِ دردهای یکدیگر؛ حامی و پشتیبان هم هستند و دشواری‌های زندگی را برای یکدیگر آسان می‌کنند.

نکته ادبی: هم‌درد و مایه درمان بودن، تقابل کاملی از درکِ متقابل و کنشِ ایجابی است.

فیض تا چند کنی وصف و نکوشی که شوی خود ار آنقوم که باشند بغمخواری هم

ای فیض، تا کی می‌خواهی فقط وصفِ چنین یارانی را بگویی؟ بکوش و تلاش کن که خودت هم به جمعِ کسانی بپیوندی که با جان و دل غمخوارِ یکدیگرند.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است که در بیت آخر برای خطاب به خود و دعوت به عمل استفاده شده است.

آرایه‌های ادبی

استعاره خورشید هم و شمع شب تاری

تشبیه یاران به نور و روشنایی برای هدایت و امیدبخشی در شرایط سخت.

تضاد رنج راحت شمرند

آمیختن دو مفهوم متناقض رنج و راحتی برای نشان دادن عمق ایثار در دوستی.

تمثیل همه چون غنچه بتنهائی و با هم چون گل

تصویرسازی بصری از احوال یاران در خلوت (غنچه) و جمع (گل).

کنایه پا ز سر کرده

کنایه از نهایتِ اشتیاق و از خود گذشتگی و سرگشتگی در راهِ رسیدن به مقصد.