دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۶۲۴

فیض کاشانی
از معانی مغز بیرون میکشم معنوی داند که من چون میکشم
بسته دارم تا نظر در صورتی معنی هر لحظه بیرون میکشم
لیلیی دارم که نتوان دیدنش در غمش صد بار بیرون میکشم
کاسهای زهر هجر دوست را عشق میداند که من چون میکشم
موسیم من عقل هرون من است منت نصرت ز هرون میکشم
یکسر مو سر نه می پیچم ز عقل این ریاضتها بقانون میکشم
از پی تحصیل زاد آخرت جورها از دنیی دون میکشم
دم بدم زان غمزه تیری میرسد خامهٔ پرهیز در خون میکشم
بهر بی اندازه عیشی در درون محنت ز اندازه بیرون میکشم
دل ز دنیا کنده و در ارض تن رنج خسف جسم قارون میکشم
رنجها باشد کلید گنجها رنجها از طاقت افزون میکشم
تا رسم از رنج در گنجی چو فیض جورها از چرخ گردون میکشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات، شرحی جان‌کاه و عاشقانه از رنجِ آگاهانه در مسیرِ کمال و حقیقت است. شاعر با تکیه بر این اصل که هر گنجی نیازمند رنجی است، مسیرِ سلوک عرفانی را نه راهی هموار، بلکه میدانی می‌داند که در آن، آدمی باید با تحملِ مشقت‌ها و تکیه بر خرد، از بندِ تعلقات دنیوی رها شود و به دیدار حقیقت نایل گردد.

در این ابیات، کشمکشِ درونیِ میانِ نیازهای جسمانی و کمال‌خواهیِ روحانی ترسیم شده است؛ جایی که شاعر می‌کوشد با صبوری در برابر سختی‌ها، به آن معنای پنهان و والایی دست یابد که جز از طریقِ گذر از رنجِ جان‌فرسا، ممکن نیست. فضای کلی شعر، رویکردی زاهدانه و صبورانه به مسائل هستی‌شناسانه است.

معنای روان

از معانی مغز بیرون میکشم معنوی داند که من چون میکشم

من از بطنِ واژه‌ها، مغز و لبِ کلام را بیرون می‌کشم و به حقیقت می‌رسم؛ تنها کسی که اهلِ معنی و سلوک است، می‌داند که من چه رنجی برای این کار متحمل می‌شوم.

نکته ادبی: ایهام در واژه «می‌کشم»؛ هم به معنای بیرون آوردن (استخراج) و هم به معنای تحمل کردن (رنج کشیدن) که کانون معنایی شعر است.

بسته دارم تا نظر در صورتی معنی هر لحظه بیرون میکشم

چیزها را تا زمانی که صورتی برایشان پیدا نکنم در بند نگه می‌دارم، اما در هر لحظه معنای درونی آن‌ها را بیرون می‌کشم.

نکته ادبی: اشاره به سیرِ از صورت به معنا؛ شاعر معتقد است معنا در صورت محبوس است و باید آن را استخراج کرد.

لیلیی دارم که نتوان دیدنش در غمش صد بار بیرون میکشم

من لیلی (محبوبی) دارم که با چشم سر قابل دیدن نیست، اما در فراق و غمِ او، صدها بار طعم مرگ و رنج را می‌چشم.

نکته ادبی: استفاده از تلمیح به داستان لیلی و مجنون به عنوان نمادی از محبوب ازلی و غیبی.

کاسهای زهر هجر دوست را عشق میداند که من چون میکشم

جامِ تلخِ دوری از دوست را سر می‌کشم؛ فقط عشق می‌داند که من در این مسیر چه سختی‌هایی را تاب می‌آورم.

نکته ادبی: استعاره از زهر برای سختیِ هجران و استفاده مجدد از ایهام «می‌کشم» در معنای نوشیدن و تحمل کردن.

موسیم من عقل هرون من است منت نصرت ز هرون میکشم

من در این مسیر مانند موسی هستم و خردِ من مانند هارون، همراه و یاور من است؛ به یاری این خرد، بر مشکلات پیروز می‌شوم.

نکته ادبی: تلمیح به داستان موسی و هارون؛ هارون در اینجا نمادِ خرد و زبانی است که به کمکِ پیامبر (سالک) می‌آید.

یکسر مو سر نه می پیچم ز عقل این ریاضتها بقانون میکشم

حتی به اندازه مویی از دستوراتِ عقل و خرد سرپیچی نمی‌کنم و تمام این ریاضت‌ها را طبقِ اصولِ صحیح انجام می‌دهم.

نکته ادبی: تعبیر «یک سر مو» کنایه از کمترین مقدار ممکن؛ تأکید بر التزام به عقلانیت در سلوک.

از پی تحصیل زاد آخرت جورها از دنیی دون میکشم

برای اینکه توشه‌ای برای آخرت فراهم کنم، جور و ستمِ این دنیای بی‌ارزش را با جان و دل تحمل می‌کنم.

نکته ادبی: واژه «دون» به معنای پست و حقیر است که صفتی متداول برای دنیا در متون عرفانی است.

دم بدم زان غمزه تیری میرسد خامهٔ پرهیز در خون میکشم

هر لحظه از سوی محبوب، تیرِ غمزه و کرشمه‌ای به سوی من پرتاب می‌شود و من با قلمِ خویشتن‌داری، این درد را ثبت می‌کنم یا در خونِ خود می‌نگارم.

نکته ادبی: تشبیه غمزه به تیر و کنایه از تأثیر آن بر روحِ عاشق؛ خامه پرهیز اشاره به ضبطِ نفس در حینِ درد است.

بهر بی اندازه عیشی در درون محنت ز اندازه بیرون میکشم

برای دستیابی به آن عیشِ بی‌پایان و درونی، رنج‌ها و سختی‌های بی‌حساب و کتابی را متحمل می‌شوم.

نکته ادبی: تقابل میان «عیشِ درون» و «محنتِ برون» که الگوی اصلیِ رشدِ معنوی است.

دل ز دنیا کنده و در ارض تن رنج خسف جسم قارون میکشم

دلم را از دنیا بریده‌ام، اما در این کالبدِ جسمانی، رنجِ سنگینی و زمینی بودن را همچون قارون که در زمین فرو رفت، به دوش می‌کشم.

نکته ادبی: تلمیح به داستان قارون و فرو رفتن در زمین؛ اشاره به سنگینی و تعلقات جسمانی (خسف).

رنجها باشد کلید گنجها رنجها از طاقت افزون میکشم

رنج‌ها در واقع کلیدهای رسیدن به گنج‌های نهان هستند؛ از این‌رو، رنج‌هایی فراتر از طاقت معمول را تحمل می‌کنم.

نکته ادبی: تناسب میان رنج و گنج؛ یک قاعده‌ی کلی در متون اخلاقی و عرفانی.

تا رسم از رنج در گنجی چو فیض جورها از چرخ گردون میکشم

برای اینکه از رنج‌های دنیوی به گنجِ فیضِ الهی برسم، ستمِ چرخِ گردون و روزگارِ کج‌مدار را با صبر پذیرا می‌شوم.

نکته ادبی: اشاره به جبرِ زمانه (چرخ گردون) که بر انسانِ سالک فشار می‌آورد تا او را صیقل دهد.

آرایه‌های ادبی

ایهام می‌کشم

در سرتاسر شعر به دو معنایِ «بیرون کشیدن» و «تحمل کردن و رنج بردن» به کار رفته است که محورِ معنایی اثر است.

تلمیح لیلی، موسی، هارون، قارون

ارجاع به داستان‌های اساطیری و مذهبی برای تبیینِ جایگاهِ عاشق، عقل، و سختی‌های جسمانی.

تناسب (مراعات نظیر) رنج و گنج

پیوند میان سختی کشیدن و دستیابی به پاداش معنوی که در جای جای ابیات دیده می‌شود.

استعاره تیر غمزه

غمزه و کرشمه محبوب به تیری تشبیه شده که بر جان عاشق می‌نشیند.