دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۲۳

فیض کاشانی
شکر افشان دهانش نگرید لبن آلوده لبانش نگرید
بنگاهی بجهان جان بخشد حکم بر جان و جهانش نگرید
خلقی از مستی چشمش مستند می بی کام و دهانش نگرید
زهر میگیرد از ابرو مژگان سهمگین تیر و کمانش نگرید
خاطرش با من و رو باد گران سوی من لطف نهانش نگرید
از لب من سخن او میگوید در بیانم به بیانش نگرید
زیر هر پرده نهانش بینید پرده هم اوست عیانش نگرید
فیض دل با حق و رو در خلقست شرح حالش ز بیانش نگرید
گر ندانید کز اهل درد است درد او در سخنانش نگرید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، تصویری پرشکوه و عارفانه از معشوقی را ترسیم می‌کند که در عین حال هم پنهان است و هم آشکار. شاعر با بهره‌گیری از مضامین سنتی ادبیات فارسی، معشوق را کانون هستی و منبع فیض می‌داند که با نگاهی جهان را زنده می‌کند و با بیانی نمادین، اسرار دل خود را به مخاطب می‌نمایاند.

فضا و اتمسفر حاکم بر اشعار، آمیخته‌ای از شور عرفانی، درد اشتیاق و حیرت است. شاعر در این قطعه تلاش دارد تا مخاطب را از ظاهر فریبنده و گاه سرد معشوق عبور داده و به عمق وجود او، که سرشار از مهر و لطف پنهان و درد عاشقی است، رهنمون سازد.

معنای روان

شکر افشان دهانش نگرید لبن آلوده لبانش نگرید

به دهان شکرریز و شیرین‌سخن او بنگرید و لب‌های آغشته به شیر (نماد پاکی و لطافت) او را مشاهده کنید.

نکته ادبی: شکر افشان به معنای شکرپاش و کنایه از شیرین‌سخنی است. لبن در اینجا به معنای شیر است.

بنگاهی بجهان جان بخشد حکم بر جان و جهانش نگرید

او تنها با یک نگاه به کل جهان جان می‌بخشد؛ به قدرت و تسلط او بر جان و جهان هستی بنگرید.

نکته ادبی: بنگاهی به معنی با یک نگاه است که بر توانایی حیات‌بخش معشوق دلالت دارد.

خلقی از مستی چشمش مستند می بی کام و دهانش نگرید

مردم از مستی نگاه او مست و مدهوش شده‌اند، به شرابی بنگرید که بدون دهان و کام ریخته می‌شود (اشاره به شراب عرفانی).

نکته ادبی: می بی کام و دهان اشاره به کیفیت غیرمادی و معنوی شراب عشق دارد.

زهر میگیرد از ابرو مژگان سهمگین تیر و کمانش نگرید

ابرو و مژگان او زهرآلود (کشنده) شده‌اند؛ به کمان و تیر سهمگین او که دل عاشقان را هدف می‌گیرد، نگاه کنید.

نکته ادبی: ترکیب تیر و کمان برای ابرو و مژگان از تصاویر رایج در ادبیات غنایی برای توصیف قساوت جذاب معشوق است.

خاطرش با من و رو باد گران سوی من لطف نهانش نگرید

اگرچه دلش با من است، اما چهره‌ای سرد و بی‌اعتنا دارد؛ به لطف پنهانی که نسبت به من دارد، توجه کنید.

نکته ادبی: باد گران به معنای سنگینی، وقار آمیخته به بی‌اعتنایی و غرور است.

از لب من سخن او میگوید در بیانم به بیانش نگرید

او از زبان من سخن می‌گوید؛ در گفتار من، به بیان او توجه کنید.

نکته ادبی: اشاره به وحدت وجود و حلول روح معشوق در عاشق دارد که سخن عاشق، سخن معشوق است.

زیر هر پرده نهانش بینید پرده هم اوست عیانش نگرید

شما او را پشت هر پرده‌ای پنهان می‌بینید، در حالی که خود آن پرده نیز اوست؛ به تجلی عیان او بنگرید.

نکته ادبی: ایهامی عمیق از وحدت خالق و مخلوق: هم پرده است و هم صاحب پرده.

فیض دل با حق و رو در خلقست شرح حالش ز بیانش نگرید

بخشندگی و لطف دل او با حق (خداوند) گره خورده، اما رویش به سوی مردم است؛ شرح حال او را از کلامش دریابید.

نکته ادبی: فیض در اینجا به معنای تراوش رحمت و عنایت الهی است.

گر ندانید کز اهل درد است درد او در سخنانش نگرید

اگر نمی‌دانید که او از اهل درد و رنج عاشقی است، دردهای پنهان او را در لابلای سخنانش جستجو کنید.

نکته ادبی: اهل درد بودن در عرفان به معنای دارا بودن سوز و گداز درونی و کمال انسانی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره شکر افشان دهان

تشبیه دهان معشوق به منبع شکر و شیرینی که کنایه از کلام شیرین است.

تضاد و پارادوکس زیر هر پرده نهانش بینید / پرده هم اوست

اشاره به اینکه معشوق هم در پنهانی است و هم در آشکاری، و خود هستی پرده‌ای بر حقیقت است.

مراعات نظیر ابرو، مژگان، تیر، کمان

بهره‌گیری از واژگان مرتبط با سلاح برای تصویرسازی از گیرایی و خطر چشم و ابروی معشوق.