دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۴۷

فیض کاشانی
ما را پیوسته بسته بر کار دارد با ما عنایتی یار
دادند بدست خلق ما را پا بسته فتاده ایم در کار
دادند عنان بدست سفله ما را کردند بر خسان خوار
هر دم بتن از کسی رسد رنج هر دو بدل از خسی جهد خار
بر دوش گرفته بار خلقی رانیم بره خران بی بار
صد شکر خدایرا که یکدوش از پهلوی ما نمی کشد بار
ما بر دل کس گران نباشیم کو بر دل ما گران شود یار
هر کو بر دوش خلق بارست او را ندهند نزد حق بار
آنکس که بگوشهٔ نشیند آسوده ز رحمت خس و خار
نی بار نهد بدوش مردم نی بر گیرد بدوش کس بار
وارسته ز جور گلعذاران فارغ ز جفای خار اغیار
او را نشود کمال حاصل او را نرسد عنایت از یار
از وی کمتر بگویمت کیست راحت طلبان مردم آزار
زین قوم حذر کن ای برادر از صحبتشان هزار زنهار
چون فیض ستمکش ار نباشی بر خسته دلان مشو ستمکار

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه در پی تبیین دشواری‌های سلوک در اجتماع و چالش میان مسئولیت‌های دنیوی و کمال معنوی است. شاعر ضمن آنکه درگیری در امور خلق را نوعی امتحان و عنایت الهی می‌داند، گوشه‌نشینیِ صرف را نیز بی‌حاصل دانسته و معتقد است برای دستیابی به عنایت یار، باید در بطن حوادث و مشکلات حضور داشت.

درونمایه اصلی این سروده، نکوهشِ راحت‌طلبانی است که با وجود دوری از رنج، دیگران را آزار می‌دهند. شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که اگر تابِ تحملِ رنجِ دیگران را ندارد، دست‌کم خود به ستمکاران نپیوندد و به دل‌های خسته آسیب نرساند.

معنای روان

ما را پیوسته بسته بر کار دارد با ما عنایتی یار

خداوند همواره ما را با مشغله‌های دنیا درگیر کرده است و این خود نشانه‌ای از لطف و توجه او به ماست.

نکته ادبی: عنایت در اینجا به معنای توجه و لطف الهی است که ممکن است به شکل مشغله و کار ظاهر شود.

دادند بدست خلق ما را پا بسته فتاده ایم در کار

ما را در دست مردم گرفتار کرده‌اند و در گرداب کارهای دنیوی چنان درگیر شده‌ایم که گویی پاهایمان به بند کشیده شده است.

نکته ادبی: پا بسته فتاده ایم کنایه از اسارت در بندِ روزمرگی و کارهای دنیوی است.

دادند عنان بدست سفله ما را کردند بر خسان خوار

زمام امور ما را به دست افراد پست و فرومایه داده‌اند و بدین‌سان ما را در برابر ناکسان خوار و خفیف کرده‌اند.

نکته ادبی: سفله و خسان هر دو واژگانی برای تحقیر افراد پست‌مرتبه و بی‌مایه است.

هر دم بتن از کسی رسد رنج هر دو بدل از خسی جهد خار

هر لحظه از سوی کسی به جسم ما رنجی می‌رسد و به دلیل هم‌نشینی با افراد پست، در دلمان رنج و دردی همچون خار خلجان می‌کند.

نکته ادبی: خار استعاره از رنج و آزار روحی است که به قلب راه می‌یابد.

بر دوش گرفته بار خلقی رانیم بره خران بی بار

ما بارِ کارهای مردم را بر دوش می‌کشیم و در همان حال در راهی قدم می‌زنیم که عده‌ای بیکار و بی‌مسئولیت در آن حرکت می‌کنند.

نکته ادبی: رانیم بره خران یعنی در مسیری حرکت می‌کنیم که هم‌مسیر با افراد بی‌دغدغه و بی‌فایده است.

صد شکر خدایرا که یکدوش از پهلوی ما نمی کشد بار

صد بار خدا را شکر که کسی در کنار ما نیست تا بخواهد بارِ سختی‌هایش را به دوش ما بگذارد یا ما را در این مسیر همراهی کند.

نکته ادبی: این بیت نمایانگر نوعی تنهاییِ خودخواسته در عین تحملِ بار است.

ما بر دل کس گران نباشیم کو بر دل ما گران شود یار

ما سعی می‌کنیم باری بر دوش کسی نباشیم تا مبادا آن «یار» [خداوند] بر دوش ما سنگینی کند و ما را درگیر خود سازد.

نکته ادبی: ایهامِ زیبایی دارد؛ هم به معنای عدمِ آزارِ دیگران و هم به معنای پرهیز از گرفتار شدن در عشق‌های زمینی که مانعِ توجه به یار اصلی است.

هر کو بر دوش خلق بارست او را ندهند نزد حق بار

هرکس که در این دنیا سربار و موجب زحمت مردم باشد، در پیشگاه خداوند قرب و منزلتی نخواهد داشت.

نکته ادبی: بار دادن نزد حق، استعاره از پذیرش درگاه الهی و قربت است.

آنکس که بگوشهٔ نشیند آسوده ز رحمت خس و خار

آن کسی که در گوشه‌ای منزوی شود، از آزار و اذیتِ آدم‌های پست و فرومایه در امان است.

نکته ادبی: خس و خار استعاره از افراد بی‌ارزش و آزاردهنده است.

نی بار نهد بدوش مردم نی بر گیرد بدوش کس بار

چنین شخصی نه برای کسی مشکلی ایجاد می‌کند و نه بارِ مسئولیت یا مشکل دیگران را بر دوش می‌کشد.

نکته ادبی: اشاره به بی‌طرفیِ عزلت‌نشینان در امور اجتماعی است.

وارسته ز جور گلعذاران فارغ ز جفای خار اغیار

او از ستمِ زیبایی‌های فریبنده دنیوی رها شده و از جور و جفای دشمنان و بیگانگان نیز در امان مانده است.

نکته ادبی: گلعذاران استعاره از مظاهر فریبنده دنیوی است.

او را نشود کمال حاصل او را نرسد عنایت از یار

اما چنین فردی هرگز به کمال انسانی نمی‌رسد و عنایت و لطف خاص الهی شامل حالش نمی‌شود.

نکته ادبی: شاعر معتقد است رشد و کمال در معاشرت و تحملِ دشواریِ مردم نهفته است.

از وی کمتر بگویمت کیست راحت طلبان مردم آزار

اگر بخواهم کسی را معرفی کنم که از آن گوشه‌نشین هم بدتر است، باید به راحت‌طلبانی اشاره کنم که هم خود آسوده‌اند و هم دیگران را می‌آزارند.

نکته ادبی: مردم‌آزار به معنای کسی است که آگاهانه مایه رنج دیگران می‌شود.

زین قوم حذر کن ای برادر از صحبتشان هزار زنهار

ای برادر، از این دسته از افراد دوری کن و از هم‌نشینی با آن‌ها به‌شدت پرهیز داشته باش.

نکته ادبی: زنهار به معنای هشدار جدی و طلبِ زنهار (امان) است.

چون فیض ستمکش ار نباشی بر خسته دلان مشو ستمکار

اگر مانند من [فیض] توان تحمل ستم را نداری، لااقل خودت نیز به افراد دل‌شکسته و رنج‌دیده ظلم نکن.

نکته ادبی: فیض تخلص شاعر است که در اینجا به خودش اشاره مستقیم دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره خار

به معنای رنج و آزارِ درونی که در قلب می‌نشیند.

ایهام بار دادن

به معنای هم وزن و مسئولیت داشتن و هم به معنای اجازه ورود یافتن به درگاه یار.

نماد خس و خار

نمادی برای افراد پست، فرومایه و بی‌ارزش که جز آزار، ثمری ندارند.

تخلص فیض

اشاره شاعر به نام ادبی خود در بیت پایانی برای تأکید بر پیام اخلاقی اثر.