دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۵۷

فیض کاشانی
گذر کن ز بیغولهٔ نام و ننگ بشه راه مردان درآبی درنگ
رسوم سفیهان ابله بمان که رسم سفیهان کند کار تنگ
فراخست و هموار راه خرد در اینراه نه خار باشد نه سنگ
بدست آوری گر تو میزان عقل نباشد ترا با خود و غیر جنگ
چو آهنگ جان تو آرد هوا به حبل هوای خدا زن تو چنگ
هوس بر سرت چون نزول آورد فرو بر هوس را بدم چون نهنگ
بقدر ضرورت ز دنیا بگیر مکن بار بر خود گران و ملنگ
کمی مال افزونی راحت است کمی جاه آسایش از نام و ننگ
پذیرفتی این نکته را گرچه فیض وگرنه سر خالی از عقل و سنگ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات دعوتی است به رهایی از بندهای دنیوی و قید و بندهای بیهوده‌ای که آدمی را از مسیر اصلی رشد باز می‌دارد. شاعر با نکوهشِ اعتبار و شهرت کاذب، خواننده را به پیروی از خرد و عقل سلیم فرامی‌خواند؛ چرا که راه خرد، مسیری هموار و به دور از رنج‌های بیهوده است.

در بخش دوم، توصیه‌هایی برای زیستن در آرامش ارائه شده است. شاعر با تأکید بر میانه‌روی در خواسته‌ها، کنترل هوا و هوس و قناعت در امور مادی، مسیر رسیدن به آسایش حقیقی را ترسیم می‌کند. پیام نهایی، صلح با درون و بیرون از طریق سبک‌باری و عقلانیت است.

معنای روان

گذر کن ز بیغولهٔ نام و ننگ بشه راه مردان درآبی درنگ

از پیله‌ی شهرت و اعتبارِ پوچ بیرون بیا و بدون درنگ، پا در مسیرِ مردانِ بزرگ بگذار.

نکته ادبی: بیغوله کنایه از جایگاه‌های پست و تاریک و دور از حقیقت است.

رسوم سفیهان ابله بمان که رسم سفیهان کند کار تنگ

رسومِ احمقانه و بی‌فایده‌ی نادانان را رها کن؛ چرا که پیروی از کارهای آن‌ها، زندگی را بر تو تنگ و دشوار می‌کند.

نکته ادبی: سفیهان به معنای نادانان و سبک‌مغزان است که کنایه از رفتارهای نسنجیده دارد.

فراخست و هموار راه خرد در اینراه نه خار باشد نه سنگ

مسیرِ عقل و خرد، مسیری وسیع و هموار است و در آن هیچ خار و سنگی که مانعِ حرکت باشد، وجود ندارد.

نکته ادبی: خار و سنگ استعاره از مشکلات و رنج‌هایی است که بر سر راهِ نادانی قرار دارد.

بدست آوری گر تو میزان عقل نباشد ترا با خود و غیر جنگ

اگر ترازوی عقل را به دست آورید و با آن همه چیز را بسنجید، دیگر با خودتان و اطرافیان درگیری و کشمکش نخواهید داشت.

نکته ادبی: میزان عقل اضافه تشبیهی است که بر اهمیتِ سنجشِ منطقی تأکید دارد.

چو آهنگ جان تو آرد هوا به حبل هوای خدا زن تو چنگ

هنگامی که جانِ تو به سمت خواسته‌های نفسانی متمایل می‌شود، به ریسمانِ لطف و خواستِ الهی چنگ بزن و از آن مدد بگیر.

نکته ادبی: حبل هوای خدا استعاره از توسل به اراده‌ی الهی است.

هوس بر سرت چون نزول آورد فرو بر هوس را بدم چون نهنگ

هرگاه هوس بر عقل و جانت غلبه کرد، با نیروی اراده و نفسِ قوی، هوس را مانند نهنگی که طعمه را می‌بلعد، در خود فرو ببر و نابود کن.

نکته ادبی: تشبیه هوس به چیزی که باید با قدرت دفع شود و استعاره از بلعیدنِ آن.

بقدر ضرورت ز دنیا بگیر مکن بار بر خود گران و ملنگ

از مواهبِ دنیا تنها به اندازه‌ی نیاز بهره‌مند شو و با اندوختنِ مالِ اضافه، بارِ خود را سنگین و لنگان مکن.

نکته ادبی: ملنگ در اینجا به معنای لنگ‌زنان و ناتوان در راه رفتن به دلیل سنگینیِ بارِ دنیاست.

کمی مال افزونی راحت است کمی جاه آسایش از نام و ننگ

کم بودنِ مال، عینِ راحتی است و کم بودنِ جاه و مقام، باعث آسایش از بندهای شهرت و بدنامی می‌شود.

نکته ادبی: تضاد بین کمی و افزونی برای نشان دادنِ ارزشِ قناعت.

پذیرفتی این نکته را گرچه فیض وگرنه سر خالی از عقل و سنگ

ای فیض! این نصیحت را بپذیر؛ وگرنه سرت از عقل خالی است و گویی سنگ در سر داری.

نکته ادبی: اشاره به تخلص شاعر و استفاده از کنایه برای کسانی که نصیحت‌ناپذیرند.

آرایه‌های ادبی

استعاره راه خرد

خرد به راهی تشبیه شده که هموار است و رنجی ندارد.

تشبیه فرو بر هوس را بدم چون نهنگ

شاعر هوس را به چیزی تشبیه کرده که باید مانند نهنگ بلعیده و مهار شود.

تضاد فراخ و هموار در برابر خار و سنگ

نمایش تفاوت مسیر عقل و مسیر نادانی.