دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۲۰

فیض کاشانی
هی نیاری بر زبان حرف دروغ حیف باشد زان دهان حرف دروغ
من چو با تو راستم تو راست باش تا نباشد در میان حرف دروغ
آن اشارات دروغینت بس است نیست حاجت در میان حرف دروغ
نکته باریک گویم عذر آن گرچه آید زان دهان حرف دروغ
بشکند در تنگنا آن حرف راست در هم افتد گردد آن حرف دروغ
فیض بس کن کی کجا سر میزند از دهان آنچنان حرف دروغ
گر شنیدی از کسی باور مکن او کی آرد بر زبان حرف دروغ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در نکوهش دروغ‌گویی و ستایشِ راست‌گویی سروده شده‌اند. شاعر با لحنی دلسوزانه و گاه پرسش‌گرانه، مخاطب را به صداقت در روابط فرا می‌خواند و از تناقض میانِ ظاهرِ موجه و کلامِ دروغین ابراز شگفتی می‌کند.

فضای کلیِ حاکم بر این سروده، فضایی اخلاقی و پندآموز است که در آن گوینده با تأکید بر ضرورت صراحت و یک‌رنگی در روابط انسانی، در پیِ زدودنِ کدورت‌ها و ایجاد پیوندی مبتنی بر حقیقت است.

معنای روان

هی نیاری بر زبان حرف دروغ حیف باشد زان دهان حرف دروغ

هرگز سخنِ دروغ بر زبان نیاور؛ زیرا که دروغ گفتن با دهانِ تو که شایسته سخنان زیباست، ناسازگار است و حیف است که از آن دهان، دروغ شنیده شود.

نکته ادبی: حیف بودن: تعبیری کنایی برای بیانِ ناپسندیِ یک عمل و ارزشمند بودنِ گوینده است.

من چو با تو راستم تو راست باش تا نباشد در میان حرف دروغ

همان‌طور که من با تو صادق و یک‌رنگ هستم، تو نیز با من راست‌گو باش تا هیچ‌گونه دروغی در میانِ ما وجود نداشته باشد.

نکته ادبی: در میان: اصطلاحی برای اشاره به حائل یا فاصله میان دو نفر.

آن اشارات دروغینت بس است نیست حاجت در میان حرف دروغ

آن اشاره‌ها و کنایه‌های دروغینِ تو برای نشان دادنِ نیتت کافی است و دیگر نیازی نیست که به دروغ سخنی بر زبان بیاوری.

نکته ادبی: اشارات دروغین: کنایه از رفتارهای دوپهلو و منافقانه که نیاز به بیان صریح ندارند.

نکته باریک گویم عذر آن گرچه آید زان دهان حرف دروغ

نکته‌ای دقیق و ظریف را برای توجیهِ این رفتارِ تو می‌گویم، هرچند که دروغ از آن دهان بیرون بیاید.

نکته ادبی: نکته باریک: اصطلاحی برای اشاره به مطلبی دقیق، ظریف و تأمل‌برانگیز که نیاز به تأمل دارد.

بشکند در تنگنا آن حرف راست در هم افتد گردد آن حرف دروغ

سخنِ راست در شرایط دشوار ممکن است بشکند و تاب نیاورد، اما سخنِ دروغ در همان تنگناها به‌هم می‌ریزد و بی‌اعتبار می‌شود.

نکته ادبی: تضاد میان شکستنِ راستی و درهم‌افتادنِ ناراستی برای نشان دادنِ سستیِ دروغ.

فیض بس کن کی کجا سر میزند از دهان آنچنان حرف دروغ

ای فیض، دیگر سخن را کوتاه کن؛ چرا که باور کردنی نیست از آن دهان، چنان حرف دروغی بیرون بیاید.

نکته ادبی: فیض: تخلص شاعر که در اینجا مخاطب قرار گرفته و نوعی واگویه درونی است.

گر شنیدی از کسی باور مکن او کی آرد بر زبان حرف دروغ

اگر از کسی شنیدی که او دروغ گفته است، هرگز باور نکن؛ چرا که او کسی نیست که دروغ بر زبان آورد.

نکته ادبی: کی آرد: پرسش انکاری که در اینجا به معنایِ نفیِ مطلق است (هرگز نمی‌آورد).

آرایه‌های ادبی

ردیف حرف دروغ

تکرارِ عبارت 'حرف دروغ' در پایان تمامی ابیات که بر تأکید و نکوهشِ این عملِ ناپسند می‌افزاید.

تخلص فیض

نامِ شاعر در بیت ششم که برای خطاب به خود و پایان‌بندیِ کلام استفاده شده است.

پرسش انکاری کی آرد بر زبان حرف دروغ

استفاده از پرسش برای تأکید بر غیرممکن بودن یا باورنکردنی بودنِ وقوعِ دروغ از شخص مورد نظر.