دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۵۱۸

فیض کاشانی
ز عشق تو نرهیدم که گفت رست دروغ چرا کنند چنین تهمتی بدست دروغ
که گفت دل بسر زلف دیگری بستم خداش در نگشاید چنانکه بست دروغ
که گفت با دیگری بود مست و می در دست کجا و کی؟ دیگری که؟ چه می؟ چه مست؟ دروغ
دروغ کس مشنو با تو من بگویم راست نه راستست که بر عاشق تو بست دروغ
بمهر غیر نیالوده ام دل و جان را هر آنچه در حق من گفته اند هست دروغ
ز فیض پرس اگر حرف راست می پرسی که هرگزش بزبان در نبوده است دروغ
ز راستان سخن راست پرس و راست شنو مگو و مشنو و باور مکن بد است دروغ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده با زبانی صریح و دفاعی، به نفی تهمت‌ها و شایعاتی می‌پردازد که درباره وفاداری شاعر به معشوق در میان است. شاعر با روحیه‌ای حق‌طلبانه و صادقانه، به معشوق خود اطمینان می‌دهد که قلب و جانش تنها در گرو محبت اوست و تمام سخنان دیگران، چیزی جز بافته‌های بی‌پایه و دروغین نیست.

درونمایه اصلی این اثر، تقابل میان «راستی» و «دروغ» است. شاعر از معشوق می‌خواهد که گوش از یاوه‌گویی‌های بدخواهان بپوشاند و تنها به کلام عاشق که از سر صدق و صفاست، اعتماد کند. فضای کلی شعر، بیانیه‌ای عاشقانه برای اثبات پاک‌دامنی و وفاداری است که با تأکید بر حقیقت‌جویی و دوری از شایعات پایان می‌یابد.

معنای روان

ز عشق تو نرهیدم که گفت رست دروغ چرا کنند چنین تهمتی بدست دروغ

کسی که به دروغ ادعا کرد من از بند عشق تو رهایی یافته‌ام، دروغ گفته است؛ نمی‌دانم چرا برخی افراد چنین تهمت بی‌اساسی را به سادگی به زبان می‌آورند.

نکته ادبی: واژه «رست» در مصراع اول به معنای آزاد شدن و رهایی یافتن است، در حالی که در تکرار واژه «دروغ» در پایان ابیات، نوعی ردیف و قافیه‌سازی برای تأکید بر دروغ بودن اتهامات شکل گرفته است.

که گفت دل بسر زلف دیگری بستم خداش در نگشاید چنانکه بست دروغ

هر کس گفت که من دلبسته زلف دیگری شده‌ام، امیدوارم همان‌طور که دروغی را سرهم کرده و بسته است، خداوند هیچ دری از خیر و خوشبختی را به روی او نگشاید.

نکته ادبی: آرایه جناس همسان در واژه «بست» به کار رفته است؛ اولی به معنای گره زدن و دلبستن، و دومی به معنای ساختن و تهمت بستن.

که گفت با دیگری بود مست و می در دست کجا و کی؟ دیگری که؟ چه می؟ چه مست؟ دروغ

آن کس که گفت با شخص دیگری مست بوده‌ام و می در دست داشته‌ام، باید پاسخ دهد که کجا و چه زمانی این اتفاق افتاده؟ آن دیگری کیست؟ چه شرابی و چه مستی‌ای؟ تمام این حرف‌ها دروغ است.

نکته ادبی: استفاده از جملات پرسشی پیاپی (استفهام انکاری) برای نشان دادن پوچی و بی‌اساس بودن شایعات که نشان‌دهنده تعجب و خشم شاعر از اتهامات است.

دروغ کس مشنو با تو من بگویم راست نه راستست که بر عاشق تو بست دروغ

به شایعات و دروغ‌های مردم گوش نده. من حقیقت را با تو می‌گویم: هر سخنی که درباره خیانت عاشقِ تو گفته شده، بی‌شک دروغ است.

نکته ادبی: شاعر مستقیماً مخاطب (معشوق) را خطاب قرار داده تا او را از دایره نفوذ بدخواهان خارج کند.

بمهر غیر نیالوده ام دل و جان را هر آنچه در حق من گفته اند هست دروغ

من دل و جان خود را به عشق و محبت هیچ‌کس جز تو آلوده نکرده‌ام؛ بنابراین هر آنچه در مورد من و خیانت من گفته‌اند، سراسر دروغ است.

نکته ادبی: استعاره «آلودن» برای دلبستگی به غیر، نشان‌دهنده نگاه شاعر به وفاداری به عنوان یک امر پاک و قدسی است.

ز فیض پرس اگر حرف راست می پرسی که هرگزش بزبان در نبوده است دروغ

اگر به دنبال شنیدن حقیقت هستی، از «فیض» (تخلص شاعر) بپرس، چرا که او هرگز در زندگی‌اش به دروغ‌گویی روی نیاورده و سخن ناپاکی بر زبانش جاری نشده است.

نکته ادبی: استفاده از تخلص در بیت ششم که در سنت غزل فارسی برای معرفی شاعر در پایان یا اواخر شعر مرسوم است.

ز راستان سخن راست پرس و راست شنو مگو و مشنو و باور مکن بد است دروغ

سخن راست را فقط از راست‌گویان بپرس و بشنو. خودت نیز از دروغ گفتن و شنیدن و باور کردن آن دوری کن، چرا که دروغ صفتی زشت و ناپسند است.

نکته ادبی: تکرار واژه «راست» در این بیت، نشان‌دهنده تأکید شاعر بر ارزش اخلاقی صداقت و حقیقت‌جویی است.

آرایه‌های ادبی

جناس بست / بست

به کار بردن واژه «بست» در دو معنای متفاوت (دلبستن و تهمت بستن) که به زیبایی بر معنای بیت تأکید دارد.

تکرار دروغ

تکرار واژه «دروغ» در پایان ابیات به عنوان ردیف که بر فضایِ آکنده از اتهام و تلاش شاعر برای طرد آن‌ها دلالت دارد.

استفهام انکاری کجا و کی؟ دیگری که؟ چه می؟ چه مست؟

طرح پرسش‌های پی‌درپی برای نشان دادن پوچی و غیرممکن بودن اتهامات وارده.

تلمیح و تخلص فیض

اشاره به نام هنری شاعر در بیت ششم برای مهر تأیید زدن بر درستی گفتار خود.