دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۷۹

فیض کاشانی
بغم خوردن بنه دل شاد میباش خدا را بندهٔ آزاد میباش
هوا را پشت پا زن خاک ره شو تهی دست از جهان چون باد میباش
بر افکندگان افکندگی کن بر سنگین دلان فولاد میباش
خلیل حق چه بینی شو ذبیحش بنمرودی رسی شداد میباش
چو بینی موسی میباش هرون و گر فرعون ذوالاوتاد میباش
بعاد ار بگذری میباش صرصر چو برخوردی بهودی هاد میباش
بیا شاگردی آل نبی کن جهانرا سربسر استاد میباش
از ایشان گیر تعلیم قواعد پس آنگه صاحب ارشاد میباش
خدا را بندگی کن در همه حال چو فیض ازهر دو کون آزاد میباش
اگر خواهی رهی سوی حقایق رسوم شرع را منقاد می باش

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، توصیه‌نامه‌ای اخلاقی و عرفانی است که بر رهایی از تعلقات دنیوی و غم‌های بیهوده تأکید می‌ورزد. شاعر راه کمال را در پیوند با حقیقت و تسلیمِ خالصانه در برابر پروردگار می‌بیند و مخاطب را دعوت می‌کند تا با آزادگی، بندگی خدا را پیشه سازد.

در ادامه، رویکردی پویا در برخورد با محیط پیرامون توصیه می‌شود؛ به‌گونه‌ای که انسان باید در برابر افتادگان فروتن و نسبت به ستمگران قاطع باشد. در نهایت، رسیدن به مقامِ ارشاد و حقیقت، مشروط به پیروی از خاندان نبوت و پایبندی به احکام شرع دانسته شده است.

معنای روان

بغم خوردن بنه دل شاد میباش خدا را بندهٔ آزاد میباش

غصه خوردن را کنار بگذار و دلشاد باش؛ برای رسیدن به آزادی حقیقی و رهایی از بندها، بنده‌ی خدا باش.

نکته ادبی: پارادوکسِ بندهٔ آزاد اشاره به این دارد که در مکتب عرفان، بندگیِ محضِ پروردگار، عینِ آزادی از قید و بندهای ماسوی‌الله است.

هوا را پشت پا زن خاک ره شو تهی دست از جهان چون باد میباش

هوی و هوس را زیر پا بگذار و مانند خاکِ راه، فروتن باش؛ همان‌طور که باد در دستانش چیزی نگه نمی‌دارد، تو نیز از وابستگی‌های دنیوی تهی‌دست و سبک‌بار باش.

نکته ادبی: تشبیه به باد برای نشان دادنِ خصلتِ بی‌تعلق بودن است.

بر افکندگان افکندگی کن بر سنگین دلان فولاد میباش

با کسانی که شکست‌خورده و افتاده‌اند، مهربان و متواضع باش و در برابر سنگ‌دلان و ظالمان، همچون فولاد سخت و تسخیرناپذیر باش.

نکته ادبی: تضاد میان افکندگی (فروتنی) و فولاد (سختی) برای تبیینِ رفتارِ حکیمانه با طیف‌های مختلف مردم است.

خلیل حق چه بینی شو ذبیحش بنمرودی رسی شداد میباش

اگر در زندگی نشانه‌ای از خلیل‌الله (ابراهیم) دیدی، جان‌فشانی کن و ایثارگر باش و اگر در برابر نمرود (سمبل طغیان) قرار گرفتی، همچون شداد (در ایستادگی و اقتدار) باش.

نکته ادبی: تلمیح به داستان ابراهیم و نمرود برای نمایشِ تقابل حق و باطل.

چو بینی موسی میباش هرون و گر فرعون ذوالاوتاد میباش

اگر در پی حقیقت هستی و موسی (پیامبر هدایت) را دیدی، مانند هارون یاور او باش و اگر با فرعون (طاغوت) روبرو شدی، با استقامتی تزلزل‌ناپذیر همچون میخ‌های استوار (ذوالاوتاد) پایدار بمان.

نکته ادبی: ذوالاوتاد لقبی است که در قرآن برای فرعون به کار رفته و به میخ‌ها و استواری او اشاره دارد؛ شاعر از این استواری برای تقابل با فرعون استفاده کرده است.

بعاد ار بگذری میباش صرصر چو برخوردی بهودی هاد میباش

اگر از سرزمین قوم عاد گذر می‌کنی، همچون باد صرصر (توفانِ ویرانگرِ باطل) باش و اگر با حضرت هود برخورد کردی، پیروِ هدایت و راهنمایی او باش.

نکته ادبی: باد صرصر در داستان هود پیامبر، عامل عذاب و نابودی قوم عاد بود؛ شاعر از آن به عنوان نماد قاطعیت استفاده کرده است.

بیا شاگردی آل نبی کن جهانرا سربسر استاد میباش

بیا و شاگردی خاندان پیامبر را پیشه کن تا در این مسیر، خود به استادی برای جهانیان تبدیل شوی.

نکته ادبی: آل نبی در بافت عرفانی اشاره به اهل‌بیت و پیروان طریق حق دارد.

از ایشان گیر تعلیم قواعد پس آنگه صاحب ارشاد میباش

قواعد و اصولِ کمال را از ایشان بیاموز و سپس خودت صاحب مقام ارشاد و راهنماییِ مردم باش.

نکته ادبی: ارشاد در اینجا به معنای هدایتِ معنوی است.

خدا را بندگی کن در همه حال چو فیض ازهر دو کون آزاد میباش

در همه حال، فقط خداوند را عبادت کن و همچون فیض، از قید هر دو عالم (دنیا و آخرت) آزاد و رها باش.

نکته ادبی: فیض در اینجا می‌تواند تخلص شاعر یا به معنای لطف الهی باشد.

اگر خواهی رهی سوی حقایق رسوم شرع را منقاد می باش

اگر می‌خواهی به حقایقِ پنهان هستی دست یابی، باید مطیعِ کاملِ دستورات و احکام شرع باشی.

نکته ادبی: منقاد بودن به معنای مطیع و فرمان‌بردار بودن است.

آرایه‌های ادبی

تلمیح خلیل، نمرود، شداد، موسی، هارون، فرعون، عاد، صرصر، هود

اشاره به داستان‌های پیامبران و شخصیت‌های تاریخی برای درس گرفتن و الگوبرداری از رفتارهای آنان در مواجهه با خیر و شر.

تناقض (پارادوکس) بندهٔ آزاد

بیان اینکه بندگیِ خالصانه در برابر خداوند، راه رسیدن به آزادی حقیقی از بندهای دنیوی است.

تشبیه تهی دست از جهان چون باد

مانند کردنِ سبک‌باری و رهایی انسان عارف به باد، که چیزی با خود حمل نمی‌کند.