دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۵۴

فیض کاشانی
دلم تابان مهر اوست یا رب باد تابان تر بصر حیران حسن اوست یا رب باد حیران تر
فروزان از جمال دوست شد چشم خدا بینم خدایا دم بدم سازش بلطف خود فروزان تر
مرا گیرد ز من هر دم دگر با خویشتن آرد شود هر لحظه بهر صید من آن غمزه فتان تر
نمیدانم چه افسون می دمد در من که هر ساعت شود شوق من افزون تر شود در دم فراوان تر
شدم چون جمع در کاری کند رد دم پریشانم پس افزاید پریشانیم تا گردم پریشان تر
چه او خواهد پریشانیم بیزارم ز جمعیت چو او سوزد دلم را خواست یا رب باد سوزان تر
چه او خواهد پریشانیم فزون بادم پریشانی شود رو چون پریشان تر شود کارم بسامان تر
نگنجد درد تو در دل که این ننگ و آن فراوانست فراوان میدهی چون درد کن دلرا فراوان تر
چو دردت بر دلم ریزد ز جانم ناله برخیزد فزون کن درد دل تا جان شود زین درد نالان تر
مهل یکدم دو چشمم را که تا از گریه باز آیند ز بحر خشیت آبی ده که تا باشند گریان تر
پیشمان کن مرا یا رب از آن کاری که من کردم ز کار خود پشیمان دار و از خویشم پشیمان تر
دلم گر معصیت خواهد توانی آنکه بازاریش چه خواهد طاعت او را میتوانی کرد خواهان تر
نمیدانم چرا با من کسی الفت نمیگیرد نه می بینم بسوی خود ز وحشت هیچ آسان تر
خدایا از بدم بگذر که از هر بد پشیمانم ز من کس نیست مجرم تر ز من هم کس پشیمان تر
خدا آسان کند بر فیض کاری را که دشوار است چو کاری باشد آسان سازدش از لطف آسان تر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این منظومه، نجوایی عرفانی و عاشقانه است که در آن سالک، سرسپردگی مطلق خود را به درگاه حضرت دوست ابراز می‌دارد. سراینده با نگاهی سرشار از حیرت و شوق، نه تنها از دشواری‌ها و دردهای مسیر عشق نمی‌هراسد، بلکه با استعلا از نفس خویش، خواستار فزونی آن دردهاست؛ چرا که معتقد است هرآنچه از جانب محبوب باشد، عین کمال و لطف است. در این اثر، پریشانی و سوختن نه به معنای ویرانی، بلکه به مثابه راهی برای پیراستن دل از تعلقات دنیوی و رسیدن به سامان حقیقی در پیشگاه پروردگار تصویر شده است.

مضمون محوری این قطعات، توبه، انابه و طلب فیض الهی است. شاعر با تکیه بر ضعف و ناتوانی خویش در برابر عظمت حق، از خداوند می‌خواهد که اراده‌اش را با اراده الهی همسو کند و او را در مسیر دشوار کمال، یاری دهد. این ابیات، بیانگر حالتی از تسلیم عاشقانه است که در آن، حتی رنج و اندوه نیز به واسطه انتساب به محبوب، گواراست و سالک، از خداوند نه آسایش دنیوی، که قرب و توجه مدام می‌طلبد.

معنای روان

دلم تابان مهر اوست یا رب باد تابان تر بصر حیران حسن اوست یا رب باد حیران تر

دلم روشن به نور مهر اوست، پروردگارا این روشنی را فزونی ده؛ چشمانم از مشاهده زیبایی‌اش در حیرت است، خدایا این حیرت را بیش از پیش کن.

نکته ادبی: تابان مهر استعاره از نور معرفت و ایمان است که دل را منور می‌سازد.

فروزان از جمال دوست شد چشم خدا بینم خدایا دم بدم سازش بلطف خود فروزان تر

دیدگان من که خدا را در همه جا می‌بینند، از تجلی جمال دوست روشن شده‌اند؛ پروردگارا با لطف خویش، لحظه به لحظه این فروغ را بیشتر کن.

نکته ادبی: خدا بین یعنی کسی که با چشم دل، آثار وجود خداوند را در همه جا مشاهده می‌کند.

مرا گیرد ز من هر دم دگر با خویشتن آرد شود هر لحظه بهر صید من آن غمزه فتان تر

هر لحظه او مرا از بندِ خویشتن می‌رهاند و به سوی خود می‌کشاند؛ در هر زمان آن نگاهِ پُر از کرشمه‌اش، برای صید کردنِ جانِ من، فتان‌تر و جذاب‌تر می‌شود.

نکته ادبی: فتان به معنای فریبنده و جذاب است که در اینجا وصفی برای غمزه یا نگاه عاشقانه است.

نمیدانم چه افسون می دمد در من که هر ساعت شود شوق من افزون تر شود در دم فراوان تر

نمی‌دانم چه افسونی در جان من می‌دمد که هر ساعت، شوق و تمایل من به او بیشتر می‌شود و در هر لحظه این اشتیاق فراوان‌تر می‌گردد.

نکته ادبی: افسون استعاره از تأثیراتِ معنوی و جاذبه‌ای است که از جانب محبوب بر سالک وارد می‌شود.

شدم چون جمع در کاری کند رد دم پریشانم پس افزاید پریشانیم تا گردم پریشان تر

هرگاه سعی می‌کنم در کاری تمرکز کنم، او مرا پریشان می‌کند؛ سپس این پریشانی را بیشتر می‌کند تا در نهایت من در برابر او کاملاً آشفته و تسلیم شوم.

نکته ادبی: جمع شدن در برابر پریشانی، تضاد میان تمرکز دنیوی و آشفتگی عارفانه را نشان می‌دهد.

چه او خواهد پریشانیم بیزارم ز جمعیت چو او سوزد دلم را خواست یا رب باد سوزان تر

چون او پریشانی مرا می‌خواهد، من از آرامش و جمعِ خاطر بیزارم؛ اگر او دل مرا می‌سوزاند، پروردگارا آن سوزش را سوزان‌تر کن.

نکته ادبی: تأکید بر رضایت به قضای الهی حتی اگر منجر به رنج ظاهری شود.

چه او خواهد پریشانیم فزون بادم پریشانی شود رو چون پریشان تر شود کارم بسامان تر

اگر خواستِ او پریشانی من است، پس بگذار این پریشانی افزون شود؛ چرا که وقتی در ظاهر پریشان‌تر می‌شوم، کار من در واقع سامانِ معنوی بهتری می‌یابد.

نکته ادبی: پریشانی در اینجا کنایه از رهایی از تعلقات و سامان به معنای نظم یافتن در سیر و سلوک است.

نگنجد درد تو در دل که این ننگ و آن فراوانست فراوان میدهی چون درد کن دلرا فراوان تر

درد عشق تو در دل کوچک من نمی‌گنجد، چرا که این رنج بسیار عظیم است؛ حال که این دردِ فراوان را به من می‌دهی، دلم را نیز وسعت بخش تا گنجایش آن را داشته باشد.

نکته ادبی: اشاره به ظرفیت وجودی سالک برای پذیرش دردهای الهی.

چو دردت بر دلم ریزد ز جانم ناله برخیزد فزون کن درد دل تا جان شود زین درد نالان تر

آن‌گاه که درد تو بر دلم می‌نشیند، از جانم ناله‌ها برمی‌خیزد؛ پس دردِ دل را فزونی بخش تا جان من از این درد، نالان‌تر و سرزنده‌تر شود.

نکته ادبی: ناله در اینجا نشانه حیاتِ روحانی و بیداریِ جان است، نه شکوه از معشوق.

مهل یکدم دو چشمم را که تا از گریه باز آیند ز بحر خشیت آبی ده که تا باشند گریان تر

یک لحظه هم چشمانم را رها نکن تا از گریه باز ایستند؛ آبی از دریای ترس از عظمتت به من بده تا چشمانم گریان‌تر شوند.

نکته ادبی: خشیت به معنای ترس آمیخته به تعظیم است که مقامی در عرفان محسوب می‌شود.

پیشمان کن مرا یا رب از آن کاری که من کردم ز کار خود پشیمان دار و از خویشم پشیمان تر

پروردگارا مرا از گناهانی که مرتکب شده‌ام پشیمان کن؛ مرا در برابر کارهایم شرمسار دار و از نفسِ خویش بیش از همه شرمگین کن.

نکته ادبی: خویش در اینجا به معنای نفس اماره و خودخواهی‌های فردی است.

دلم گر معصیت خواهد توانی آنکه بازاریش چه خواهد طاعت او را میتوانی کرد خواهان تر

اگر دلم به معصیت متمایل شد، تو توانایی آن را داری که مانع شوی؛ و اگر اطاعت تو را خواست، می‌توانی آن را مشتاق‌تر کنی.

نکته ادبی: اشاره به قدرت مطلقه الهی در هدایت قلوب.

نمیدانم چرا با من کسی الفت نمیگیرد نه می بینم بسوی خود ز وحشت هیچ آسان تر

نمی‌دانم چرا کسی با من الفت نمی‌گیرد؛ هیچ‌کس را نمی‌بینم که از این وحشت و تنهاییِ درونی، مرا نجات دهد یا کارم را آسان‌تر کند.

نکته ادبی: وحشت در متون عرفانی به معنای دوری از خلق و تنهاییِ سالک در مسیر حق است.

خدایا از بدم بگذر که از هر بد پشیمانم ز من کس نیست مجرم تر ز من هم کس پشیمان تر

خدایا از گناهانم بگذر که از هر کار بدی پشیمانم؛ کسی گناهکارتر از من نیست و کسی هم به اندازه من از خود شرمنده نیست.

نکته ادبی: اعتراف به قصور، مقدمه توبه و بازگشت به سوی خداوند است.

خدا آسان کند بر فیض کاری را که دشوار است چو کاری باشد آسان سازدش از لطف آسان تر

خداوند برای فیض، هر کار دشواری را آسان می‌کند؛ هنگامی که کاری سخت باشد، با لطف خود آن را از هر کار آسانی، آسان‌تر می‌گرداند.

نکته ادبی: اشاره به تسهیل امور توسط خداوند برای بندگانِ خاص که به او توکل کرده‌اند.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) جمعیت و پریشانی

بهره‌گیری از این دو واژه برای نشان دادن تفاوت میان آرامش ظاهری و آشفتگیِ عارفانه در سیر و سلوک.

پارادوکس (تناقض‌نما) شود رو چون پریشان‌تر، شود کارم بسامان‌تر

شاعر معتقد است در راه عشق، آشفتگیِ ظاهری، عینِ نظم و سامانِ باطنی است.

استعاره بحر خشیت

ترسِ مقدس از خداوند به دریایی عمیق تشبیه شده است که می‌تواند اشکِ شوق و ندامت را جاری کند.

اغراق (مبالغه) فراوان میدهی چون درد کن دل را فراوان‌تر

درخواستِ فزونیِ درد، مبالغه‌ای در جهت طلبِ عشقِ بیشتر است که از ویژگی‌های بارز سبک عاشقانه است.