دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۹۲

فیض کاشانی
عبرت بگیر ای دل ازین دهر پر غصص ز احوال انبیا و سلاطین شنو قصص
بنگر چها ز قوم کشیدند انبیا بس جرعهای خون که کشیدند از غصص
حق کرد بر خواص مو کل بلای خویش قسمت زیاده داده کسی را که بود اخص
شاهان نگر که با دل پر حسرت از جهان رفتند سوی گور ز قصر مشید جص
دانا در اینجهان ننهد دل تنش در و چون جان اوست در تن چون مرغ در قفص
بر راستی کار جهان این دلیل بس کو کرد بر جفاش بکردار خویش نص
فریاد میکند که من اینم مخور فریب از بهر خود مجوی در آمیزشم رخص
پنهان نمی کند بدی خود چو اهل غدر پیدا و روشن است بدیهاش چون برص
ای فیض قسمتیست معدل نعیم و غم بر اهل نشأتین مساوی بود حصص

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر، اندرزنامه‌ای است در بیان ناپایداری و فریبندگی جهان مادی که شاعر با بهره‌گیری از حکایت‌های تاریخی، مخاطب را به عبرت‌آموزی فرا می‌خواند. محور اصلی کلام، بی‌اعتباری دنیا و رنج‌های ناگزیر آن است که حتی برگزیدگان الهی نیز از آن بی‌نصیب نبوده‌اند.

شاعر با نگاهی واقع‌بینانه و عرفانی، دنیا را نه محیطی برای سکونت دائم، بلکه همچون قفسی برای جان آدمی می‌داند و تأکید می‌کند که هرچه انسان به مراتب کمال نزدیک‌تر باشد، سهم بیشتری از ابتلائات الهی خواهد داشت. در نهایت، او دنیا را پدیده‌ای عیان‌گر می‌بیند که بی‌پرده از ماهیت ستمگرانه خود سخن می‌گوید و خردمندان را به دل نبستن به آن تشویق می‌کند.

معنای روان

عبرت بگیر ای دل ازین دهر پر غصص ز احوال انبیا و سلاطین شنو قصص

ای دل، از این روزگارِ سرشار از رنج و اندوه، عبرت بگیر و داستان‌های زندگی پیامبران و پادشاهان پیشین را بشنو تا حقیقت را دریابی.

نکته ادبی: غصص جمع مکسر غصه به معنای اندوه‌هاست.

بنگر چها ز قوم کشیدند انبیا بس جرعهای خون که کشیدند از غصص

بنگر که پیامبران الهی از دست قوم و امت خود چه سختی‌ها و رنج‌هایی متحمل شدند و چه بسیار خون‌دل‌ها که نوشیدند.

نکته ادبی: جرعه کشیدن کنایه از تحمل رنج و غم است.

حق کرد بر خواص مو کل بلای خویش قسمت زیاده داده کسی را که بود اخص

خداوند، بلاها و سختی‌هایش را سهم بندگان برگزیده خود قرار می‌دهد؛ به عبارت دیگر، هر کس نزد خداوند محبوب‌تر و خاص‌تر باشد، سهم بیشتری از آزمایش‌های الهی دارد.

نکته ادبی: اخص صفت تفضیلی به معنای خاص‌تر است.

شاهان نگر که با دل پر حسرت از جهان رفتند سوی گور ز قصر مشید جص

پادشاهان را در نظر آور که با دلی آکنده از حسرت و اندوه، قصر‌های بلند و گچ‌کاری شده خود را رها کردند و راهی گور شدند.

نکته ادبی: جص در لغت به معنای گچ و سنگِ آهک است که برای ساخت قصرها به کار می‌رفت.

دانا در اینجهان ننهد دل تنش در و چون جان اوست در تن چون مرغ در قفص

انسان دانا و خردمند، دل به این جهان ناپایدار نمی‌بندد، چرا که جان او در تنش، همچون مرغی اسیر در قفس زندانی است.

نکته ادبی: تشبیه جان به مرغ و تن به قفس از تمثیلات مشهور عرفانی است.

بر راستی کار جهان این دلیل بس کو کرد بر جفاش بکردار خویش نص

برای اثبات بی‌وفایی و ناپایداری کارِ دنیا، همین دلیل کافی است که دنیا با کردار و رفتار خود، به‌طور آشکار و صریح، به ستمگری‌اش اعتراف می‌کند.

نکته ادبی: نص به معنای تصریح کردن و آشکارا بیان کردن است.

فریاد میکند که من اینم مخور فریب از بهر خود مجوی در آمیزشم رخص

دنیا فریاد می‌زند که من همین هستم (ناپایدار و بی‌وفا)؛ فریب مرا نخور و برای رسیدن به آسایش در حریم من، اجازه و رخصت طلب نکن.

نکته ادبی: رخص به معنای اجازه و آسانی است.

پنهان نمی کند بدی خود چو اهل غدر پیدا و روشن است بدیهاش چون برص

دنیا برخلاف انسان‌های حیله‌گر، بدی‌هایش را پنهان نمی‌کند، بلکه زشتی‌ها و عیوبش همانند بیماری پیسی کاملاً هویدا و روشن است.

نکته ادبی: برص (پیسی) بیماری پوستی است که لکه‌هایی سفید و آشکار بر بدن ایجاد می‌کند.

ای فیض قسمتیست معدل نعیم و غم بر اهل نشأتین مساوی بود حصص

ای فیض، سهم انسان از شادی و غم در این هستی به عدالت تقسیم شده است و برای مردم این دنیا و آخرت، بهره‌ها و سهم‌ها برابر و عادلانه است.

نکته ادبی: حصص جمع حصه به معنای بهره و سهم است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه جان در تن همچون مرغ در قفس

جان آدمی در حصار تن به مرغی در قفس تشبیه شده است.

تشبیه بدی‌های دنیا مانند برص (پیسی)

زشتی و عیوب دنیا به بیماری پیسی که ظاهری آشکار و ناخوشایند دارد، تشبیه شده است.

تشخیص (شخصیت‌بخشی) فریاد می‌کند که من اینم

به دنیا ویژگی انسانیِ فریاد زدن و خودمعرفی کردن نسبت داده شده است.

تلمیح احوال انبیا و سلاطین

اشاره به سرگذشت پیامبران و پادشاهان که دستمایه عبرت است.