دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۳۰

فیض کاشانی
یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید آلوده غمم بمیم شست و شو کنید
جام لبالب می از آن دستم آرزوست بهر خدا شفاعت من نزد او کنید
چو مست می شوید ز شرب مدام دوست مستی بنده هم بدعا آرزو کنید
ابریق می دهید مرا تا وضو کنم در سجده ام بجانب میخانه رو کنید
بیمار چون شوم ببریدم بمیکده از بهر صحتم بخم پی فرو کنید
از خویش چون روم بمیم باز آورید آیم به خویش باز میم در گلو کنید
وقت رحیل سوی من آرید ساغری رنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید
تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاک در میکده بباده مرا شست و شو کنید
تا زنده ام نمیروم از میکده برون بعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید
در خاکدان من بگذارید یک دو خم دفنم چو میکنید میم در گلو کنید
از مرقدم بمیکده ها جویها کنید از هر خم و سبوی رهی هم بجو کنید
دردی کشان ز هم چو بپاشد وجود من در گردن شما که ز خاکم سبو کنید
ناید بغیر ریزهٔ خم یا سبو بدست هر چند خاکدان مرا جست وجو کنید
بی بادگان چو مستیتان آرزو شود آئید و خاک مقبرهٔ فیض بو کنید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب اشعار عرفانی و خمریه سروده شده است و شاعر با بهره‌گیری از نمادهای دنیوی همچون «می»، «میکده»، «جام» و «ساقی»، به توصیف شور و اشتیاق درونی خود برای رسیدن به حق و حقیقت مطلق پرداخته است. در نگاه او، مستی نماد وارستگی از قید و بندهای مادی و رسیدن به آگاهی معنوی است.

شاعر در این ابیات، پیوند میان ساحت معنوی و دنیای مادی را تا پس از مرگ نیز امتداد می‌دهد و با طنزی ظریف و زبانی جسورانه، تمامی مناسک و آیین‌های زندگی و مرگ خود را با شراب و میکده پیوند می‌زند تا نشان دهد که در نظر او، تنها حقیقتِ جاری در هستی، همین شور و جذبه‌ی عاشقانه است که حتی خاک قبر او نیز از آن بی‌نصیب نخواهد ماند.

معنای روان

یاران میم ز بهر خدا در سبو کنید آلوده غمم بمیم شست و شو کنید

ای دوستان، برای رضای خدا در جام من شراب بریزید، چرا که من غرق در اندوه هستم و تنها با شست‌وشو در این شراب است که می‌توانم از این غم پاک شوم.

نکته ادبی: «میم» در اینجا «می‌ام» (شراب من) است که با ایهام به حرف «میم» نیز اشاره دارد. واژه «سبو» ظرفی است که در شعر عرفانی نماد ظرفیت وجودی عارف برای دریافت فیض الهی است.

جام لبالب می از آن دستم آرزوست بهر خدا شفاعت من نزد او کنید

آرزو دارم جامی لبریز از شراب از دست یار حقیقی بنوشم؛ پس برای خشنودی خداوند، از او بخواهید که شفاعت مرا نزد آن یار بکند تا به این فیض برسم.

نکته ادبی: «شفاعت» در اینجا به معنای واسطه‌گری برای رسیدن به وصال و دریافت جرعه‌ای از فیض معنوی است.

چو مست می شوید ز شرب مدام دوست مستی بنده هم بدعا آرزو کنید

هنگامی که از نوشیدن شرابِ همیشگیِ دوست مست شدید، دعا کنید که من نیز در آن حال مستی شریک باشم و این حالت به من نیز عطا شود.

نکته ادبی: «شرب مدام» اشاره به استمرار و پیوستگی در فیض و عشق الهی دارد که عارف همواره خواهان آن است.

ابریق می دهید مرا تا وضو کنم در سجده ام بجانب میخانه رو کنید

به من ظرف شراب بدهید تا با آن وضو بگیرم، و هنگامی که برای سجده پیشانی بر خاک می‌گذارم، روی سجده‌ام به سمت میکده باشد.

نکته ادبی: ترکیب «وضو با شراب» از جمله آرایه‌های متناقض‌نمایی (پارادوکس) است که نشان‌دهنده تقدسِ مستی عرفانی در برابر طهارت ظاهری است.

بیمار چون شوم ببریدم بمیکده از بهر صحتم بخم پی فرو کنید

اگر روزی بیمار شدم، مرا به میکده ببرید و برای بهبودی و سلامت من، مرا درون خم شراب قرار دهید.

نکته ادبی: در اینجا میکده نماد درمانگاه روحانی و شراب نماد اکسیر شفابخش برای دردهای روح است.

از خویش چون روم بمیم باز آورید آیم به خویش باز میم در گلو کنید

هرگاه از خود بی‌خود شدم و از عالم معنا بازگشتم، مرا با شراب به حالت جذبه برگردانید و وقتی به هوش آمدم، باز در گلویم شراب بریزید تا این مستی ادامه یابد.

نکته ادبی: «از خویش رفتن» به معنای فنای در حق و «آمدن به خویش» به معنای بازگشت به هوشیاری دنیوی است که شاعر آن را نمی‌خواهد.

وقت رحیل سوی من آرید ساغری رنگم چو زرد شد بمیم سرخ رو کنید

در لحظه‌ی مرگ و سفر ابدی، جامی برایم بیاورید و زمانی که چهره‌ام از مرگ زرد شد، آن را با شراب سرخ کنید.

نکته ادبی: تضاد میان رنگ زرد مرگ و رنگ سرخ شراب، نمادی از زنده نگه داشتن روحیه عاشقی در لحظه فانی شدن است.

تابوت من ز تاک و کفن هم ز برگ تاک در میکده بباده مرا شست و شو کنید

تابوت و کفن مرا از تاک (درخت انگور) بسازید و در میکده با شراب مرا غسل دهید.

نکته ادبی: تاک نماد سرچشمه فیض و نشاط است و شاعر با این تصویرسازی، مرگ را نه پایان، بلکه انتقال به حریم مستی می‌داند.

تا زنده ام نمیروم از میکده برون بعد از وفات نیز بدان سوم رو کنید

تا زنده‌ام از میکده خارج نمی‌شوم و پس از مرگ نیز، مسیر رسیدن به مزار مرا از سمت میکده قرار دهید.

نکته ادبی: اصرار بر ماندن در میکده، نشان‌دهنده تعهد ابدی عارف به طریق عشق است.

در خاکدان من بگذارید یک دو خم دفنم چو میکنید میم در گلو کنید

در قبرم چند خم شراب بگذارید و هنگامی که مرا دفن کردید، در گلویم شراب بریزید.

نکته ادبی: این تصویر، تداوم طلبِ فیض الهی را حتی در عالم برزخ نشان می‌دهد.

از مرقدم بمیکده ها جویها کنید از هر خم و سبوی رهی هم بجو کنید

از مزار من جوی‌هایی به سوی میکده‌ها حفر کنید و هر خم و سبویی که در راه است را به این جوی‌ها متصل کنید.

نکته ادبی: شاعر می‌خواهد حتی پس از مرگ، وجودش منشأ جاری شدن فیض (شراب) برای دیگران باشد.

دردی کشان ز هم چو بپاشد وجود من در گردن شما که ز خاکم سبو کنید

ای دردی‌کشان، وقتی بدن من در خاک از هم پاشید، مسئولیت شماست که از خاک من سبو بسازید.

نکته ادبی: «دردی‌کشان» به معنای عاشقان حقیقی است که از تلخی‌های راه نمی‌هراسند و عاشقِ جرعه‌های نهایی فیض هستند.

ناید بغیر ریزهٔ خم یا سبو بدست هر چند خاکدان مرا جست وجو کنید

هرچقدر در خاک مزار من جست‌وجو کنید، چیزی جز بقایای خم یا سبوی شراب نخواهید یافت.

نکته ادبی: تاکید بر اینکه ماهیت وجودی او با شراب (عشق) عجین شده است.

بی بادگان چو مستیتان آرزو شود آئید و خاک مقبرهٔ فیض بو کنید

هرگاه بدون شراب، دلتنگ مستی شدید، به سراغ مزار من بیایید و خاک آن را ببویید تا مست شوید.

نکته ادبی: این بیت نشان‌دهنده تقدس مزار عارف است که حتی غبار آن نیز مستی‌بخش و الهام‌دهنده است.

آرایه‌های ادبی

تناقض‌نمایی (پارادوکس) وضو با شراب

جمع بستن دو مفهوم متضاد برای بیان اینکه در طریقت عشق، مستیِ حقیقت از مناسک ظاهری برتر است.

استعاره می، میکده، سبو

می نماد عشق و فیض الهی، میکده نماد حریم وصال و سبو نماد ظرفیت وجودی عارف است.

مبالغه جاری کردن شراب از قبر

اغراق هنری برای نشان دادن پیوند ناگسستنی شاعر با عشق و مستی حتی در پس از مرگ.

ایهام میم

در اینجا هم به معنای «میِ من» است و هم به حرف «میم» اشاره دارد که در ادبیات کهن گاهی به معنای دهان یا نشانه‌ای رمزی به کار می‌رود.