دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۲۴

فیض کاشانی
ای که با ما وعدها کردی خلاف از وفا و عهد و پیمانت ملاف
وعدهای تو دروغ اندر دروغ لافهای تو گزاف اندر اندر گزاف
چند غم را سر بجان من دهی در دل من بهر غم سازی مصاف
چند غم در دور من گرد آوری تا بگردم روز و شب آرد طواف
چند بافی بهر من از غم پلاس چند سازی بهر من از غم لحاف
گاهم از شادی لباسی هم بدوز بستری از شادمانی هم بباف
جان نخواهی برد از دست غمش فیض گفتم با تو حرف پاک و صاف

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات سرشار از گله و شکایتِ صریح و بی‌پرده‌ی شاعر از معشوق (یا تقدیر) است که با وعده‌های دروغین، تنها رنج و اندوه را نصیبِ جانِ او کرده است. شاعر در فضایی تلخ و گلایه‌آمیز، از تکرارِ این بدعهدی‌ها و محاصره شدن توسط غم‌های پی‌درپی سخن می‌گوید و خواستارِ تغییری در این رویه‌ی ناعادلانه است.

شاعر با به کارگیری تشبیهاتِ ملموس و بهره‌گیری از تصویرسازی‌های مربوط به پوشاک و بافتنی، فضایِ سختِ زندگیِ خود را به تصویر می‌کشد و در نهایت، با لحنی قاطع و صریح، این حقیقتِ تلخ را یادآور می‌شود که این رنج، گریبان‌گیر خواهد بود.

معنای روان

ای که با ما وعدها کردی خلاف از وفا و عهد و پیمانت ملاف

ای کسی که به ما وعده‌هایی دادی اما بر خلاف آن عمل کردی، دیگر از وفاداری و عهد و پیمان سخن نگو و لاف نزن.

نکته ادبی: ملاف: فعل امر منفی از مصدر لاف زدن (گزاف‌گویی کردن).

وعدهای تو دروغ اندر دروغ لافهای تو گزاف اندر اندر گزاف

وعده‌های تو سراسر دروغ و حرف‌های تو پر از گزافه‌گویی و اغراق‌های بیهوده است.

نکته ادبی: تکرار واژگان برای تأکید بر پوچی وعده‌ها و کلام مخاطب است.

چند غم را سر بجان من دهی در دل من بهر غم سازی مصاف

تا کی می‌خواهی اندوه را بر جان من سرازیر کنی و در دل من میدان نبردی از غم به پا کنی؟

نکته ادبی: مصاف: به معنای میدان نبرد و محل رویارویی لشکریان؛ استعاره از آشوبِ درونی قلب.

چند غم در دور من گرد آوری تا بگردم روز و شب آرد طواف

تا چه زمان می‌خواهی دور و برِ مرا با غم پر کنی تا من شب و روز مجبور باشم مانند زائران گردِ این اندوه‌ها طواف کنم؟

نکته ادبی: طواف: به معنای چرخیدن به دورِ کعبه؛ در اینجا کنایه از اسیر و گرفتار بودن در بندِ غم.

چند بافی بهر من از غم پلاس چند سازی بهر من از غم لحاف

چقدر برای من از جنسِ غم، لباس (پلاس) می‌بافی و چقدر برایم از رنج، روانداز و لحاف تهیه می‌کنی؟

نکته ادبی: پلاس و لحاف: نمادهایی از فقر و سختی؛ شاعر غم را به چیزی ملموس تشبیه کرده که وجودش را پوشانده است.

گاهم از شادی لباسی هم بدوز بستری از شادمانی هم بباف

یک بار هم شده برای من لباس شادی بدوز و بستری از جنسِ خوشحالی برایم مهیا کن.

نکته ادبی: تقابلِ معنایی با بیت پیشین برای درخواستِ تغییر وضعیت از غم به شادی.

جان نخواهی برد از دست غمش فیض گفتم با تو حرف پاک و صاف

تو از دستِ این غمِ سنگین جان سالم به در نخواهی برد؛ من، فیض، این حرف را کاملاً رک و بدون هیچ پرده‌پوشی به تو گفتم.

نکته ادبی: فیض: تخلصِ شاعر که در بیت پایانی برای تأکید بر درستیِ کلام خود آورده است.

آرایه‌های ادبی

تکرار و تاکید دروغ اندر دروغ / گزاف اندر گزاف

تکرار کلمات برای کوبنده‌تر کردنِ لحنِ اعتراض و تاکید بر پوچی وعده‌ها.

استعاره و کنایه ساختنِ لحاف و لباس از غم

تشبیه غم به لباس و رختخواب که نشان می‌دهد اندوه تمام وجود شاعر را در بر گرفته است.

ایهام و مراعات‌نظیر طواف

استفاده از اصطلاح مذهبیِ طواف در بستری دنیوی برای نشان دادنِ اسارت در گردابِ غم.

تضاد غم و شادی

تقابل میان آنچه معشوق می‌بخشد (غم) و آنچه شاعر طلب می‌کند (شادی).