دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۴۴

فیض کاشانی
عشق تو کوتا که حرز جان کنم بعد از آن جان و دلش قربان کنم
همتی کو تا بظلمت در روم جست و جوی چشمه حیوان کنم
هست انبان معانی در دلم هر چه یابم اندرین انبان کنم
شکر لله دید سرم داده اند سر فرازم سیر در قرآن کنم
طاعت حق راست این در را کلید آنچه فرموده است حق من آن کنم
اهل بیت مصطفا وجه اللهند روی دل را جانب ایشان کنم
سر نهم در سیر قرآن و حدیث کار جانرا سر بسر سامان کنم
فیض برخیز آنچه بتوانی بکن چند گوئی این کنم یا آن کنم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر شور و اشتیاقِ سالکی است که در مسیرِ تکاملِ معنوی، به دنبالِ رسیدن به حقیقتی فراتر از ظواهر است. شاعر با تکیه بر ایمانِ راسخ و پیوند میانِ عقل و شهود، بر این باور است که راهِ رستگاری در گروِ اطاعتِ عاشقانه از خداوند، تمسک به قرآن و احادیث و توسل به اهل‌بیت (ع) است.

فضایِ حاکم بر این سروده‌ها، فضایِ پندآموز و اخلاقی است که در آن، شاعر از یک‌سو به ستایشِ مسیرِ کمال می‌پردازد و از سوی دیگر، نفسِ خویش را برایِ دوری از تعلل و تردید سرزنش می‌کند. پیامِ نهایی، فراخوانی به عملِ بی‌درنگ و گام نهادنِ جدی در وادیِ عرفان و بندگیِ خالصانه است.

معنای روان

عشق تو کوتا که حرز جان کنم بعد از آن جان و دلش قربان کنم

عشق تو را همچون دعایِ محافظی برایِ جانم می‌گیرم تا در پناهِ آن باشم و پس از آن، تمامِ هستی و دلم را برایِ این عشق فدا می‌کنم.

نکته ادبی: واژه حرز در قدیم به معنایِ دعایی است که برایِ دفعِ بلا به بازو می‌بندند.

همتی کو تا بظلمت در روم جست و جوی چشمه حیوان کنم

کجاست آن عزم و همتِ بلند تا در مسیرِ دشوارِ تاریکِ سلوک گام بگذارم و همچون خضرِ نبی در پیِ یافتنِ آبِ حیات (کمالِ معنوی) باشم؟

نکته ادبی: اشاره به داستانِ سفر اسکندر در ظلمات برای یافتن چشمه آب حیات دارد که کنایه از سختی‌های مسیرِ معرفت است.

هست انبان معانی در دلم هر چه یابم اندرین انبان کنم

قلب من گنجینه‌ای از معانی و حکمت‌هاست؛ من هر معرفت و حقیقتی که به دست بیاورم، در این گنجینه جمع‌آوری می‌کنم.

نکته ادبی: انبان کیسه‌ای چرمی و کهن برایِ نگهداریِ آذوقه است که اینجا نمادِ قلب و حافظه است.

شکر لله دید سرم داده اند سر فرازم سیر در قرآن کنم

خدا را سپاس که بینش و آگاهی به من عطا کرده است؛ با این نگاهِ روشن، سرافرازانه به تفکر و سیر در آیاتِ قرآن می‌پردازم.

نکته ادبی: سِر به معنایِ راز و آگاهیِ باطنی است که خداوند به بندگانِ خاص می‌دهد.

طاعت حق راست این در را کلید آنچه فرموده است حق من آن کنم

کلیدِ ورود به درگاهِ سعادت، فرمان‌برداری از حق است؛ از این‌رو، خود را مقید به انجامِ دقیقِ دستوراتِ الهی می‌دانم.

نکته ادبی: ترکیبِ طاعتِ حق، دلالت بر بندگیِ بی چون و چرا دارد.

اهل بیت مصطفا وجه اللهند روی دل را جانب ایشان کنم

خاندانِ پاکِ پیامبر (ص) آینه‌دارِ جلوه‌ی خداوند بر رویِ زمین هستند؛ پس من تمامِ وجود و دلم را به سویِ آن‌ها معطوف می‌کنم.

نکته ادبی: وجه‌الله اصطلاحی عرفانی به معنایِ چیزی است که با آن می‌توان خدا را شناخت یا جلوه‌ای از ذاتِ حق است.

سر نهم در سیر قرآن و حدیث کار جانرا سر بسر سامان کنم

قدم در راهِ آموختنِ قرآن و حدیث می‌گذارم تا با بهره‌گیری از این دو، تمامیِ امورِ مربوط به روح و جانم را سامان دهم.

نکته ادبی: سر نهادن در اینجا به معنایِ تسلیم شدن و با تمامِ وجود اقدام کردن است.

فیض برخیز آنچه بتوانی بکن چند گوئی این کنم یا آن کنم

ای فیض، دست از امروز و فردا کردن و تردید بردار و هر چه در توان داری برایِ بندگی انجام بده؛ چرا مدام در پیِ چون و چرا و تردید در انتخابِ مسیر هستی؟

نکته ادبی: این بیت تخلصِ شاعر (فیض) است و نشان‌دهنده خطابِ او به نفسِ خویش برای پرهیز از بطالت.

آرایه‌های ادبی

تلمیح بظلمت در روم / جست و جوی چشمه حیوان

اشاره به داستانِ جستجوی آب حیات در ظلمات توسط خضر و اسکندر.

استعاره انبان

قلبِ شاعر به کیسه‌ای (انبان) تشبیه شده که ظرفیتِ پذیرشِ معانی را دارد.

کنایه حرز جان

کنایه از مایه حفظ و امنیتِ روح.

مراعات نظیر قرآن، حدیث، طاعت، حق

استفاده از واژگانی که در یک حوزه معناییِ دینی قرار دارند.

تضاد این کنم یا آن کنم

نشان‌دهنده تردید و دوگانگی در تصمیم‌گیری.