دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۲۸

فیض کاشانی
ای که هستی بنور هستی طاق احی من احرقته نار فراق
لطف کن جامی از شراب وصال سوختند از فراق تو عشاق
ارنا من لقائک المیمون نظره بالعشی و الاشراق
می توانی که زنده گردانی بوصال آنکه را کشی ز فراق
جانم از فرقت تو می نالد بشنو از دوست نالهٔ عشاق
دل ما را گزید مار هوا قد اتینا الیک انت الراق
کام ما تلخ ماند از بعدت نرسد شهر فربت ار بمزاق
بر تو آسان و سهل بخشش قرب دوری و صبر از تو بر ما شاق
گر تو ما را برانی از در خود مالنا منک من ولی واق
بکجا از درت پناه بریم درگه تست ملجا عشاق
فیض اگر با غم تو باشد جفت در دو عالم بود شادی طاق

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه، نجوایی عمیق و عاشقانه است که در بستر عرفان اسلامی سروده شده و بیانگر سوز و گداز محبی است که در آتش هجرانِ محبوبِ ازلی می‌سوزد. شاعر با بهره‌گیری از زبان دعا و مناجات، به ترسیم وضعیت روحیِ رنجورِ خود می‌پردازد که در فقدانِ وصالِ معشوق، هستی‌اش رو به زوال رفته و تنها امیدش، نظرِ لطفِ آن یگانه بی‌همتاست.

درونمایه اصلی این اثر، تضاد میان رنجِ دوری و لذتِ حضور است. شاعر با فروتنیِ تمام، اعتراف می‌کند که راهی جز درگاه دوست ندارد و هر آنچه غیر از اوست، فاقدِ اصالت و توانِ دستگیری است. این شعر در نهایت به این حقیقت می‌رسد که دردهایِ برخاسته از عشقِ او، برتر از هر شادیِ دنیوی و اخروی است.

معنای روان

ای که هستی بنور هستی طاق احی من احرقته نار فراق

ای که ذات و وجود تو بنیاد و ستون هستی است؛ آن کسی را که در آتش دوری از تو سوخته است، دوباره زنده کن و حیات ببخش.

نکته ادبی: استفاده از عبارات عربی در کنار فارسی، سبک مناجات‌های عرفانی کهن را تداعی می‌کند. 'طاق' به معنای قوس و ستون و استعاره از استحکام بخشیدن به هستی است.

لطف کن جامی از شراب وصال سوختند از فراق تو عشاق

از سر لطف و مهربانی، جامی از شراب وصال (حضور) به ما بنوشان، چرا که عاشقان تو از دوری و فراق تو سوخته‌اند.

نکته ادبی: شراب وصال استعاره‌ای است از لذت و آگاهیِ حاصل از نزدیک شدن به معشوق.

ارنا من لقائک المیمون نظره بالعشی و الاشراق

از دیدارِ فرخنده و مبارک خود، نگاهی به ما بیفکن؛ چه در شامگاه باشد و چه در صبحگاه.

نکته ادبی: عبارت عربی 'ارنا من لقائک' بیانگر طلبِ دیدن است که در عرفان به 'شهود' تعبیر می‌شود.

می توانی که زنده گردانی بوصال آنکه را کشی ز فراق

تو این توانایی را داری که کسی را که به خاطر فراقِ تو مرده است، با رسیدن به وصال خود، دوباره به زندگی بازگردانی.

نکته ادبی: فعل 'کشی' در اینجا از ریشه کشتن و به معنای از پای درآوردن به واسطه دوری است.

جانم از فرقت تو می نالد بشنو از دوست نالهٔ عشاق

جان من به خاطر دوری از تو در حال ناله و فغان است؛ پس تو ای دوست، ناله و فریاد عاشقانت را بشنو.

نکته ادبی: فرقت و فراق مترادف هستند و بر رنجِ جدایی تاکید دارند.

دل ما را گزید مار هوا قد اتینا الیک انت الراق

مارِ نفس‌پرستی و هوایِ نفس، دل ما را گزیده است؛ به سوی تو آمده‌ایم، تویی که درمان‌کننده (دَمِ مسیحایی) این زهر هستی.

نکته ادبی: واژه 'الراق' به معنای کسی است که ورد و افسون می‌خواند برای درمان؛ در اینجا استعاره از شفابخش است.

کام ما تلخ ماند از بعدت نرسد شهر فربت ار بمزاق

کام ما پس از دوری تو، تلخ مانده است؛ هیچ شیرینی یا حظی (حتی اگر به سراغ ما بیاید) به کام جانمان خوش نمی‌آید.

نکته ادبی: مزاق به معنای چشیدن و ذائقه است و تضادِ تلخی با وصال را به تصویر می‌کشد.

بر تو آسان و سهل بخشش قرب دوری و صبر از تو بر ما شاق

برای تو بخشیدنِ نزدیکی و قرب، آسان و سهل است، اما تحمل دوری و صبر کردن در نبودِ تو، برای ما بسیار دشوار و سنگین است.

نکته ادبی: شاق به معنای دشوار و سخت است و تقابل با 'آسان' را نشان می‌دهد.

گر تو ما را برانی از در خود مالنا منک من ولی واق

اگر تو ما را از درگاه خود برانی، ما هیچ یاور و محافظی غیر از تو نداریم.

نکته ادبی: عبارت عربی 'مالنا منک من ولی واق' به معنای نبودِ پناهگاه و نگهبان در برابر اوست.

بکجا از درت پناه بریم درگه تست ملجا عشاق

به کجا می‌توانیم از درگاه تو پناه ببریم؟ تنها آستانه تو پناهگاه واقعی عاشقان است.

نکته ادبی: ملجا به معنای پناهگاه و محل رجوع است.

فیض اگر با غم تو باشد جفت در دو عالم بود شادی طاق

اگر فیض (نام شاعر) غمِ تو را داشته باشد، حتی اگر این غم با او همراه باشد، آن شادی که در هر دو عالم (دنیا و آخرت) هست، در برابرش بی‌ارزش و تک و تنهاست.

نکته ادبی: در اینجا 'فیض' تخلص شاعر است و 'طاق' به معنای فرد، تنها و بی‌نظیر (در برابر جفت) به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش فراق

تشبیه دوری از محبوب به آتشی که عاشق را می‌سوزاند.

تضاد وصل و فراق / آسان و شاق

به کارگیری کلمات متضاد برای نشان دادن شدت تالمات روحی و وضعیت بحرانی عاشق.

ایهام و استعاره مارِ هوا

تشبیه نفس سرکش به مار که نیش می‌زند و زهرِ غفلت در وجود عاشق می‌ریزد.

تلمیح عبارات عربی

استفاده از آیات یا مضامین دعایی عربی که فضای مناجات و نیایش را تقویت می‌کند.