دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۲۵

فیض کاشانی
از دلم بس ناله بیرون میکشم وز جگر بس کاسهٔ خون میکشم
بر درت می آورم صد گون نیاز تا ز تو یک ناز بیرون میکشم
عشوهٔ را کاورد در گردشم عشوها از چرخ گردون میکشم
خون دل ریزم بجای می بجام خون بجای آب گلگون میکشم
مطربا چون دست بر قانون کشند ناله من هم بقانون میکشم
چن تبسم میکنی خون میخورم حسرتی زان لعل میگون میکشم
گر کند رطل گران دریا دلی من ز خون دیده جیحون میکشم
بر سر راهت فتاده خوار و زار خویش را در خاک و در خون میکشم
کاسهای زهر هجران ترا هیچ میدانی که من چون میکشم
گر کشند از دست دشمن جورها من ز دست دوست افزون میکشم
طالع شوریدهٔ دارم چو فیض اینهمه از بخت وارون میکشم
محنت و بیدادم از دست خود است حاش لله کی ز گردون میکشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار ترسیمی عمیق و پرشور از رنج‌های بی‌کران در راه عشق و دلدادگی است. شاعر در این قطعه، با بیانی متأثر و پر سوز، حالِ پریشانِ خود را در برابرِ بی‌اعتنایی معشوق و دشواری‌های روزگار به تصویر می‌کشد.

درونمایه اصلی اثر، کشمکش میانِ طلبِ وصال و چشیدنِ جامِ تلخِ هجران است. شاعر در ابتدا از دشواری‌های عشق گله‌مند است، اما در فرجامِ سخن، با نگاهی عارفانه و نکته‌سنج، مسئولیتِ رنج‌های خویش را نه بر عهدهٔ روزگار و آسمان، بلکه بر عهدهٔ تقدیرِ خویش می‌داند و به نوعی پذیرشِ درونی می‌رسد.

معنای روان

از دلم بس ناله بیرون میکشم وز جگر بس کاسهٔ خون میکشم

از شدت غم، دلم مدام در حال نالیدن است و از درون، چنان رنج می‌کشم که گویی جگرم به کاسه‌ای از خون تبدیل شده است.

نکته ادبی: استعاره از خون‌جگر خوردن کنایه از غصه خوردن بسیار است.

بر درت می آورم صد گون نیاز تا ز تو یک ناز بیرون میکشم

در برابر درگاه تو بسیار التماس و نیاز می‌کنم تا شاید بتوانم ذره‌ای از ناز و کرشمه تو را درک کنم.

نکته ادبی: تضاد میان واژگان نیاز و ناز، کانون معنایی بیت است.

عشوهٔ را کاورد در گردشم عشوها از چرخ گردون میکشم

آن عشوه و حیله‌ای که روزگار به کار می‌بندد تا مرا سرگردان کند، بیش از آن است که بتوانم تحمل کنم.

نکته ادبی: چرخ گردون استعاره از تقدیر و روزگار است.

خون دل ریزم بجای می بجام خون بجای آب گلگون میکشم

به جای شراب، خون دلم را در جام می‌ریزم و به جای گلاب یا آب، در هر لحظه خون می‌نوشم.

نکته ادبی: مبالغه در شدتِ غم که اشک را به خون بدل کرده است.

مطربا چون دست بر قانون کشند ناله من هم بقانون میکشم

ای نوازنده، وقتی ساز قانون را می‌نوازی و آهنگ می‌سازی، من نیز ناله‌های خود را با همان ریتم و آهنگِ اندوهبار هماهنگ می‌کنم.

نکته ادبی: ایهام در واژه قانون؛ هم به معنای ساز موسیقی و هم به معنای قاعده و دستور.

چن تبسم میکنی خون میخورم حسرتی زان لعل میگون میکشم

هر زمان که لبخند می‌زنی، من دچار رنج و حسرت می‌شوم، چرا که آن لعلِ لب‌های تو مرا به آتش می‌کشد.

نکته ادبی: لعل میگون استعاره از لب‌های سرخ و فریبنده معشوق است.

گر کند رطل گران دریا دلی من ز خون دیده جیحون میکشم

اگر افرادِ بزرگوار و بخشنده، جامی گران‌بها از شراب می‌نوشند، من از اشکِ چشمانم رودِ جیحونی از خون جاری می‌کنم.

نکته ادبی: اشاره به رود جیحون مبالغه‌ای برای نشان دادن کثرت اشک است.

بر سر راهت فتاده خوار و زار خویش را در خاک و در خون میکشم

بر سر راه تو با خواری و زاری افتاده‌ام و تمام وجودم را در خاک و خون می‌کشم.

نکته ادبی: خوار و زار توصیفِ حالِ عجزِ عاشق در برابر معشوق است.

کاسهای زهر هجران ترا هیچ میدانی که من چون میکشم

کاسه‌ای از زهرِ دوری و هجران تو را می‌نوشم؛ آیا هیچ می‌دانی که من چگونه این رنج را تحمل می‌کنم؟

نکته ادبی: استعاره از زهر برای توصیف تلخیِ هجران.

گر کشند از دست دشمن جورها من ز دست دوست افزون میکشم

اگر دشمنان به من ستم کنند، رنج آن کمتر است؛ ستمی که از دست دوست می‌کشم، بسیار فراتر از حد تحمل است.

نکته ادبی: تضاد میانِ دوست و دشمن برای برجسته‌سازی دردِ ناشی از جفای یار.

طالع شوریدهٔ دارم چو فیض اینهمه از بخت وارون میکشم

من نیز مانند فیض، طالعی آشفته دارم و این همه رنج را به خاطر بختِ برگشته‌ام تحمل می‌کنم.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است و بخت وارون کنایه از بدشانسی است.

محنت و بیدادم از دست خود است حاش لله کی ز گردون میکشم

این محنت و ستمی که بر من می‌رود، ناشی از اعمال و تقدیرِ خودِ من است؛ پناه بر خدا که بخواهم گناهش را به گردن روزگار بیندازم.

نکته ادبی: حاش لله عبارت عربی به معنای پناه بر خدا برای تاکید بر مبرا دانستنِ فلک از گناه است.

آرایه‌های ادبی

ایهام قانون

اشاره به سازِ موسیقی و همچنین به معنایِ قاعده و نظم که در اینجا ایهام ایجاد کرده است.

مبالغه جیحون کشیدن

توصیفِ کثرتِ اشکِ چشم به وسعتِ رودِ جیحون که برای نشان دادن شدتِ حزن به کار رفته است.

تضاد نیاز و ناز

مقابل هم قرار دادنِ تضرعِ عاشق و کرشمه‌ی معشوق برای بیانِ فاصله عاطفی.

استعاره زهر هجران

تشبیه دوری از یار به زهرِ کشنده که جانِ عاشق را می‌گیرد.

تلمیح چرخ گردون

اشاره به آسمان و افلاک که در ادبیات قدیم، مرجعِ تصمیم‌گیریِ سرنوشتِ انسان تلقی می‌شد.