دیوان اشعار - غزلیات

فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۴۲۱

فیض کاشانی
سینه را چاک چاک خواهم دید لشگر غم هلاک خواهم دید
خلوتم با تو دست خواهد داد بزم از اغیار پاک خواهم دید
با تو یکچند شاد خواهم زیست غیر را غصه ناک خواهم دید
بر لبم چون نهی لب میگون سر روحی فداک خواهم دید
عاقبت جان بوصل خواهم داد رمز هذا بذاک خواهم دید
زان لب و چشم مست خواهم شد حسرت جان اتاک خواهم دید
کامم از تو حصول خواهد یافت بر درت فیض خاک خواهم دید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، بیانگر اشتیاق عمیق و امید شاعر به وصال معشوق است. فضا و لحن کلام حاکی از دلی عاشق و منتظر است که با پاک‌سازی درون و رهایی از اغیار، خود را برای لحظه وصال مهیا می‌کند.

شاعر در این ابیات، با بیانی سرشار از شور و شوق، پایان اندوه و آغاز دوران شادمانی در سایه حضور معشوق را نوید می‌دهد. درونمایه اثر ترکیبی از شور عاشقانه و اشارات عرفانی است که در آن، فدا کردن جان در راه معشوق و درک راز وحدت، نقطه اوج این اشتیاق تلقی می‌شود.

معنای روان

سینه را چاک چاک خواهم دید لشگر غم هلاک خواهم دید

سینه خود را از شدت عشق چاک خواهم زد و با این کار، سپاه اندوه را که بر دلم چیره شده بود، به کلی درهم خواهم شکست و نابود خواهم کرد.

نکته ادبی: چاک چاک کردن سینه، کنایه از بی‌تابی شدید و آشکار شدن راز دل است؛ لشگر غم، اضافه تشبیهی است که غم را به سپاهی ویرانگر مانند کرده است.

خلوتم با تو دست خواهد داد بزم از اغیار پاک خواهم دید

فرصت خلوت کردن با تو برایم فراهم خواهد شد و در آن لحظات، بزم و محفل انس ما را از حضور بیگانگان و رقیبان پاک خواهم دید.

نکته ادبی: دست دادن در اینجا به معنای فراهم شدن فرصت و میسر شدن است؛ اغیار جمع غیر، به معنای بیگانگان و رقیبان در شعر عاشقانه است.

با تو یکچند شاد خواهم زیست غیر را غصه ناک خواهم دید

مدتی در کنار تو با شادمانی زندگی خواهم کرد و در مقابل، بیگانگان و حسودان را غرق در اندوه و حسرت خواهم دید.

نکته ادبی: یکچند به معنای مدتی است؛ غصه‌ناک دیدن غیر، اشاره به پاداش و مکافات عمل رقیبان در برابر سعادت عاشق دارد.

بر لبم چون نهی لب میگون سر روحی فداک خواهم دید

هنگامی که لبان میگون و سرخ‌فام خود را بر لب‌های من می‌نهی، حقیقت و راز جمله «روحی فداک» (جانم به فدای تو) را با تمام وجود درک خواهم کرد.

نکته ادبی: لب میگون، استعاره از سرخی و گیرایی لب معشوق است؛ روحی فداک، عبارت عربی و اشاره به مقام والای تسلیم و فنا در برابر معشوق است.

عاقبت جان بوصل خواهم داد رمز هذا بذاک خواهم دید

سرانجام در راه رسیدن به وصال تو جان خواهم باخت و در این مسیر، راز این نکته که «این همان است» (اشاره به اتحاد عاشق و معشوق) را درک خواهم کرد.

نکته ادبی: هذا بذاک، عبارت عربی که در عرفان به وحدت عاشق و معشوق اشاره دارد؛ جان دادن در اینجا به معنای فدا کردن خود برای رسیدن به کمال است.

زان لب و چشم مست خواهم شد حسرت جان اتاک خواهم دید

از آن لبان و چشمان مست تو، سرمست خواهم شد و در این حال، حسرتِ عمیقِ جانم را برای رسیدن به تو (آمدن تو) شاهد خواهم بود.

نکته ادبی: حسرت جان اتاک، ترکیبی است که در آن «اتاک» به معنای آمدنِ معشوق است؛ چشم مست، صفتِ گیرایی و تاثیرگذاری نگاه معشوق بر عاشق است.

کامم از تو حصول خواهد یافت بر درت فیض خاک خواهم دید

به خواسته و کام دل خود به وسیله تو خواهم رسید و بر آستان درگاهت، بهره‌مندی از خاک‌ساری و افتادگی را به دست خواهم آورد.

نکته ادبی: حصول کام، به معنای رسیدن به مقصود است؛ فیض خاک در اینجا به معنای برکتِ فروتنی و افتادگی در برابر معشوق است که بالاترین مقام عاشق است.

آرایه‌های ادبی

اضافه تشبیهی لشگر غم

غم به سپاهی تشبیه شده که بر قلب عاشق هجوم آورده است.

تلمیح روحی فداک

اشاره به عبارتی که در متون عاشقانه و عرفانی، برای ابراز نهایت فداکاری و جان‌نثاری عاشق به کار می‌رود.

کنایه سینه را چاک چاک کردن

کنایه از بی‌تابی شدید، آشکار شدن درون و غمگساری عاشقانه.

تمثیل عرفانی هذا بذاک

اشاره به وحدت وجود یا یکی شدن عاشق و معشوق در اوج سلوک.