دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۳۱

فیض کاشانی
شکرلله که شد عیان ره حق یافت جانم درین جهان ره حق
پیشتر ز آنکه پا زره ماند دید چشم دلم عیان ره حق
در تنم بود مرغ روح قریب برد او را به آشیان ره حق
در پس پرده ره عیان دیدم دیدم از رهزنان نهان ره حق
در طلب خون دل بسی خوردم نتوان یافت رایگان ره حق
از برونش سوال می کردم بود در جان من نهان ره حق
همه کس را نمی دهند نشان هست مخصوص عاشقان ره حق
ای بسا عاقلی که آمد و رفت رو نهان ماند در جهان ره حق
فیض در خودبخود سفر میکن که ترا در دلست و جان ره حق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری در سبک عرفانی و با درون‌مایه‌ای از سیر و سلوک درونی است. شاعر بر این باور است که حقیقت، امری بیرونی نیست که بتوان آن را با جست‌وجو در جهان مادی یافت، بلکه حقیقتی است پنهان در ژرفای جان آدمی که تنها با دیده‌ی دل و از طریق رنج کشیدن و عاشقی آشکار می‌شود.

شاعر با نهی از جست‌وجوی بیرونی، مخاطب را به سفری درونی دعوت می‌کند. او تأکید دارد که عقل ظاهری و دانش‌های دنیوی برای درک این حقیقت کافی نیستند و تنها با تکیه بر عشق و تزکیه نفس می‌توان به این آشیان الهی دست یافت.

معنای روان

شکرلله که شد عیان ره حق یافت جانم درین جهان ره حق

سپاس خداوند را که راه رسیدن به حقیقت برای من آشکار شد و جان من توانست در این دنیا، مسیر دست‌یابی به حق را بیابد.

نکته ادبی: شکرلله ترکیبی عربی به معنای شکر برای خداست و عیان در اینجا به معنای آشکار و هویداست.

پیشتر ز آنکه پا زره ماند دید چشم دلم عیان ره حق

پیش از آنکه بخواهم قدم در این راه بگذارم، چشم بصیرت و دلِ من، حقیقت را به وضوح مشاهده کرد.

نکته ادبی: پا زره ماندن کنایه از پیمودنِ مسیرِ فیزیکی و ظاهری است.

در تنم بود مرغ روح قریب برد او را به آشیان ره حق

مرغِ روحِ من که در قفسِ تنِ من محبوس بود، توسط نیروی الهی به سوی آشیان اصلی خود که همان جایگاهِ حقیقت است، پرواز کرد.

نکته ادبی: مرغ روح استعاره از جانِ آدمی است که در بندِ تن گرفتار شده است.

در پس پرده ره عیان دیدم دیدم از رهزنان نهان ره حق

در پشتِ حجابِ ظواهر دنیا، راه را به روشنی دیدم و متوجه شدم که این مسیرِ حقیقت از دسترسِ رهزنان و فریب‌کاران دور و پنهان است.

نکته ادبی: رهزنان در اینجا نمادِ وسوسه‌های دنیوی و عواملِ بازدارنده از سلوک است.

در طلب خون دل بسی خوردم نتوان یافت رایگان ره حق

در راهِ جست‌وجوی حقیقت، سختی‌های بسیاری کشیدم و رنج‌ها تحمل کردم؛ چرا که این راهِ ارزشمند به آسانی و رایگان به دست نمی‌آید.

نکته ادبی: خون دل خوردن کنایه از رنج و اندوهِ فراوانِ مسیرِ عرفان است.

از برونش سوال می کردم بود در جان من نهان ره حق

من همیشه از عواملِ بیرونی سراغِ حقیقت را می‌گرفتم، در حالی که نمی‌دانستم حقیقتِ پنهان، در درونِ جانِ خودم نهفته است.

نکته ادبی: تقابلِ برون و درون، هسته اصلیِ اندیشه‌ی این بیت و بسیاری از متون عرفانی است.

همه کس را نمی دهند نشان هست مخصوص عاشقان ره حق

نشانِ این راه را به هر کسی نمی‌دهند و فقط برای عاشقانِ صادقِ حقیقت، این راه گشوده می‌شود.

نکته ادبی: عاشقان در اینجا به معنای سالکانِ راهِ حق است که با عشق و سوز دل قدم برمی‌دارند.

ای بسا عاقلی که آمد و رفت رو نهان ماند در جهان ره حق

چه بسیار افرادِ عاقل و خردمندی که در این جهان زیستند و رفتند، اما حقیقتِ این راه همچنان برایشان پنهان ماند.

نکته ادبی: عاقل در اینجا در تقابل با عاشق قرار دارد و به دانشِ صرف و عقلِ جزئی اشاره دارد.

فیض در خودبخود سفر میکن که ترا در دلست و جان ره حق

ای فیض، سفرِ اصلی را در درونِ خود آغاز کن؛ چرا که راهِ حقیقت در اعماقِ دل و جانِ تو جای دارد.

نکته ادبی: فیض تخلصِ شاعر است و سفرِ درونی، اصطلاحی عرفانی برای خودشناسی و تزکیه نفس است.

آرایه‌های ادبی

استعاره مرغِ روح

تشبیه روح به پرنده‌ای که در قفسِ تن زندانی است و آرزوی بازگشت به آشیان اصلی خود را دارد.

تضاد برون و درون

تقابل میان جست‌وجوی بیرونی و حقیقتِ نهفته در جان، برای نشان دادنِ راهِ درستِ سلوک.

کنایه خون دل خوردن

کنایه از رنج کشیدن، سختی تحمل کردن و مرارت‌های مسیرِ سیر و سلوک.