دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۲۲

فیض کاشانی
بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ نبرد ره بتماشای آن جمال دریغ
بسوی عشق حقیقی نیافتیم رهی فدای دوست نکردیم عمر و مال دریغ
ببوم سینه نکشتیم تخم مهر و وفا نخورد هیچ دل ما غم مآل دریغ
خیال وصل بسی پخت این دل پر شور بدست هیچ نیامد از آن خیال دریغ
تمام عمر بعشق مجاز فانی رفت بماند جان ز حقیقت در انفعال دریغ
نخورد جان غم جانان درینجهان روزی گذشت در غم بیهوده ماه و سال دریغ
گذشت عمر بمهر بتان سنگین دل بعشق حق ننمودیم اشتغال دریغ
نشست زنگ حوادث بر آینهٔ دل ما نتافت پرتو آن حسن بی زوال دریغ
ز عشق نیست بجز نام فیض را افسوس ز دوست نیست بدستش بجز خیال دریغ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این مجموعه ابیات، سروده‌ای است در سبک اخلاقی و عرفانی که درونمایه اصلی آن حسرت و دریغ خوردن از گذر عمر و اتلاف فرصت‌های طلایی زندگی در مسیرهای نادرست است. شاعر با زبانی صریح و آکنده از غم، بر این نکته تأکید دارد که دلبستگی به عشق‌های مجازی و تعلقات دنیوی، مانع از درک حقیقت و نور الهی شده و انسان را در غفلتی عمیق فرو برده است.

در فضای کلی این ابیات، نوعی توبه و بازگشت از خودخواهی دیده می‌شود؛ شاعر در مقام یک ناظر بر خویشتن، از ناتوانی خود در پرهیز از خیالات و ناپایداری‌های جهان سخن می‌گوید و به خواننده هشدار می‌دهد که تا پیش از فرسودگی جان و آلوده شدن آینه دل به زنگارِ دلبستگی‌های مادی، باید به سوی کمال و حقیقت حقیقی بازگردد.

معنای روان

بهرزه شیفته شد دل بهر خیال دریغ نبرد ره بتماشای آن جمال دریغ

دل ما بیهوده به خیالات واهی دل بست و افسوس که نتوانست به تماشای زیبایی حقیقی آن معشوق یگانه راه یابد.

نکته ادبی: بهرزه مخفف 'به هرزه' است که به معنای بیهوده و بی‌ثمر است.

بسوی عشق حقیقی نیافتیم رهی فدای دوست نکردیم عمر و مال دریغ

ما راه رسیدن به عشق راستین و الهی را پیدا نکردیم و دریغ که عمر و دارایی خود را در راه دوست فدا نکردیم.

نکته ادبی: تقابل 'عشق حقیقی' با 'عشق مجازی' یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم در عرفان ایرانی است.

ببوم سینه نکشتیم تخم مهر و وفا نخورد هیچ دل ما غم مآل دریغ

در زمینِ دل، بذر مهر و وفاداری نکاشتیم و در نتیجه، هیچ‌گاه غم عاقبت‌اندیشی و سرانجام کار را نخوردیم.

نکته ادبی: بوم سینه استعاره از صفحه دل و ضمیر انسان است که آماده پذیرش بذر معرفت است.

خیال وصل بسی پخت این دل پر شور بدست هیچ نیامد از آن خیال دریغ

این دل پرشور ما، بارها خیالِ رسیدن به وصل را در سر پروراند، اما دریغ که از این خیال‌بافی‌ها هیچ‌گاه به وصالی دست نیافتیم.

نکته ادبی: خیال پختن کنایه از آرزوهای دور و دراز داشتن است که مبنای عملی ندارند.

تمام عمر بعشق مجاز فانی رفت بماند جان ز حقیقت در انفعال دریغ

تمام عمر ما در بندِ عشق‌های مجازی و ناپایدار سپری شد و جان ما از دسترسی به حقیقت باز ماند و تنها شرمساری و انفعال برایمان باقی ماند.

نکته ادبی: عشق مجاز در مقابل عشق حقیقی، به معنای دلبستگی به جلوه‌های ظاهری و دنیوی است.

نخورد جان غم جانان درینجهان روزی گذشت در غم بیهوده ماه و سال دریغ

جانِ ما در هیچ روزی از زندگی، غم دوری از معشوق حقیقی (خداوند) را نچشید و عمرمان به بطالت و غم‌های بیهوده گذشت.

نکته ادبی: غم جانان کنایه از سوز و گداز عرفانی و اشتیاق به مقام قرب الهی است.

گذشت عمر بمهر بتان سنگین دل بعشق حق ننمودیم اشتغال دریغ

عمر ما در دلبستگی به انسان‌های سنگ‌دل و بی‌وفا (بتان) سپری شد و دریغ که فرصتی برای اشتغال به عشق حق باقی نگذاشتیم.

نکته ادبی: بتان به معنای مجازیِ زیبارویانِ بی‌وفای دنیوی است که مانع رشد معنوی می‌شوند.

نشست زنگ حوادث بر آینهٔ دل ما نتافت پرتو آن حسن بی زوال دریغ

سختی‌ها و گناهانِ روزگار مانند زنگاری بر آینه دل ما نشست و مانع شد که پرتو آن زیبایی ازلی و ابدی در دلمان تجلی کند.

نکته ادبی: استعاره از دل به آینه که در صورت آلودگی به گناه، توانایی انعکاس نور حقیقت را ندارد.

ز عشق نیست بجز نام فیض را افسوس ز دوست نیست بدستش بجز خیال دریغ

برای 'فیض' (تخلص شاعر) از عشق چیزی جز یک نام باقی نمانده و از یار نیز جز خیالی آمیخته با دریغ و حسرت، بهره‌ای نبرده است.

نکته ادبی: استفاده از تخلص در بیت آخر نشان‌دهنده هویت‌بخشی شاعر به خود در پایان اثر است.

آرایه‌های ادبی

استعاره زنگ حوادث بر آینهٔ دل

تشبیه دل به آینه و گناهان یا تعلقات به زنگار که مانع تابش نور حقیقت می‌شود.

تضاد عشق مجازی و عشق حقیقی

تقابل میان تعلقات دنیوی و گرایش‌های متعالی و عرفانی.

ردیف دریغ

تکرار واژه دریغ در پایان هر بیت که بر بار عاطفی و حسرت شاعر در کل اثر می‌افزاید.

کنایه خیال پختن

کنایه از آرزوهای محال و خیالات واهی که به نتیجه نمی‌رسند.

مراعات نظیر تخم، کشتن، بوم

ارتباط معنایی میان واژگان مربوط به کشاورزی برای تبیین مفهوم آماده‌سازی دل.