دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۵۶

فیض کاشانی
آفریننده جهان لبیک هرچه گوئی کنم بجان لبیک
سر فرمان نهاده ام پیشت امر فرما مرا بخوان لبیک
گر بیا عبدیم خطاب کنی تا ابد گویمت بجان لبیک
گر ندائی کنی مرا پنهان من هویدا کنم عیان لبیک
گر بمیرانیم دمی صد بار گویم ار خوانیم بجان لبیک
چون شود خاک ذره ذره تنم شنوی از گلم همان لبیک
در قیامت چو خوانیم گوید موبمویم یکان یکان لبیک
هرکه خواند زروی صدق ترا آیدش فاش ز آسمان لبیک
هرکه ده بار گویدت یا رب گوئی اندر دلش نهان لبیک
گر بود عارف او برد ذوقی ورنه گردد ذخیره آن لبیک
چو خوشست ایخدای روزی کن از تو در سر عاشقان لبیک
عاشقم کن بده خطاب و جواب تا برد فیض ذوق آن لبیک

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه بازتابی عمیق و پرشور از پیوندِ عاشقانه و تسلیم‌طلبانه بنده در پیشگاه معبود است. شاعر با تکیه بر واژه مقدس «لبیک» که نمادِ عالی‌ترین درجه اجابت و پذیرشِ دعوتِ حق است، گستره‌ای از اطاعتِ محض را به تصویر می‌کشد که از مرزهای مادی، زمانی و حتی حیاتی فراتر می‌رود. در نگاه شاعر، لبیک گفتن تنها یک پاسخ زبانی نیست، بلکه تپشی دائمی در جانِ عاشق است که در لحظاتِ تنهایی، در میانِ غوغای هستی و حتی در پسِ مرگ، با تمامِ ذراتِ وجود ادامه می‌یابد.

فضای حاکم بر شعر، سرشار از شوق، سوز و امید به عنایتِ پروردگار است. شاعر در پیِ آن است که با نفیِ خودی و اثباتِ حضورِ حق، پاسخی از جانبِ خداوند دریافت کند؛ پاسخی که در نگاه او والاترین فیض و پاداش برای هر عاشقِ صادق است. این اثر در حقیقت تجلیِ روحِ عرفانیِ «تسلیم» است که در آن بنده مشتاقانه خود را برای هرگونه خطابِ الهی مهیا می‌بیند تا در چرخه بی‌پایانِ «دعوت و اجابت» قرار گیرد.

معنای روان

آفریننده جهان لبیک هرچه گوئی کنم بجان لبیک

ای آفریننده هستی، لبیک می‌گویم؛ هر آنچه به من فرمان دهی، با تمام جان و دل می‌پذیرم و به آن پاسخ می‌دهم.

نکته ادبی: واژه «لبیک» در اصل به معنای «اجابت من پی در پی به سوی تو» است و در اینجا نماد تسلیم و اطاعت عاشقانه است.

سر فرمان نهاده ام پیشت امر فرما مرا بخوان لبیک

من سرِ اطاعت را پیشِ تو فرود آورده‌ام؛ پس فرمان ده و مرا فرا بخوان تا با جان و دل لبیک بگویم.

نکته ادبی: «سر فرمان نهادن» کنایه از تسلیم و فروتنی کامل است.

گر بیا عبدیم خطاب کنی تا ابد گویمت بجان لبیک

اگر مرا بنده خود خطاب کنی، تا پایان هستی و برای همیشه با تمام وجود به تو لبیک خواهم گفت.

نکته ادبی: اشاره به مقام «عبودیت» که در عرفان والاترین مقام برای سالک است.

گر ندائی کنی مرا پنهان من هویدا کنم عیان لبیک

اگر مرا به صورت پنهانی و در خلوت صدا کنی، من آن ندا را با تمام وجود آشکار و نمایان پاسخ خواهم داد.

نکته ادبی: ایهام در «هویدا کردن»: هم به معنای پاسخ دادنِ آشکار و هم به معنای ظهورِ عشقِ درونی است.

گر بمیرانیم دمی صد بار گویم ار خوانیم بجان لبیک

حتی اگر مرا صدها بار در هر لحظه بمیرانی، اگر دوباره مرا بخوانی، باز هم با تمام اشتیاق به تو لبیک می‌گویم.

نکته ادبی: اغراق (مبالغه) برای نشان دادن شدت وفاداری و تسلیم عاشق.

چون شود خاک ذره ذره تنم شنوی از گلم همان لبیک

زمانی که بدنم به خاک تبدیل شود و ذراتِ وجودم پراکنده گردد، تو همچنان از دلِ این خاک، همان لبیکِ همیشگی را خواهی شنید.

نکته ادبی: استفاده از «گِل» یا خاک نمادِ جسمِ فانی است که در برابر روحِ باقی قرار می‌گیرد.

در قیامت چو خوانیم گوید موبمویم یکان یکان لبیک

در روز رستاخیز، وقتی مرا بخوانی، تک‌تک اعضا و موهای بدن من به صورت جداگانه و با تمام وجود پاسخِ لبیک تو را خواهند داد.

نکته ادبی: «موبمو» کنایه از کمالِ اجابت و حضورِ تمام‌عیار در برابر معبود است.

هرکه خواند زروی صدق ترا آیدش فاش ز آسمان لبیک

هرکس که صادقانه و از روی راستی تو را بخواند، ندای لبیکِ تو به وضوح از جانب آسمان به گوشش خواهد رسید.

نکته ادبی: اشاره به رابطه دو سویه میان بنده و معبود (عاشق و معشوق).

هرکه ده بار گویدت یا رب گوئی اندر دلش نهان لبیک

هر کس ده مرتبه تو را با نام «یا رب» بخواند، تو در خلوتِ دلش به او پاسخِ «لبیک» می‌دهی.

نکته ادبی: واژه «نهان» در تقابل با «فاش» در بیت قبل، بر ارتباط قلبی و عرفانی تاکید دارد.

گر بود عارف او برد ذوقی ورنه گردد ذخیره آن لبیک

اگر بنده، عارف و اهل معرفت باشد، لذت و حلاوتِ این پاسخِ الهی را درک می‌کند و اگر چنین نباشد، این لبیکِ الهی برای او به عنوان پاداشی ذخیره می‌ماند.

نکته ادبی: تفاوت درک میان «عارف» و «غیر عارف» را به نوعی خیرِ معنوی نسبت می‌دهد.

چو خوشست ایخدای روزی کن از تو در سر عاشقان لبیک

خدایا، چه اندازه زیباست که تو از سرِ لطف، در ذهن و روحِ عاشقان، ندای لبیکِ خویش را جاری کنی.

نکته ادبی: «روزی کن» در اینجا به معنای عطای معنوی و فیض الهی به کار رفته است.

عاشقم کن بده خطاب و جواب تا برد فیض ذوق آن لبیک

مرا عاشقِ خود بگردان و با من سخن بگو و پاسخ بده تا بتوانم از فیض و لذتِ این لبیک بهره‌مند شوم.

نکته ادبی: درخواستِ نهایی شاعر، رسیدن به مقام عشق حقیقی است که بدونِ خطاب و جواب الهی میسر نیست.

آرایه‌های ادبی

تکرار (واژه آرایی) لبیک

تکرارِ واژه «لبیک» در تمامی ابیات، ضرب‌آهنگی پیوسته ایجاد کرده و بر تداومِ تسلیمِ عاشق در برابر معشوق تاکید دارد.

مبالغه (اغراق) بمیرانیم دمی صد بار

اغراق در شدتِ تسلیمِ بنده به طوری که مرگ‌های پیاپی نیز مانع از سرسپردگی او نمی‌شود.

کنایه سر فرمان نهاده‌ام

کنایه از نهایتِ تسلیم، فروتنی و پذیرشِ بی چون و چرای دستورات.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) موبمویم یکان یکان لبیک

قائل شدنِ قدرتِ ادراک و سخن گفتن برای موهای بدن، برای نشان دادنِ حضورِ تمام‌عیارِ عاشق در قیامت.