دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۹۶

فیض کاشانی
سمآء الناس المعشاق ارض لهم فی ارضهم طی و فرض
سماء العاشقین ذات طی و للناس لها طول و عرض
فلو للناس فی الغد فیض ارض لنا فی قبضه الیوم ارض
و ارض العشق فیحاء عجیب ففی الطی لها طول و عرض
فلو بذل الدراهم فرض قوم فبذل الروح للعشاق فرض
فلو تبدیل ما کان قرضا لنا تبدیل عین الذات قرض
الایا فیض امسک حسبک الان و حسب القوم مما فاض عرض

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به تقابلِ نگاهِ اهلِ ظاهر (عوام) و اهلِ دل (عاشقان) می‌پردازد. او معتقد است که جهانِ مادی در دیدگاهِ عامه، محدود به ابعادِ فیزیکی و مادی است و دغدغه‌ی آنان نیز مصروفِ امور دنیوی و اعتباری است.

در مقابل، نگاهِ عاشقانه، جهانی‌ست بی‌کرانه که اگرچه در ظاهرِ «پیچیده» یا «درنوردیده» (طی) به نظر می‌رسد، اما حقیقتی بی‌نهایت دارد. در این مقام، عشق نه یک مفهومِ انتزاعی، که طریقتِ ایثارِ جان در برابرِ تعلقاتِ مادی است و عارفان به جای پاداش‌های موعودِ آینده، در همین لحظه‌ی «اکنون» حقیقت را به دست آورده‌اند.

معنای روان

سمآء الناس المعشاق ارض لهم فی ارضهم طی و فرض

آسمانِ مردمِ عامی، در حقیقت همان زمینِ خاکی است؛ چرا که دلبستگی‌ها، تکالیف و دغدغه‌های آن‌ها در همین دایره‌ی محدودِ مادی خلاصه می‌شود و در آن گرفتارند.

نکته ادبی: واژه‌ی طی در عرفان به معنای درنوردیدنِ مسافت یا درنوردیدنِ دنیاست که در اینجا به معنای محدودیتِ دیدِ عامه در عالمِ ماده به کار رفته است.

سماء العاشقین ذات طی و للناس لها طول و عرض

آسمانِ عاشقان، عالمی است که درنوردیده شده و به حقیقت پیوسته است؛ اما برای مردم عادی، آسمان چیزی جز امری مادی با ابعادِ هندسی (طول و عرض) نیست.

نکته ادبی: استفاده از طول و عرض کنایه از محدود بودنِ اجسام در عالمِ مادی است که در برابرِ گستره‌ی بی‌پایانِ عالمِ عشق قرار گرفته.

فلو للناس فی الغد فیض ارض لنا فی قبضه الیوم ارض

اگر مردمِ عامی به دنبالِ رسیدن به نعمت‌های مادی در آینده هستند، ما که اهلِ حقیقتیم، آن گنجِ مقصود را در همین لحظه‌ی اکنون در چنگ داریم.

نکته ادبی: فیض در اینجا به معنای بخشش یا نعمت‌های دنیوی است که مردم در انتظارِ آن هستند.

و ارض العشق فیحاء عجیب ففی الطی لها طول و عرض

سرزمینِ عشق، فضایی بسیار گسترده و شگفت‌انگیز است که حتی در آن حالتِ «درنوردیده» و پنهانِ خود، گستره‌ای بی‌نهایت و فراتر از تصور دارد.

نکته ادبی: فیحاء به معنای وسیع و گسترده است که با مفهومِ طی (درنوردیدن و جمع کردن) در تضادِ معناییِ زیبایی قرار گرفته است.

فلو بذل الدراهم فرض قوم فبذل الروح للعشاق فرض

اگر بخشیدن و خرج کردنِ پول و مال، وظیفه‌ی مردمِ دنیاست، بخشیدن و فدا کردنِ جان در راهِ عشق، وظیفه‌ی حتمیِ عاشقان است.

نکته ادبی: تقابلِ دراهم (سکه/پول) و روح (جان) یکی از پرکاربردترین صورِ خیال در ادبیاتِ عرفانی برای نشان دادنِ تفاوتِ اهلِ دنیا و اهلِ معناست.

فلو تبدیل ما کان قرضا لنا تبدیل عین الذات قرض

اگر تبدیلِ آنچه به عنوانِ وام (قرض) نزدِ ماست برای مردم امری رایج است، برای ما، تغییرِ جوهرِ وجودیِ خودمان یک تعهدِ واجب و همیشگی است.

نکته ادبی: شاعر میانِ قرض به معنای وامِ مادی و قرص (تغییر) بازیِ زبانی ظریفی ایجاد کرده است تا بر اصالتِ ایثارِ عاشق تأکید کند.

الایا فیض امسک حسبک الان و حسب القوم مما فاض عرض

ای «فیض» (تخلص شاعر)، اکنون خاموش باش که همین مقدار برای تو کافی است؛ و آنچه از این حقایق برای مردمِ عامی باقی می‌ماند، همان عرضیات و ظواهرِ ناپایدار است.

نکته ادبی: در بیت آخر شاعر خود را خطاب قرار داده و به پایانِ سخن اشاره می‌کند. کلمه عرض در اینجا در مقابلِ ذات به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) سماء و ارض

تقابل آسمان و زمین برای نشان دادن تفاوت دیدگاه اهل معنا و اهل دنیا.

کنایه طول و عرض

کنایه از محدودیت‌های مادی و فیزیکی عالمِ خاکی که در مقابلِ بی کرانگیِ عالمِ عشق قرار دارد.

ایهام طی

این واژه هم به معنای درنوردیدنِ فاصله و هم به معنای پیچیدن و جمع کردنِ بساطِ دنیا در عرفان به کار رفته است.