دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۳۶

فیض کاشانی
زاهد گر ترا ریاست لذیذ من دلداده را هواست لذیذ
گر ترا عافیت بود مطلوب من دیوانه را بلاست لذیذ
گر ترا جوی شیر خوش آید نزد من اشک بی بهاست لذیذ
گر تو با جوی خمر خوش داری مر مرا خون دیدهاست لذیذ
گر ترا انگبین دهد لذت حرف شیرین او مراست لذیذ
گر تو حور و قصور میخواهی عاشقانرا ازو لقاست لذیذ
فیض با زاهدان جدال مکن عشق نزد خسان کجاست لذیذ

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، تقابل دو جهان‌بینی متفاوت را به تصویر می‌کشد: یکی جهان‌بینی زاهدانه که بر مدار آسایش، بهره‌مندی از پاداش‌های اخروی و میل به آرامش می‌چرخد و دیگری جهان‌بینی عاشقانه که درد، رنج و طلبِ دیدارِ یار را بر هر خوشیِ دنیوی و اخروی ترجیح می‌دهد.

شاعر در این تقابل، ارزش‌های مادی و حتی اخرویِ مدنظر زاهد را در برابر رنج‌های سازنده و معنویِ عاشق قرار می‌دهد و با زبانی کنایه‌آمیز، نشان می‌دهد که ذائقه عاشق با ذائقه زاهد فرسنگ‌ها فاصله دارد و رنج و بلا در نظر عاشق، گواراتر از نعمت‌های بهشتی است.

معنای روان

زاهد گر ترا ریاست لذیذ من دلداده را هواست لذیذ

ای زاهد، اگر برای تو ریاست و برتری‌جویی لذت‌بخش است، برای منِ دلداده، هوسِ عشق و میلِ به آن لذت‌آور است.

نکته ادبی: هوا در اینجا به معنای میل، آرزو و عشق است و با واژه هوس هم‌ریشه است.

گر ترا عافیت بود مطلوب من دیوانه را بلاست لذیذ

اگر آرزوی تو رسیدن به عافیت و سلامتی است، من که دیوانه عشق هستم، بلا و سختی را لذت‌بخش می‌دانم.

نکته ادبی: دیوانه در ادبیات عرفانی نماد وارستگی از عقل مصلحت‌اندیش است که خود را در راه عشق به بلا می‌سپارد.

گر ترا جوی شیر خوش آید نزد من اشک بی بهاست لذیذ

اگر تو به دنبال جوی‌های شیر در بهشت هستی، برای منِ عاشق، حتی اشکِ چشم که به ظاهر بی‌ارزش است، گواراست.

نکته ادبی: اشک بی‌بها کنایه از ناله و زاری‌های عاشقانه است که در نظر عاشق ارزشمندتر از هر نعمت مادی است.

گر تو با جوی خمر خوش داری مر مرا خون دیدهاست لذیذ

اگر تو به دنبال جوی‌های شراب بهشتی هستی، برای من خونِ دیدگان (گریه خونین) لذت‌بخش‌تر است.

نکته ادبی: خونِ دیده‌ها استعاره از گریستنِ بسیار در فراق و رنج کشیدن است.

گر ترا انگبین دهد لذت حرف شیرین او مراست لذیذ

اگر تو از خوردن انگبین (عسل) لذت می‌بری، برای من شنیدن سخنان شیرینِ یار لذت‌بخش است.

نکته ادبی: انگبین نماد شیرینی‌های حسی و مادی است که در برابر سخن یار، بی‌ارزش جلوه می‌کند.

گر تو حور و قصور میخواهی عاشقانرا ازو لقاست لذیذ

اگر تو به دنبال حوری و قصرهای بهشتی هستی، برای عاشقان تنها دیدار و رسیدن به یار لذت‌بخش است.

نکته ادبی: لقا به معنای دیدار و ملاقات است و در عرفان عالی‌ترین پاداش برای عاشق شمرده می‌شود.

فیض با زاهدان جدال مکن عشق نزد خسان کجاست لذیذ

ای فیض، با زاهدان بحث و جدل مکن؛ چرا که ذائقه انسان‌های سطحی‌نگر، ظرفیت درک لذتِ عشق را ندارد.

نکته ادبی: خسان جمع خس به معنای خاشاک و استعاره از فرومایگان و کسانی است که از درک حقیقت عشق عاجزند.

آرایه‌های ادبی

تضاد زاهد و عاشق، عافیت و بلا

تقابل دائم میان ارزش‌های زاهدانه و عاشقانه که محور اصلی شعر است.

استعاره خون دیده‌ها

اشاره به شدت رنج و دوری که منجر به گریه خونین شده است.

مراعات نظیر حور، قصور، جوی شیر، جوی خمر

گردآوری واژگانی که تداعی‌کننده پاداش‌های بهشتی در ذهن زاهد است.