دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۵۱

فیض کاشانی
یا املی و بغیتی لیس هوای فی سواک لیس سواک منیتی لیس هوای فی سواک
انت حبیب مهجتی انت طبیب علتی انت شفاء لوعتی لیس هوای فی سواک
یار گرفته ام کسی چون تو ندیده ام کسی غیر تو نیست مونسی لیس هوای فی سواک
فیک لقیت ما لقیت غیر رضاک ما رضیت اختبرک کیف شئت لیس هوای فی سواک
حبک فی سریرتی نورک فی بصیرتی سیر هواک سیرتی لیس هوای فی سواک
تسلمنی الی الهلاک لا و هواک ما اراک ان هوای فی هواک لیس هوای فی سواک
گر بکشی زهی شرف ان لقاک فی التلف تیغ بکش ولاتخف لیس هوای فی سواک
ما املی سوی لقاک ان ردای فی نواک ان تلفی یکن رضاک لیس هوای فی سواک
فیض سواک ما هوی غیر لقاک ماهوی غیر هواک ما هوی لیس هوای فی سواک

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، تجلی‌گاه عشقی خالص و عرفانی است که در آن عاشق تمامی هستی خود را وقف معشوق ازلی می‌کند. فضا، فضای نیایش و خلوت میان بنده و پروردگار است؛ جایی که هیچ نام و نشانی جز معشوق در قلب عاشق جای ندارد و تمام تعلقات دنیوی در برابر جمال دوست رنگ می‌بازند.

شاعر با زبانی پیراسته از تکلف، اشتیاق سوزان خود را برای رسیدن به وصال و فنای در اراده معشوق به تصویر می‌کشد. مضمون اصلی، گذشتن از «خود» و رسیدن به «او» است؛ به طوری که حتی درد و رنجِ دوری یا تیغِ بلا، برای عاشقِ حقیقی، در حکمِ لطفی از جانب دوست قلمداد می‌شود.

معنای روان

یا املی و بغیتی لیس هوای فی سواک لیس سواک منیتی لیس هوای فی سواک

ای آرزو و مقصود من، میل و کشش من تنها به سوی توست؛ جز تو هیچ آرزویی ندارم و دلم تنها در گروِ توست.

نکته ادبی: واژگان «املی» (آرزوی من) و «بغیتی» (مقصود من) عباراتی عربی هستند که در ادبیات عرفانی برای مناجات با خداوند استفاده می‌شود.

انت حبیب مهجتی انت طبیب علتی انت شفاء لوعتی لیس هوای فی سواک

تو محبوب جان منی، تو درمان دردهای منی و شفابخشِ بی‌قراری‌های من هستی؛ هوای دل من تنها در هوای توست.

نکته ادبی: «مهجت» در اصل به معنای خون قلب و در متون عرفانی کنایه از جان و روح است. «لوعت» نیز به معنای سوزشِ ناشی از عشق است.

یار گرفته ام کسی چون تو ندیده ام کسی غیر تو نیست مونسی لیس هوای فی سواک

من تو را به عنوان یار برگزیده‌ام و هرگز کسی مانند تو ندیده‌ام؛ هیچ‌کس جز تو همدم و مونس من نیست.

نکته ادبی: بیت دارای ساختاری روایی و ساده است که بر انحصار عشق به یک مخاطب خاص تاکید دارد.

فیک لقیت ما لقیت غیر رضاک ما رضیت اختبرک کیف شئت لیس هوای فی سواک

در تو یافتم آنچه باید می‌یافتم، و جز خشنودی تو به چیزی راضی نشدم. تو مرا هرگونه که می‌خواهی بیازمای؛ من همچنان بر عشق خود پایدارم.

نکته ادبی: «اختبرک» فعل امر از ریشه خبر است و در اینجا به معنای آزمودنِ عاشق توسط معشوق است.

حبک فی سریرتی نورک فی بصیرتی سیر هواک سیرتی لیس هوای فی سواک

عشق تو در نهان‌خانه دل من جای گرفته و نور تو در بینش و بصیرت من می‌تابد؛ راه و رسمِ زندگی من تنها پیروی از هوای عشق توست.

نکته ادبی: «سریرت» به معنای ضمیر و باطن است. «بصیرت» به معنای بیناییِ قلبی و درک حقایق است.

تسلمنی الی الهلاک لا و هواک ما اراک ان هوای فی هواک لیس هوای فی سواک

حتی اگر مرا به هلاکت بسپاری، سوگند به عشق تو که جز تو را نمی‌بینم؛ چرا که تمام میل من در گروِ هوای توست.

نکته ادبی: «لا و هواک» سوگند خوردن به عشقِ معشوق است که در متون ادبی نوعی تاکید عاطفی محسوب می‌شود.

گر بکشی زهی شرف ان لقاک فی التلف تیغ بکش ولاتخف لیس هوای فی سواک

اگر مرا بکشی، چه افتخاری بالاتر از این که دیدار تو در لحظه جان باختن نهفته است؛ پس تیغ برکش و هراسی به دل راه مده.

نکته ادبی: «زهی» شبه‌جمله برای تحسین و ستایش است. «تلف» در اینجا به معنای فنا شدن در راه دوست است.

ما املی سوی لقاک ان ردای فی نواک ان تلفی یکن رضاک لیس هوای فی سواک

آرزویی جز دیدار تو ندارم، تمام هستی من در دوری توست؛ اگر نابود شوم، مهم نیست، به شرطی که رضایت تو در آن باشد.

نکته ادبی: «نوا» به معنای دوری و فراق است و در اینجا با «لقا» تضاد مفهومی دارد.

فیض سواک ما هوی غیر لقاک ماهوی غیر هواک ما هوی لیس هوای فی سواک

هیچ فیض و منفعتی جز دیدار تو را نمی‌خواهم، و جز عشق تو هیچ میلی در دل ندارم؛ تمام خواسته من تویی.

نکته ادبی: تکرار واژه «هوا» و «هوی» ایهامی میان «عشق» و «سقوط» ایجاد کرده که در اینجا به معنای شدتِ گرایش عاشق به معشوق است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) هلاک و لقا

شاعر با کنار هم قرار دادنِ مفهومِ نابودی و دیدار، به وحدتِ این دو در عالم عرفان اشاره دارد.

مراعات نظیر طبیب، علتی، شفاء

استفاده از واژگانی که در حوزه پزشکی و درمان معنا می‌یابند تا اشتیاق معنوی را به تصویر بکشد.

ایهام هوا

به معنای میل و آرزو و همچنین به معنای عشق و هواداری که در جای‌جای شعر تکرار شده است.

تلمیح و تضمین عبارات عربی

استفاده از ترکیبات زبان عربی برای پیوند دادن شعر با متون نیایشی و ادعیه مذهبی.